سگ به مثال در کتب به دشمن گویند که سگ هار منظورن هست.سگی که وحشی شده دست آدم میشود.حال مثال آن بر آدم دشمنی که به مال خریده میشود و به مال درنده میشود و خوی انسانی اش میرود.فاصله انسان به آدم شدن و خوی حیوانی گرفتن در اعمال او هست. یک انسان متعالی میشود.و یک آدم به هاویه.اگر فلان روح فلان شخص چند هزاران سال پیش نگریسته شود هیچ چیزی از بین نرفته.اگر به مثال ظهور نگاه کنیم هر شخص منجی قبل آنکه بیاید انتظار هست اما وقتی آید و مقابله کند ممکنست بلند شود. حقیقت هست. زیرا منجی همچنان که نجات دهنده هست. افکار و مقابله ها زیادست.مقابله ها از خیلی امور می آید .امور مادی. امور انکار. امور حال هر کسی آید از آسمان مرده ها را گوید بیایند زمین باز بر آن حمله هست.زیرا آنچه مکشوف شود و ظهور رساند . امورن مقابله هست. زیرا خوش آمد فلان جریان خط حرف نزدن. حال جهان را در یک مثلث ببینید. مثال هرم.این هرم قدرت هست. هرم قدرت بالا میاورد میندازد. در صفوف مختلف هم جریان دارد. اگر کسی گوید نیست. شناخت بر او نیست یا اصلان علامات نمیداند. یا حتی دست. نشان. و در صفوف معنوی و مادی هست و بسیار قدرت زمینی دارند در تمامی جهان در صنوف و همه مکان های مهم.مکان مهم یعنی پیشبرنده.امکانات وسیع.پول. قدرت.و اموراتی که ابلیس از آن بهره مند میشود. شهوت. قدرت. پول. امکانات.رسانه های بسیار قوی. نیرو.و اوضاع اقتصادی جهان هم دستشان هست.و از آن بهره برداری میکنند.بهره برداری موقعی و فشار حداکثری.فلان کشور وقت تمام هست فلان شخصیت در فلان جا باید بیاید. فلان سمت معنوی. فلان شخص بیاید.خرابکاری بسیار گسترده میکنند تا معنویت بیفتد زیرا مصرف گرایی صرفه بالا دارد.صرفه مصرف گرایی با ریختن اعتقادات می آید.وقتی شخص به حساب و کتاب و بعد و مرگ روح. و همه امورات بی اعتقاد شد. روح انسانی او هم به امورات دیگر گرفته بشود.آدم ماشینی له کننده بالارونده همان هرم در ساختار لازم بر فرمان و امور مهم تا سطوح میشود.خود هرم میداند قدرت خدا را. اما از قدرت ابلیس استفاده میکند و قدرت شیطانی در امورات بدست آوردن زمینی استفاده میشود یعنی همان هرم قدرتمند هم با این شناخت از خدا و زمان ها و کارها نوعی خبر میگیرد اما دقیق نیست زیرا میدانند حتی چه کسی کجا دنیا آمده.چه کسی چطوری شده حسابات کار دارند.میدانند چطوری هست مثال آمدن منجی چطور هست آمدن اسرار پنهانی زیادی میدانند منتها با علوم ممنوعه. اما همه حقیقت را نمیدانند زمانبندی را نمیدانند در انجام کارها. همین ترس آنهاست. زیرا مقابله با آن نمیتوانند کنند.و این اسرار فقط دست خداست.برای همین ناگهانی امور را نمیدانند که چه چیزی دقیق ناگهانی اتفاق می افتد.ولی میدانند چیزی اتفاق میفتد.اما نوع آن را نمیدانند اما طریق ثروت را میدانند و هر نوع آن را هم ممنوعه میکنند و بر میدارند تا دیگران قدرت نگیرنند مثال زمینی و دست اصلی خودشان باشد.پس مسئله بسیار پیچیده هست در جهان.اما شناخت دقیق از بر آورد قدرت منجیان ندارند. مگر طبق آنچه خوانده دست میاورند. اما در قدرت خدا سخت شکننده میدانند خود را اما در مقابل آن قدرت زمینی زیاد دارند.اما محاسبات دقیق از امورات معنوی را در سطوح عالیه آن نمیدانند مگر از اتفاقات اصل کتب مخفی خود.و کتبی که بیرون ندادند و دست خودشان هست.که حقیقت هایی در آن ها هست که نسخه اصلی آن در دل منجیان و خدا هست که منشور میکند بر دل آنها.
17 ای خداوند خجل نشوم چونکه تو را خواندهام. شریران خجل شوند و در حفره خاموش باشند.
22 و امّا من در حیرت خود گفتم که از نظر تو منقطع شدهام. لیکن چون نزد تو فریاد کردم آواز تضرع مرا شنیدی.
2 خوشابحال کسی که خداوند به وی جرمی در حساب نیاوَرَد و در روح او حیلهای نمیباشد.
3 مرا با شریران و بدکاران مکش که با همسایگان خود سخن صلحآمیز میگویند و آزار در دل ایشان است.
4 چون در وادی سایهٔ موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی؛ عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد.
19 بر دشمنانم نظر کن زیرا که بسیارند و به کینهٔ تلخ به من کینه میورزند.
12 گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفتهاند؛ زورمندان باشان مرا احاطه کردهاند.
16 زیرا سگان دور مرا گرفتهاند؛ جماعت اشرار مرا احاطه کرده، دستها و پایهای مرا سفتهاند.
3 که به زبان خود غیبت ننماید؛ و به همسایهٔٔ خود بدی نکند و دربارهٔٔ اقارب خویش مذمت را قبول ننماید؛
12 زیرا او که انتقام گیرندهٔ خون است، ایشان را به یاد آورده، و فریاد مساکین را فراموش نکرده است.
5 آنگاه در خشم خود بدیشان تکّلم خواهد کرد و به غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت.
3 که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم.
6 از کرورهای مخلوق نخواهم ترسید که گرداگرد من صف بستهاند.
10 زیرا جانم را در عالم اموات ترک نخواهی کرد، و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند.
5 نقرهٔ خود را به سود نمیدهد و رشوه بر بیگناه نمیگیرد. آنکه این را به جا آوَرَد، تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد.
6 خدا بیکسان را ساکن خانه میگرداند و اسیران را به رستگاری بیرون میآورد، لیکن فتنهانگیزان در زمینِ تفتیده ساکن خواهند شد.
8 نزد برادرانم اجنبی شدهام و نزد پسران مادر خود غریب.
3 و آنانی که هَههَه میگویند، بهسبب خجالت خویش رو برگردانیده شوند.
6 چون تو را بر بستر خود یاد میآورم و در پاسهای شب در تو تفکر میکنم.
6 کارهای بد را تدبیر میکنند و میگویند، تدبیر نیکو کردهایم. و اندرون و قلب هر یک از ایشان عمیق است.
6 شامگاهان برمیگردند و مثل سگ بانگ میکنند و در شهر دور میزنند.
6 ایشان جمع شده، کمین میسازند. بر قدمهای من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند.
6 دامی برای پایهایم مهیا ساختند و جانم خم گردید. چاهی پیش رویم کندند، و خود در میانش افتادند، سلاه.
9 قبل از آنکه دیگهای شما آتشِ خارها را احساس کند، آنها را چه تر و چه خشک خواهد رُفت.
3 زیرا بیگانگان به ضد من برخاستهاند و ظالمان قصد جان من دارند؛ و خدا را در مد نظر خود نگذاشتهاند، سِلاه.
14 مرا از خونها نجات ده! ای خدایی که خدای نجات من هستی! تا زبانم به عدالت تو ترنّم نماید.
5 خدا در وسط اوست پس جنبش نخواهد خورد. خدا او را اعانت خواهد کرد در طلوع صبح.
12 شریر بر مرد عادل شورا میکند و دندانهای خود را بر او میافشرد.
16 چونکه گفتهام مبادا بر من شادی نمایند و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند.
21 و دهان خود را بر من باز کرده، میگویند هَههَه چشم ما دیده است.
19 تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد.
6 این مسکین فریاد کرد و خداوند او را شنید و او را از تمامیِ تنگیهایش رهایی بخشید.
15 چشمان خداوند بسوی صالحان است و گوشهای وی بسوی فریاد ایشان.
4 مرا از دامی که برایم پنهان کردهاند بیرون آور.
16 نعمتِ اندکِ یک مرد صالح بهتر است، از اندوختههای شریران کثیر.
19 امّا دشمنانم زنده و زورآورند و آنانی که بیسبب بر من بغض مینمایند بسیارند،
15 ولی چون افتادم شادیکنان جمع شدند. آن فرومایگان بر من جمع شدند، و کسانی که نشناخته بودم مرا دریدند و ساکت نشدند.
26 و آنانی که در بدیِ من شادند، با هم خجل و شرمنده شوند؛ و آنانی که بر من تکبر میکنند، به خجلت و رسوایی ملبس شوند.
13 از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنیآدم را نگریست.
21 شریر را شرارت هلاک خواهد کرد و از دشمنان مرد صالح مؤآخذه خواهد شد.
13 زیرا که بهتان را از بسیاری شنیدم و خوف گرداگرد من میباشد، زیرا بر من با هم مشورت میکنند و در قصد جانم تفکر مینمایند.
سوره ی هود
و نوح کشتی را می ساخت و هر بار که اشرافی از قومش بر او میگذشتند مسخره اش می کردند.گفت اگر ما را مسخره کنید ما نیز شما را همان گونه که مسخره میکنید مسخره خواهیم کرد.
سوره ی توبه
اما هنگامی که از فضل خویش به آنان بخشید بدان بخل ورزیدند و با اعراض روی برتافتند.
سوره ی ابراهیم
و در خانه های کسانی که بر خود ستم کردند ساکن شدید و برای شما روشن گردید که با آنها چگونه معامله کردیم و مثل ها برای شما زدیم باز هم بیدار نشدید.
سوره ی ابراهیم
و کسانی که کافر شدند به پیامبرانشان گفتند شما را از سرزمین خود بیرون میکنیم یا اینکه به کیش ما باز گردید پس پروردگارشان به آنها وحی کرد که حتما ستمگران را هلاک خواهیم کرد.
سوره ی اعراف
مگر مردم این شهرها ایمنند که عذاب ما شب هنگام زمانی که در خوابند سراغشان بیاید؟
سوره ی هود
و در این دنیا و روز قیامت به لعنت بدرقه شدند و بد عطایی نصیبشان شد.
سوره ی توبه
و گرهی از بادیه نشینان که اطراف شمایند منافقند و از ساکنان مدینه نیز عده ای سخت بر نفاق خو کرده اند تو آنها را نمی شناسی ما آنها را می شناسیم به زودی دوبار عذابشان خواهیم کرد سپس به عذابی بزرگ برگردانده می شوند.


