-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 21:04
49 یکی از ایشان، قیافا نام که در آن سال رئیس کَهَنَه بود، بدیشان گفت، شما هیچ نمیدانید
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 21:02
49 یکی از ایشان، قیافا نام که در آن سال رئیس کَهَنَه بود، بدیشان گفت، شما هیچ نمیدانید
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 21:00
24 مرتا به وی گفت، میدانم که در قیامت روز بازپسین خواهد برخاست.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:53
30 چون عیسی سرکه را گرفت، گفت، تمام شد. و سر خود را پایین آورده، جان بداد.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:49
51 آیا شریعت ما بر کسی فتوی میدهد، جز آنکه اوّل سخن او را بشنوند و کار او را دریافت کنند؟
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:42
30 الآن دانستیم که همهچیز را میدانی و لازم نیست که کسی از تو بپرسد. بدین جهت باور میکنیم که از خدا بیرون آمدی.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:38
27 پس به توما گفت، انگشت خود را به اینجا بیاور و دستهای مرا ببین و دست خود را بیاور و بر پهلوی من بگذار و بیایمان مباش بلکه ایمان دار.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:36
18 آمین آمین به تو میگویم وقتی که جوان بودی، کمر خود را میبستی و هر جا میخواستی میرفتی ولکن زمانی که پیر شوی دستهای خود را دراز خواهی کرد و دیگران تو را بسته به جایی که نمیخواهیتو را خواهند برد.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:19
53 پس آن را پایین آورده، در کتان پیچید و در قبری که از سنگ تراشیده بود و هیچکس ابداً در آن دفن نشده بود سپرد.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:16
39 و یکی از آن دو خطاکارِ مصلوب بر وی کفر گفت که، اگر تو مسیح هستی خود را و ما را برهان.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:14
46 و عیسی به آواز بلند صدا زده، گفت، ای پدر به دستهای تو روح خود را میسپارم. این را بگفت و جان را تسلیم نمود.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:11
18 و من نیز تو را میگویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنّم بر آن استیلا نخواهد یافت.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:08
11 زیرا که پسر انسان آمده است تا گم شده را نجات بخشد.
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 20:05
15 پس چون مکروهِ ویرانی را که به زبان دانیال نبی گفته شده است، در مقام مقدّس بر پا شده بینید هر که خوانَد دریافت کند
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 19:59
29 و تاجی از خار بافته، بر سرش گذاردند و نی بدست راست او دادند و پیش وی زانو زده، استهزاکنان او را میگفتند، سلام ای پادشاه یهود!
-
یک آیه از کتاب انجیل
چهارشنبه 25 خرداد 1401 16:51
20 و این تقصیر نامه را بسیاری از یهود خواندند، زیرا آن مکانی که عیسی را صلیب کردند، نزدیک شهر بود و آن را به زبان عبرانی و یونانی و لاتینی نوشته بودند.
-
Jesus Christ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:57
1-عیسی مسیح در بیت اللحم متولد شد در ناصره بود و در اورشلیم تصلیب شد. 2-در زمان مسیح افرادی خود را مسیحا میدانستند که کذاب و دروغین بودند برای همین شناخت مسیح واقعی سخت تر میشد حتی برای رسولان مانند ناتانائیل. 3-بعد شناخت مسیح واقعی یعنی عیسی یا بقولی اسامی مختلف از نام جان اسمیت گرفته تا اسامی مختلف که برای عیسی قائل...
-
Jesus Christ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:55
He goes by a lot of names: the Lamb of God, the Lion of Judah, the King of the Jews, and Rabbi. Jesus led an ordinary life despite being the Son of God. Seen as both a holy man and a historical figure, he healed the sick, taught in temples as a young child, and even gave his followers authority to spread the Word of...
-
/Who is Jesus?/
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:43
“Christianity, if false, is of no importance, and if true, of infinite importance. The one thing it cannot be is moderately important.” C. S. Lewis Who is Jesus? This question has enraged, confounded and delighted people for over 2000 years. It is also the wonderful question at the heart of Christianity – and all of...
-
/غزل شماره 378 دیوان حافظ/
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:17
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد التفاتش به می صاف مروق نکنیم خوش برانیم جهان در نظر راهروان فکر اسب سیه و زین مغرق...
-
غزل شماره 231 دیوان حافظ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:14
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر...
-
غزل شماره 89 دیوان حافظ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:13
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت بازآید و برهاندم از بند ملامت خاک ره آن یار سفرکرده بیارید تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت فریاد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق ما با تو نداریم سخن خیر و...
-
غزل شماره 409 دیوان حافظ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:08
ای خونبهای نافه چین خاک راه تو خورشید سایه پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرام ای من فدای شیوه چشم سیاه تو خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمال از دل نیایدش که نویسد گناه تو آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی زان شد کنار دیده و دل تکیه گاه تو با هر ستارهای سر و کار است هر شبم از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو...
-
غزل شماره 410 دیوان حافظ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:07
ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زینت تاج و نگین از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی میدهد از کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا سایهاندازد همای چتر گردون سای تو از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف نکتهای هرگز نشد فوت از دل دانای تو آب حیوانش ز منقار بلاغت میچکد طوطی خوش لهجه یعنی...
-
غزل شماره 407 دیوان حافظ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:05
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید گفت با این همه از سابقه نومید مشو گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش دور خوبی گذران است...
-
غزل شماره 369 دیوان حافظ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:03
ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم تا درخت دوستی بر کی دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتیم شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشت ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم گلبن حسنت نه خود شد دلفروز ما دم همت بر او بگماشتیم نکتهها رفت و شکایت کس نکرد جانب حرمت فرونگذاشتیم گفت...
-
غزل شماره 108 دیوان حافظ
چهارشنبه 25 خرداد 1401 12:02
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد زلف خاتون ظفر شیفته پرچم توست دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد ای که انشاء عطارد صفت شوکت توست عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد هر چه در عالم امر است به...
-
/غزل شماره 92 دیوان حافظ/
چهارشنبه 25 خرداد 1401 11:55
میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست خوش تقاضا میکنی پیش تقاضا میرمت عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست گو که بخرامد که پیش سروبالا میرمت آن که عمری شد که تا بیمارم از سودای او گو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت گفتهای لعل لبم هم درد بخشد هم...
-
/غزل شماره 166 دیوان حافظ/
چهارشنبه 25 خرداد 1401 11:52
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد صبح امید که بد معتکف پرده غیب گو برون آی که کار شب تار آخر شد آن پریشانی شبهای دراز و غم دل همه در سایه گیسوی نگار آخر شد...
-
/غزل شماره 22 دیوان حافظ/
چهارشنبه 25 خرداد 1401 11:50
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نهای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو...