بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

آیاتی از کتاب انجیل

دیگر برای چه استاد را زحمت می‌دهی؟

17  و تعلیم داده، گفت، آیا مکتوب نیست که خانهٔ من خانهٔ عبادتِ تمامی امّت‌ها نامیده خواهد شد؟ امّا شما آن را مغاره دزدان ساخته‌اید.

7  لیکن دهقانان با خود گفتند، این وارث است؛ بیایید او را بکشیم تا میراث از آن ما گردد.

13  ایشان رفته، دیگران را خبر دادند، لیکنایشان را نیز تصدیق ننمودند.

38  آنگاه یوحنّا ملتفت شده


یوحنّا برادر یعقوب، هیچ کس را اجازت نداد که از عقب او بیایند.

37  و جز پطرس و یعقوب و یوحنّا برادر یعقوب، هیچ کس را اجازت نداد که از عقب او بیایند.


آیاتی از کتاب انجیل

40  و نیز برگشته، ایشان را در خواب یافت زیرا که چشمان ایشان سنگین شده بود و ندانستند او را چه جواب دهند.

به آن کسی که او فرستاد، ایمان بیاورید.

13  امّا عیسی دربارهٔ موت او سخن گفت و ایشان گمان بردند که از آرامی خواب می‌گوید.

48  اگر او را چنین واگذاریم، همه به او ایمان خواهند آورد و رومیان آمده، جا و قوم ما را خواهند گرفت.

28  پس او را دشنام داده، گفتند، تو شاگرد او هستی. ما شاگرد موسی می‌باشیم.

و اسم تو را به ایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید

31  عیسی به ایشان جواب داد، آیا الآن باور می‌کنید؟

13  ایشان رفته، دیگران را خبر دادند، لیکنایشان را نیز تصدیق ننمودند.

3  و چون او بر کوه زیتون، مقابل هیکل نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنّا و اندریاس سِرّاً از وی پرسیدند،

 یعقوب و یوحنّا و اندریاس سِرّاً از وی پرسیدند،

3  و چون او بر کوه زیتون، مقابل هیکل نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنّا و اندریاس سِرّاً از وی پرسیدند،

21  پس بدیشان گفت، چرا نمی‌فهمید؟

این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند لیکن دلشان از من دور است.

22  زیرا که چیزی پنهان نیست که آشکارا نگردد و هیچ چیز مخفی نشود، مگر تا به ظهور آید.

19  و از آنجا قدری پیشتر رفته، یعقوب بن زِبِدی و برادرش یوحنّا را دید که در کشتی دامهای خود را اصلاح می‌کنند.

 یوحنّا را دید که در کشتی دامهای خود را اصلاح می‌کنند.

19  و از آنجا قدری پیشتر رفته، یعقوب بن زِبِدی و برادرش یوحنّا را دید که در کشتی دامهای خود را اصلاح می‌کنند.