بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

آیاتی از کتاب مزامیر

9.                 ای همة بدکاران از من دور شوید، زیرا خد.اوند آواز گریة مرا شنیده است

3.                 ای فرزندان انسان تا به‌ کی جلال مرا خوار (می‌کنید)، و بطالت را دوست داشته دروغ را خواهید طلبید سلاه

6.                 و اما من خسبیده بخواب رفتم و بیدار شدم، زیرا خد.اوند من را تقویت می‌دهد

4.                 او که بر آسمانها نشسته است می‌خندد، خد.اوند بر ایشان استهزاء می‌کند

7.                 فرمان را اعلام می‌کنم خد.اوند به من گفته است، تو فرزند من هستی امروز تو را متولد کردم

16.            نعمتِ اندکِ یک مرد صالح بهتر است، از اندوخته‌های شریران کثیر

15.            ولی چون افتادم شادی کنان جمع شدند، آن فرومایگان بر من جمع شدند، و کسانی که نشناخته بودم من را دریدند و ساکت نشدند

آیاتی از کتاب مزامیر

33.            خد.اوند او را در دستش ترک نخواهد کرد، و چون به داوری آید او را (در مقابل شریر) محکوم نخواهد کرد

38.            اما خطاکاران همه هلاک خواهند گردید، و عاقبت شریران منقطع خواهد شد

14.            مثل آنکه او دوست و برادرم بود، سرگردان می‌رفتم، چون کسی که برای مادرش ماتم گیرد از حزن خم می‌شدم

19.            تا آنانی که بی‌سبب دشمن من هستند بر من فخر نکنند، و آنانی که بر من بی‌سبب بغض می‌نمایند چشمک نزنند

20.            بدیهایی (که بر) مرد صالح (حادث می‌شود) بسیار است، اما خد.اوند او را از همة آنها خواهد رهانید

9.                 دست تو همة دشمنانت را خواهد گرفت، یمین تو آنانی را که از تو نفرت دارند خواهد دریافت

13.            زیرا او که انتقام گیرندة خون (بیگناهان) است ایشان را بیاد آورده، و فریاد مساکین را فراموش نکرده است

4.                 اما بدانید که خد.اوند مرد صالح را برای خود انتخاب کرده است، و چون او را بخوانم خد.اوند خواهد شنید

2.                 پادشاهان زمین برمی‌خیزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضدّ خد.اوند و به ضدّ ماشیح او

15.            بازوی گناهکار را بشکن، و اما شریر را از شرارت او بازخواست کن تا (دیگر ظلم را) نیابی

آیاتی از کتاب مزامیر

7.                 ایشان جمع شده کمین می‌سازند، بر قدم‌های من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند

10.            ای خد.اوند آنها را هلاک کن و زبان‌هایشان را متفرق نما، زیرا که در شهر ظلم و جنگ دیده‌ام

21.            دست خود را بر صلح‌اندیشان خویش دراز کرده، و عهد خویش را شکسته است

7.                 بدی را بر دشمنان من برخواهد گردانید، به راستی خود ریشة ایشان را بکن

6.                 اما تو ای خد.اوند خد.ای صوااُت خد.ای (بنی) اسرائیل، برانگیخته شده همة امت‌های (ظالم) را مکافات برسان، و بر خیانتکاران بدکار شفقت مفرما سلاه

11.            خد.ای رحمت من پیش روی من خواهد رفت، خد.ا من را بر دشمنانم نگران خواهد ساخت

15.            و شامگاهان برگردیده مثل سگ بانگ زنند، و در شهر گردش کنند

7.                 ای خد.ا دندانهایشان را در دهانشان بشکن، ای خد.اوند دندان‌های شیران را خورد بشکن

10.            و اما آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد،‌ و در زمین فرو خواهند رفت

آیاتی از کتاب مزامیر

9.                 گوساله‌ای از خانة تو نمی‌گیرم، و نه بزی از آغل تو

16.            و اما به شریر، خد.ا می‌گوید، تو را چه کار است که فرائض من را بیان کنی و عهد من را به زبان خود بیاوری

5.                 گوش خود را به مثلی فرا میدهم، معمّای خویش را (با نواختن) بربط می‌گشایم

12.            فکر دل ایشان این ‌است که خانه‌های ایشان دائمی باشد، و مسکن‌های ایشان ابدی، و نام‌های خود را بر زمین‌های خود می‌نهند

16.            لیکن خد.ا جان من را از گور نجات خواهد داد، زیرا که (دست) من را خواهد گرفت سلاه

5.                 جان من در میان شیران است، در میان آتش‌افروزان می‌خوابم یعنی آدمیانی که دندانهایشان نیزه‌ها و تیرهاست، و زبان ایشان شمشیر بُرنده است

آیاتی از کتاب مزامیر

20.            زیرا از صلح سخن نمی‌گویند، و بر آنانی که در زمین آرامند سخنان حیله‌آمیز را تفکر می‌کنند

8.                 از دهان خود بدی را فرو می‌ریزند، لب‌های ایشان چون شمشیرهاست، زیرا می‌گویند کیست که بشنود

2.                 آیا در حقیقت به عدالتی که گنگ است سخن می‌گویید، و ای بنی‌آدم آیا به راستی داوری می‌نمایید

5.                 در این‌باره فقط مشورت می‌کنند که او را از مرتبه‌اش بیندازند، و دروغ را دوست می‌دارند، به زبان خود ترویج می دهند و در دل خود لعنت می‌کنند سلاه

10.            آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانید، این را می‌دانم زیرا خد.ا با من است

21.            دست خود را بر صلح‌اندیشان خویش دراز کرده، و عهد خویش را شکسته است

7.                 دامی برای گام‌هایم مهیا ساختند، و جانم خم گردید، چاهی پیش رویم کندند، و خود در میانشان افتادند سلاه

21.           و آنانی که به عوض نیکی به من بدی می‌رسانند، بر من دشمنی می‌ورزند زیرا نیکویی را پیروی می‌کنم