بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

ماشیح

ماشیح (MASHIAH)

در اینکه ماشیح داود است یا از نسل او اختلاف است: برخی او را با داود پادشاه یکی می‌دانند و با استناد به آیه «بعد از آن بنی‌اسرائیل برگشته و خداوند خدای خود و داود پادشاه خویش را خواهند طلبید»، می‌گویند: این پادشاه، ماشیح است. اگر او جزو زندگان است اسمش داود است و اگر جزو مردگان است (که بعدا زنده خواهد شد)، نامش داود است.

مخالفان نظر فوق با اشاره به آیه: «نجات عظیمی به پادشاه خود می‌دهد و به ماشیح خویش احسان می‌کند، یعنی به داود و به ذریت او تا به ابد»،

او  جهان را به نور خویش روشن خواهد کرد


اعتقاد به ماشیح با ایمان به حقیقت رستاخیز مردگان همراه است البته مردگانی که شایسته چنین پاداش و موهبتی باشند


ولی در مورد اینکه چه کسانی زنده می‌شوند، اختلاف است

مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من برخواهند خاست. (اشعیاء، 19:26)

برخی از صاحب ‌نظران یهودی، ماشیح موعود را با داوود پادشاه یکی دانسته اند. در کتاب هوشع آمده است: «بعد از آن بنی اسرائیل بازگشت نموده، یهوه خدای خویش و پادشاه خود داوود را خواهند طلبید»(هوشع، 3: 5)

عده‌ای این دیدگاه را مخالف با آیه آخر فصل 18 مزامیر داود می‌ دانند؛ زیرا در آنجا آمده است: نجات عظیمی به پادشاه خود داده و مسح کرده خویش را احسان و رحمت می‌ کند یعنی داوود و ذریه او تا ابد

برخی ماشیح را از خانواده داوود می‌ شمارند.[مزامیر ۱۸: ۴۹-۵۰] از جمله «و ذریه او تا ابد» استفاده می شود که ماشیح اصلی از ذریه داوود است نه خود داود

یکی از پایه های اساسی و اصول مهم آیین یهود، ایمان به ظهور ماشیح و دوره نجات یا گِئولاست. طبق نظر هارامبام، هر فرد (یهودی)که به ماشیح اعتقاد نداشته باشد یا چشم به راه آمدن او نباشد، منکِر سخنان حضرت موسی و دیگر انبیای بنی اسرائیل است؛ زیرا همان طور که ذکر خواهد شد، موضوع ماشیح پیاپی در متون مقدس عنوان گشته است.

 زمین از دانش ا.لهی مملو خواهد شد، همانند آبهایی که دریا را میپوشانند

طبق آنچه در متون مذهبی یهود آمده است، موضوع ماشیح و گئولا (نجاتنهایی) از جمله اهداف اولیه آفرینش جهان است که آن اشارهای به موضوع ماشیح و روح اوست. اما از نظر فیزیکی و جسمانی، «ماشیح، انسانی است خاکی از اولاد بشر که به گونه عادی متولد شده است». اصل و نسب او به حضرات داوود و سلیمان میرسد. از دیگر نشانههای وی این است که صداقت و پارسایی او از آغاز تولد به بعد، مدام در حال افزایش بوده و به سبب فضیلت و اعمال شایسته خود، به عالیترین و والاترین درجات تکامل روحانی دست خواهد یافت.

امکان آمدن ماشیح در هر دوره وجود دارد؛ اما نه به این معنی که او در وقت مناسب برای ظهور از آسمانها پایین آمده و در زمین ظاهر خواهد شد. بلکه او همیشه روی زمین است، بشری خاکی با پایه و مقام بسیار مقدس و روحانی (صدیق) که در هر دوره وجود داشته و حاضر و ناظر است. «در هر دوره، فرزندی از خاندان یهودا به دنیا میآید که برای مقام ماشیح، برازنده است». روزی که زمان گئولا (نجات نهایی) فرا رسد، نشامای (روح) مخصوص و از قبل آمادة ماشیح، پایین آمده و به آن فردِ «صدیق» اهدا خواهد شد.

«مُشه (حضرت موسی) منجی اول بنیاسرائیل به هشتاد سالگی رسید و هنوز از اینکه بنیاسرائیل را نجات خواهد داد، آگاهی نداشت و آن را احساس نمیکرد. حتی هنگامیکه خد.اوند به او گفت: « بیا و من تو را به نزد فرعون میفرستم...»، او در ابتدا از این امر سرباز زد و حاضر به قبول این مأموریت نشد. دربارة شائول (اولین حاکم بنیاسرائیل) نیز مشاهده شد که روح مقدسی را که قبلاً در وجود خود اصلا احساس نکرده بود، پس از اینکه به نام پادشاه، او را مسح کردند، بر او واقع شد. همین قضیه دربارة منجی نهایی (ماشیح) نیز صدق میکند.

«عقل و دانش وی از حضرت سلیمان نیز بیشتر خواهد بود. او از پدران قوم یهود (ابراهیم، اسحق و یعقوب) و نیز از همة انبیای بنیاسرائیل که پس از حضرت موسی برانگیخته شدند، از نظر درجه نبوت بلندمرتبهتر خواهد بود».

طبق اعتقاد عمومی یهود نام ماشیح جزء یکی از هفت چیزی است که پیش از خلق عالم هستی بوده‌است. «از آغاز خلقت عالم، پادشاه ماشیح به دنیا آمد زیرا لزوم وجود او حتی پیش از آنکه جهان آفریده شود به ذهن خداوند خطور کرد.» چنین عقیده‌ای در انجیل یوحنا دربارهٔ مسیح نیز وجود دارد. ماشیح انسانی آسمانی و موجودی معجزه گراست که جاودانی از خدای پدر قبل از خلقت جهان وجود داشته و او در آسمان می‌ماند تا زمان فرستادن وی فرا برسد. به او «پسر انسان» نیز می‌گویند زیرا به شکل انسان ظاهر می‌شود هرچند که سرشت وی آمیخته‌ای از خدا و انسان است. 
ماشیح واژهٔ عبری به معنای «مسیح رهایی‌بخش» است و از ریشهٔ عبری «مشح» 
2  پادشاهان زمین برمی‌خیزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضد خداوند و به ضد مسیح او
5  خیمه‌ای برای آفتاب در آنها قرار داد؛ و او مثل داماد از حجلهٔ خود بیرون می‌آید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی می‌کند.
6  خروجش از کرانهٔ آسمان است و مدارش تا به کرانهٔ دیگر؛ و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.
6  الآن دانسته‌ام که خداوند مسیح خود را می‌رهاند. از فلک قدس خود او را اجابت خواهد نمود، به قوّت نجات‌بخش دست راست خویش.

11.            همة دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد، رو برگردانیده ناگهان خجل خواهند گردید

دکلمه من از نهایت شب حرف می زنم زنده یاد