29 زیرا اینک، ایّامی میآید که در آنها خواهند گفت، خوشابحال نازادگان و رحمهایی که بار نیاوردند و پستانهایی که شیر ندادند.
37 و میگفتند، اگر تو پادشاه یهود هستی خود را نجات ده.
25 آنگاه به ایشان گفت، سلاطین امّتها بر ایشان سروری میکنند و حکّامِ خود را ولینعمت میخوانند.
11 و زلزلههای عظیم در جایها و قحطیها و وباها پدید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد.
25 و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امّتها روی خواهد نمود بهسبب شوریدن دریا و امواجش.
34 پس خود را حفظ کنید مبادا دلهای شما از پرخوری و مستی و اندیشههای دنیوی، سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید.
19 آنگاه رؤسای کهنه و کاتبان خواستند که در همان ساعت او را گرفتار کنند، لیکن از قوم ترسیدند زیرا که دانستند که این مثل را دربارهٔ ایشان زده بود.
18 آیا هیچکس یافت نمیشود که برگشته خدا را تمجید کند جز این غریب؟
24 زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان میشود، پسر انسان در یوم خود همچنین خواهد بود.
9 و من شما را میگویم دوستان از مال بیانصافی برای خود پیدا کنید تا چون فانی گردید شما را به خیمههای جاودانی بپذیرند.
18 برخاسته، نزد پدر خود میروم و بدو خواهم گفت، ای پدر به آسمان و به حضور تو گناه کردهام،
29 امّا او در جواب پدر خود گفت، اینک، سالها است که من خدمتِ تو کردهام و هرگز از حکم تو تجاوز نورزیده و هرگز بزغالهای به من ندادی تا با دوستان خود شادی کنم.
31 بلکه ملکوت خدا را طلب کنید که جمیع این چیزها برای شما افزوده خواهد شد.
38 و اگر در پاس دوّم یا سوّم از شب بیاید و ایشان را چنین یابد، خوشا بحال آن غلامان.
47 امّا آن غلامی که ارادهٔ مولای خویش را دانست و خود را مُهیّا نساخت تا به ارادهٔ او عمل نماید، تازیانه بسیار خواهد خورد.


















17 و چون او را دیدند، پرستش نمودند. لیکن بعضی شکّ کردند.
43 بر خدا توکّل نمود، اکنون او را نجات دهد، اگر بدو رغبت دارد زیرا گفت، پسر خدا هستم!
52 و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقدّسین که آرامیده بودند برخاستند،
41 پس اصحاب طرف چپ را گوید، ای ملعونان، از من دور شوید در آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او مهیّا شده است.
36 عریان بودم مرا پوشانیدید، مریض بودم عیادتم کردید، در حبس بودم دیدن من آمدید.
6 و جنگها و اخبار جنگها را خواهید شنید. زنهار مضطرب مشوید زیرا که وقوع این همه لازم است، لیکن انتها هنوز نیست.
13 لیکن هر که تا به انتها صبر کند، نجات یابد.
20 پس دعا کنید تا فرار شما در زمستان یا در سَبَّت نشود،
23 آنگاه اگر کسی به شما گوید، اینک، مسیح در اینجا یا در آنجا است باور مکنید،
30 آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینهزنی کنند و پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیم میآید؛
35 آسمان و زمین زایل خواهد شد، لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.
9 و هیچ کس را بر زمین، پدر خود مخوانید زیرا پدر شما یکی است که در آسمان است.
37 ای اورشلیم، اورشلیم، قاتل انبیا و سنگسار کننده مرسلان خود! چند مرتبه خواستم فرزندان تو را جمع کنم، مثل مرغی که جوجههای خود را زیر بال خود جمع میکند و نخواستید!
8 ایشان را گفت، موسی بهسبب سنگدلیِ شما، شما را اجازت داد که زنانخود را طلاق دهید. لیکن از ابتدا چنین نبود.
23 عیسی به شاگردان خود گفت، هرآینه به شما میگویم که شخص دولتمند به ملکوت آسمان به دشواری داخل میشود.
28 عیسی ایشان را گفت، هرآینه به شما میگویم شما که مرا متابعت نمودهاید، در معاد وقتی که پسر انسان بر کرسی جلال خود نشیند، شما نیز به دوازده کرسی نشسته، بر دوازده سبط اسرائیل داوریخواهید نمود.



























15 پس تازیانهای از ریسمان ساخته، همه را از هیکل بیرون نمود، هم گوسفندان و گاوان را، و نقود صرّافان را ریخت و تختهای ایشان را واژگون ساخت،
16 و از پُری او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض،
5 زیرا که برادرانش نیز به او ایمان نیاورده بودند.
13 و لیکن بهسبب ترس از یهود، هیچکس دربارهٔ او ظاهراً حرف نمیزد.
6 و این را از روی امتحان به او گفت، زیرا خود میدانست چه باید کرد.
42 و گفتند، آیا این عیسی پسر یوسف نیست که ما پدر و مادر او را میشناسیم؟ پس چگونه میگوید که از آسمان نازل شدم؟
31 اگر من بر خود شهادت دهم شهادت من راست نیست.
39 کتب را تفتیش کنید، زیرا شما گمان میبرید که در آنها حیات جاودانی دارید؛ و آنها است که به من شهادت میدهد.
47 امّا چون نوشتههای او را تصدیق نمیکنید، پسچگونه سخنهای مرا قبول خواهید کرد.
34 عیسی بدیشان گفت، خوراک من آن است که خواهش فرستنده خود را به عمل آورم و کار او را به انجام رسانم.
44 زیرا خود عیسی شهادت داد که هیچ نبی را در وطن خود حرمت نیست.
7 عجب مدار که به تو گفتم باید شما از سر نو مولود گردید.
12 چون شما را از امور زمینی سخن گفتم، باور نکردید. پس هرگاه به امور آسمانی با شما سخن رانم چگونه تصدیق خواهید نمود؟
31 او که از بالا میآید، بالای همه است و آنکه از زمین است زمینی است و از زمین تکلّم میکند؛ امّا او که از آسمان میآید، بالای همه است.
35 آنگاه عیسی بدیشان گفت، اندک زمانی نور با شماست. پس مادامی که نور با شماست، راه بروید تا ظلمت شما را فرو نگیرد؛ و کسی که در تاریکی راه میرود نمیداند به کجا میرود.
42 لکن با وجود این، بسیاری از سرداران نیز بدو ایمان آوردند، امّا بهسبب فریسیان اقرار نکردند که مبادا از کنیسه بیرون شوند.
48 اگر او را چنین واگذاریم، همه به او ایمان خواهند آورد و رومیان آمده، جا و قوم ما را خواهند گرفت.
53 و ازهمان روز شورا کردند که او را بکشند.
5 لیکن غریب را متابعت نمیکنند، بلکه از او میگریزند زیرا که آواز غریبان را نمیشناسند.





2. بلکه رغبت او در شریعت خد.اوند است، و روز و شب در شریعت او تفکر میکند
10. و اینک ای پادشاهان تعقل نمایید، ای داوران جهان متنبه گردید
4. لیکن تو ای خد.اوند گرداگرد من سپر هستی، جلال من و فرازندة سر من
9. ای خد.اوند بهسبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدایت نما، و راه خود را پیش روی من هموار گردان
11. همة دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد، رو برگردانیده ناگهان خجل خواهند گردید
5. آنگاه ترس بر ایشان مستولی شد، زیرا خد.ا (حامی) حلقه عادلان است
5. زیرا انصاف و داوری بر من کردی، (چون) داور عادل بر مسند نشستهای
8. شریعت خد.اوند کامل است و جان را احیاء میکند، گواهی خد.اوند معتبر است و جاهل را حکیم میگرداند
11. اینک قدمهای ما را احاطه کردهاند، و چشمان خود را دوختهاند تا ما را به زمین بیندازند
3. و اما مقدسانی که در زمیناند و دلیران (مؤمن)، تمامی اشتیاق من به ایشان است
24. ای خد.اوند خد.ایم من را موافق عدل خود داد بده، مبادا برمن شادی نمایند
9. و اما تو ای خد.اوند بر ایشان خواهی خندید، و تمامی امتهای (ظالم) را استهزاء خواهی نمود
5. در اینباره فقط مشورت میکنند که او را از مرتبهاش بیندازند، و دروغ را دوست میدارند، به زبان خود ترویج می دهند و در دل خود لعنت میکنند سلاه
6. هر روزه سخنان من را منحرف میسازند، همة فکرهای ایشان دربارة من بر شرارت است
10. آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانید، این را میدانم زیرا خد.ا با من است
4. همة ایشان مرتد شده با هم فاسد گردیدهاند، نیکوکاری حتی یکی هم نیست
7. امتها خروشیدند و مملکتها لغزیدند، (چون) او آواز خود را داد پس جهان گداخته گردید
8. زیرا به خاطر تو محتمل ملامت گردیدهام، و رسوایی روی من مرا پوشیده است

امری هست بنام فرصت در این امر خداوند فرصت میدهد تا شخص. ادیان.یا امورات اصلاح و درست شوند.امری هست بدعت در بدعت ها یک سیستم یا یک دین ممکنست خراب شود.بدعت بد بر اساس یا امری در اولیه آن و شخصیت در یک دین یا اشخاص بدعتی میگذارند که یک سیستم درست را خورد میکند این سیستم مثال یک کامپیوتر اول ویروسی بعد در زمان زیاد داغون میشود.امری هست بنام راهنمایی درست راهنمایی درست بر اساس اینکه اتفاقی افتاده بسیار بد بوده مثال سقط جنین در کشوری جایی بعد مریضی چیزی که نوزاد از آن به حالت علمی آن کشنده یا هر امری فتوا یا دستور بر بخشیدن.این امر با در نظر گیری خیلی مسائل باید باشد یعنی دقیق پارامتری چون مربوط به حیات یک انسان و انسانها هست.پس آنچه مربوط به حیات انسانی هست مهم هست.زیرا هر حق حیاتی که خداوند میدهد حق آن نوزاد هست. اما عذاب وجدان مادر و پدر و... از سقط آن در کشوری در فتوای دین کاتولیک دستور پاپ اینها یک مریضی خاص در زمان شرایط خاص اینها خیلی باید دقیق باشد. حق حیات حق زندگی فرد هست. و عذاب وجدان مادر و پدر باید با همین شرایط دقیق و دستور العمل دقیق.و آن بیماری چه بوده. و خیلی فتوا و دستور سخت هست. کلان شخص دولتمند حالا در معنویت و حالا هرگونه این سختی ها بر او هست زیرا امری هست که به آن حیات بعد از موت گفته میشود و آن بسیار دقیق هست.اگر سخت گیری هست واقعیت هست زیرا امورات مربوط به آنچه انجام شده هست. عدالت الهی.قاطی کردن بخشش با قضاوت درست امری هست که نباید با هم قاطی شود. والا اینجوری سنگ به سنگ بند نمیشود.اما در حقیقت فرصت در این امر حالا طبق مصلحت خداوند چجوری چطورش یک فرصت به شخص داده میشود میتواند خوب بشود یا بد پس خوبی بر بدی غلبه دارد همچنان که قاضی عادل خداست و چون و چند ریز همه اوامر در ید دانایی اوست.حالا هر نوع آن که فکر کنید خداوند ناظر بر امورات هست.حفظ آبروی اشخاص و توبه مرحم یا نوع برخورد با همان سطح در امور لباس دینی.لباس دینی یعنی نماد آن دین و نحوه رفتار به آنکه میپوشد باید یاد آن بماند از آن لحظه تولدی نو در او صورت گرفته.تولد ورود به اطمینان از آنچه باید به او شود.حالا اوامر بدعت ها بماند.بعد چه چیزی قوی بودن اینها.ابلیس مانند شیر غران درنده میجوید تا بدرد.حالا از رخنه های مهم وارد میشود.شیر غران درنده بر ابلیس مثالیست مانند بدعت ها.رخنه ها. کجا میتواند عمل کند.اطمینان داشتن از خود و اینکه نه با من نمیتواند خود سخت هست زیرا باید امری درست دریافت و تاریخ خوانده شود.و بدعت ها از کجا سر چشمه گرفته و اهداف.یکجا گوشت خوک و مثال آن در طرد افراد با همان مثال.یعنی آنها اینگونه هستند نباید به سمت آنها رفت. در یهودیت به سمت مسیحیت. پولس خیلی مسائل را آورد که بعد یهودیت از آن سوار شد.اما پولس به شهادت رسید. خب این امرش نشان از دیدن مسائلی شد و جانش را داد. اما گذاشتن آن مسائل ماند.حالا نه اینکه چیزی بتواند انسان را با آن بد کند درون شکم اینها مسئله از همان راه سوار شدن هست. نه اینکه حالا دین یهودیت بد باشد نه زیرا مزامیر یا تورات دستورات دارد. اما وقتی در یک جامعه آن دستورات نشود مثال یک شخص دینی با چاقو حمله کند به شخص لباس فلانو کوتاهو حالا در همان جامعه حزب صهیونیست قدرت یافته و دولت دست افرادی هست که جامعه آن شکل آنگونه گرفته بعد با آموزه های تورات جور در نیاد بعد شخص فکر کند امر به نهی کردن و آن حمله شود.بگویند هم بگوید دستورات دینی اش هست. باید اگر مشکل اساسی کلی هست و با دستورات او جور در نمیاد زور به مردم آن نیاورد. یا آن حزب دولت مشکل دارد. یا اگر آنگونه هست در کار فرهنگی دینی خود کوشا باشد صد نفر حمله کند بدرد حل میشود فرهنگ آن کشور با همان سیستم دولتی آن کشور رشد میکند. اینجا انسان ها دو حالت دارند یا طبق آن شریعت خود عمل میکنند یا در آن حل میشوند میشود آن نابسامانی های درگیری افراد مذهبی با دولت آن کشور و سیستم آن کشور.پس یا واقعیت مقابله با افراد بر اساس آنچه در آن هست. باید فرهنگ سازی معنوی شود یا حمله . حمله که خشونت هست و صد مرتبه بدتر روی آن اشخاص اثر بدتر نسبت به آن لباس معنویت و آنها پدید میاورد.پس سیستم معنوی در آن کشور مثال یهودی هستند و تورات و احکام دارند.و ربی حالا حاخام مبلغین لباس های همان دین.اگر مثال مجازات مریم مجدلیه حمله کنند بعد همه سنگ اندازند به کناری یعنی اصلاح اول از خود و بعد اگر در این شرایط مسئله رخ میدهد مرحم کلیت و بعد مرحم شدن هست زیرا شریعت هست اما در آن فضا کخ زدگی زیاد شده.قضاوت بیجا کشتن بیجا در آن عالم قضاوت سخت دارد این عدالت هست. آیا بر همان فتوا بخواهند مثال پیش عیسی مسیح میبرند میگوید کدام شما گناه نکرده اید خوب میفهمند منظور عیسی چیست سنگ میندازند.چرا؟ اول حق حقیقت آن زمان زیر پا گذاشته شده. حق منجی حق رسولان منجی در اجرای آنچه دستور پدر بوده حالا در اسم مسیحیت.خدا همان خدایی که بشنو ای اسرائیل خداوند ما خدای واحد هست.بعد چگونه خداسازی میشود خداوند اسرائیل و غیر جدا میشود. وقتی آیه صریح داره میگه خدای ما خداوند واحد هست بشنو ای اسرائیل.این آیه مهم داره فهمانده به آن میشود که دستور به امر چیزی نو از دستور پدر یا همان که میگویید خدای ما هست صادر میشود. خداوند صلاح دانسته این دین پایه گذاری شود. حالا از شریعت ما را آزاد کرد. و غیر باید طبق آیات انجیل باشد. یعنی آنچه در انجیل گفته شده خب چهار انجیل رسمی و تایید شده در مسیحیت هست. انجیل متی.یوحنا.مرقس و لوقا دو نفر رسول اصلی 12 نفره مثل متی و یوحنا . و دو دیگر مرقس و لوقا. حالا جزو رسولان نیستند اما دو شخصیت مهم در مسیحیت هستند. چه در انجیل گفته شده. کلام چیست.در باره مسیحیت مسیح هر چه در انجیل ها هست مقدم هست. چون طبق آن هر چیزی گفته شود درست هست. والا غیر آن ممکنست بدعت شود. و بزند کل سیستم درست خراب شود. وقتی فتوایی میشود دستور دینی حالا شریعت آزاد کردو اینها اگر دینی شریعت نداشته باشد دین نیست میشود مزامیر مثال که بعد داوود از تورات و پیروی موسی نبی کند.در حالی که در انجیل شریعت هست .خشم نگرفتن حکم احکام هست خیلی واضح هست بعد از کجا بدعت درست شود که ما را از شریعت آزاد کرد اگر شریعت موسی منظورن هست اشخاص منظورشان قبل آن باشد درست اما بعد آن احکام حکم در انجیل هست. والا میشد کتاب مزامیر دین دگر در نیامد بلکه کتابی بود کنار کتاب تورات یهودیان میخوانند.باید دید کتاب چه گفته و معنی آن و انجام آن به شرط در نظر گیری کلیت ها.و اما بخشش بخشیدنو حفظ حرمت انسانها مرحمو اینها هم در کتابها باید مطالعه شود.حالا هر کسی در دین خودش.
