روزی به ایشان گفتند : کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید .
فرمودند:
لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی : “خدا می بیند” .
![]()
کج فکری-فکری که همه چیزهای راست را کج میبیند.یا نوعی جدل در کج کردن وارونه کردن حقیقت.کج فکری نوعی کج اندیشی نسبت به خیلی مسائل هست. فکری که کج اندیش هست حتی گل زیبا را با سفسطه کج میبند.اما فکر راست آن را اگر کج باشد راست بینی میدهد نه میشکند نه کج برداشت میکند بلکه فکر درست همه امور بد را خوب میکند مرحم میشود و همه امور کج را با استدلال قوی درست میکند.کج فکر میشکند بدتر میکند.و جای مرحم هر امر کج اندیشی کرده و کج را میشکند تا درست شود اما بدتر باعث کجی میشود.یعنی روشن بینی درست از امورات.روشن راست بینی هر چه هست یا کج نکردن بیشتر یک نوع ذهن مثبت.
خلاف جریان شنا کردن-در اموری که غلط هست خوبست در اموری که درست هست غرور هست.
روح های بزرگ تفکرات بزرگ هستند-روح بزرگ یعنی روحی که متعالی شده باشد آنقدر آرامش بخش هست که تاثیر بسیار وسیعی در زندگانی ها یا پیرامون یا وسعت زیاد دارد.تفکر دانش و خرد دانایی تفکرات رشد یافته و درست بین و درست تحلیل



منابع لازم معنوی-معنوی و معنویت به هر آنچه شامل یا مربوط به معنی و روح باشد گفته میشود و مقابل ظاهری و مادی است. معنویت یعنی وجود معنا و هر آنچه مادی نباشد را معنوی گویند. از دین به معنویت استعاره میشود
به طور سنتی بسیاری از ادیان، معنویت را یکی از ابعاد صحیح تجربهٔ دینی میدانند.
...
برزخ موقت-برزخ[۱] محیطی است برای تنبه موقتی افراد.[۲] مفهوم برزخ به اوایل مسیحیت باز میگردد اما اشاره مستقیم آن بعدها به وجود آمد.[۲]
اولین اشاره مستقیم به برزخ در قرن ششم میلادی صورت گرفت. و بدین معنی است که کسانی که در دوستی با خداوند بمیرند اما از گناهان برحذر نباشند باید این مرحله را بگذرانند تا پاک شوند.
حیات ماده و بدنی-اجزای سازنده بدن انسان از چند دیدگاه قابل بررسی است.[۱] از نظر جرم، سلولهای انسان دارای ۶۵–۹۰٪ آب هستند. از این رو اکسیژن بخش عمدهای از جرم انسان را تشکیل میدهد. ۹۹٪ جرم بدن انسان از ۶ عنصر اکسیژن، کربن، هیدروژن، نیتروژن، کلسیم و فسفر تشکیل شدهاست.
حیات روحانی و روحی-«رُوح» ساحتی غیر مادی از وجود انسان است که منشأ حیات و وجه تمایز زندگان و مردگان است. در میان دانشمندان درباره حقیقت روح و ویژگی های آن بحث های فلسفی پردامنه ای شده است. همه اجزاى مادّى بدن همواره در حال تغییر و جایگزینى اند. سلولهاى بدن مى میرند و سلولهایى دیگر بر جاى آنها مى نشینند؛ امّا خود انسان همان است و دگرگون نمى شود. این نشان مى دهد که انسان جز اجزاى مادّى، حقیقتى دیگر دارد که ثابت و ماندگار است و تغییر نمى پذیرد و مرگ ندارد و عامل وحدت شخصیّت او است و این همان روح است
حیات جاودان یعنی چه؟
حیات جاویدان در کتاب مقدس به معنای داشتن زندگی وافر و ابدی در حضور خدا است.
مکشوف
مکشوف داشتن ؛ آشکار ساختن . ظاهر کردن-مکشوف . [ م َ ] (ع ص ) آشکاراکرده شده . (آنندراج ). آشکاراشده و بی پرده و فاش شده و ظاهرشده .
شما در یک جان و یک جسم مشترک از روح زیست میکنید
5ـ وجود روحی الهی در سرشت انسان از ویژگیهای آفرینش این مخلوق است. انسان ترکیبی از طبیعت و ماورای طبیعت است که طبیعت همان جسم و بدن مادّی او و ماورای طبیعت همان روح و جان الهی اوست
وجود روح الهی است که به وجود آدمی ارزش و اصالت میبخشد و تفاوت او را با موجودات دیگر آشکار میسازد. در واقع، عظمتی که هر انسان میتواند به آن دست یابد، به علّت وجود روح الهی است نه جنبة مادّی وی، و دارا بودن روح الهی سبب تعالی انسان و رسیدن او به مقام قرب الهی میشود.
خدا اگه میخواست روح اصلی را به آنها دهد جسم آنها میپاشید.
روح در کتاب مقدس ـ چه عهد قدیم و چه عهد جدید ـ گاه به عنوان «اساس حیات انسان» و گاه «نیروی حیات»آمده است؛(17) گاه مترادف با «نَفْسِ» انسان و گاه به عنوان «عامل حیات» در جهان و انسان معرفی شده است.(18)نویسنده قاموس کتاب مقدس مینویسد: «روح القدس اقنوم سوم از اقانیم ثلاثه الهیه خوانده شده است و آن را روح گویند زیرا که مُبدع و مخترع حیات میباشد و مقدّس گویند بواسطه اینکه یکی از کارهای مخصوصه او آنکه قلوب مؤمنین را تقدیس فرماید.»(19)
شایان ذکر است که روح در کتاب مقدس گاه به معنای حقیقی (نیروی حیات) و گاه به معنای مجازی به کار رفته است، به نظر نویسنده قاموس کتاب مقدس، استعمال روح در معنای مجازی به حدی است که گفته است: «غالبا لفظ روح در کتاب مقدّس به طریق مجاز وارد گشته و معنای آن به قراین معلوم میشود.
برخی [فلاسفه و عرفا] معتقدند خداوند از روح خود در آدمی دمیده و تکه ای از وجود خویش را درون ما قرار داده است. ایشان دلیل برتری انسان و مسجود ملائک شدن او را نیز بر همین اساس تفسیر می کنند و معتقدند تمامی این شرافت ها به این دلیل است که تکه ای از وجود خداوند در درون آدمی قرار گرفته است. طرفداران این عقیده، در اثبات ادعای خود به این آیه از قرآن کریم استناد می کنند که می فرماید: «نَفَختُ فیهِ مِن رُوحِی
«نَفَختُ فیهِ مِن رُوحِی» معتقدند خداوند از روح خودش در ما دمیده و چنین نتیجه می گیرند که: همه ی انسان ها تکه ای از خدا هستند
که «ی» در «روحی»، « یای مالکیت» است و چنین نیست که خداوند قطعه ای از وجود خود را کنده باشد و در وجود آدم قرار داده باشد. بلکه خداوند موجودی را خلق فرموده به نام «روح» و از آن مخلوق – یعنی روح – در کالبد آدم دمیده شده است. لذا وقتی خداوند می فرماید: «روح من»، منظور این است که روحی که خود خلقش کردم و مالکش هستم؛ وچون خداوند این روح را بنا بر حکمتی بر سایر ارواح، برگزیده آن را به گونه ای ویژه معرفی نموده و فرموده: روح من.
و آغـاز آفـریـنـش انـسـان را از گل قرار داد، سپس نسل او را از عصاره اى از آب ناچیز و بى قدر خلق کرده بعد اندام او را موزون ساخت، و از روح خویش در وى دمید. مطلب مزبور خود گویاى این واقعیت است که گر چه انسان از نظر (مادى ) از (خاک تیره) و یا از (آب بى مقدارى) به وجود آمده ولى از نظر (مـعنوى و روحانى) حامل (روح الهى) مى باشد بگونه اى که انسانیت و اصالت او وابسته بـه آن است. به عبارت دیگر، همین روح دمیده شده در آدم است که او را سزاوار تقدیس و تکریم فرشتگان گردانید. انسان با برخورداری از روح یا نفحة الهی، قدرت علمی نامحدود و نیز قدرت تربیت پذیری نامحدود دارد، تا جایی که می تواند اسماء و صفات خداوند را در خود ایجاد و مستقر کند و مراتب کمال و تقرب به خدا را یکی پس از دیگری طی کند
«روح القدس» اقنوم سوم از سه اقنوم «پدر، پسر، روح القدس» در آیین مسیحیت می باشد. در نظر عهد عتیق، روح القدس، وجود فعال و حیات بخش خدا در میان موجودات است.
«روح القدس» مرکب از دو کلمه روح و القدس است. روح به معنای نسیم و باد است و قدس نیز به معنای برکت[۲] و پاکی می باشد.













