مُشتَری[۹] یا هُرمُز[۱۰] (که به نامهای بِرجیس، اورمزد، زاوش، ژوپیتر نیز شناخته میشود)، بزرگترین سیاره در منظومه شمسی است. این سیارهٔ غول گازی با جرم یکهزارم خورشید است، ولی جرمی دو و نیم برابر تمامی دیگر سیارههای منظومهٔ خورشیدی دارد و دومین جسم در منظومهٔ خورشیدی بر پایهٔ جرم و حجم است.
جرم مشتری ۲٫۵ بار از مجموع جرم دیگر سیارههای منظومهٔ خورشیدی بیشتر است. جرم مشتری ۳۱۸ بار بیشتر از جرم زمین است. قطر آن ۱۱ برابر قطر زمین است. مشتری میتواند ۱٬۳۰۰ زمین را در خود جای دهد. میانگین دوری آن از خورشید در حدود ۷۷۸ میلیون و ۵۰۰ هزار کیلومتر است یعنی بیشتر از ۵ برابر دوری زمین از خورشید. ستارهشناسان با تلسکوپهای برپاشده در زمین و ماهوارههایی که در مدار زمین میگردند به بررسی مشتری میپردازند. ایالات متحده تا کنون ۶ فضاپیمای بدون سرنشین را به مشتری فرستادهاست.
مشتری از هر سیارهٔ دیگری در منظومهٔ شمسی سنگینتر است. جرم آن ۳۱۸ بار بیشتر از زمین است؛ ولی با این جرم زیاد، کم و بیش دارای چگالی کمی است. میانگین چگالی آن ۱٫۳ گرم در سانتیمتر مکعب است که اندکی از چگالی آب بیشتر است. چگالی مشتری در حدود یکچهارم چگالی زمین است؛ زیرا بیشتر سیاره از عناصر سبک هیدروژن و هلیوم ساخته شدهاست. از سوی دیگر زمین بیشتر از عناصر سنگین آهنی و سنگی ساخته شدهاست. عناصر شیمیایی سازندهٔ مشتری بیشتر از زمین همانند ستارههایی چون خورشید است. شاید مشتری دارای هستهای از عناصر سنگین باشد. هسته شاید ترکیبی همانند هستهٔ زمین اما ۲۰ تا ۳۰ برابر سنگینتر داشته باشد.
احتمالاً هستهٔ مشتری نه چندان سفت، نسبتاً رقیق و خیلی بزرگ است.[۱۳]
نیروی گرانش در سطح سیاره ۲٫۴ برابر بیشتر از سطح زمین است؛ یعنی چیزی که روی زمین ۱۰۰ نیوتون وزن دارد، در روی مشتری وزنی برابر با ۲۴۰ نیوتون خواهد داشت.
دمای هوا در ابرهای بالایی مشتری در حدود ۱۴۵- درجهٔ سلسیوس است. اندازهگیریها نشان میدهند که دمای مشتری با افزایش ژرفا در زیر ابرها افزایش مییابد. دمای هوا در سطحی که فشار اتمسفر ۱۰ برابر زمین است، به ۲۱ درجهٔ سانتیگراد میرسد.
دانشمندان میاندیشند که اگر مشتری دارای گونهای از حیات باشد، حیات در این سطح پا خواهد گرفت. چنین حیاتی در گاز خواهد بود؛ زیرا در این سطح هیچ بخش جامدی وجود ندارد. دانشمندان تا کنون هیچ گواهی از حیات بر روی مشتری نیافتهاند. نزدیک مرکز سیاره دما بسیار بیشتر است. دمای هسته در حدود ۲۴ هزار درجه، یعنی داغتر از سطح خورشید است. ستارهشناسان بر این باورند که خورشید، سیارات و دیگر جرمهای منظومهٔ شمسی از چرخش ابرهایی از گاز و غبار پا گرفتهاند. گرانش گازی و ذرات غبار آنها را به صورت ابرهای ستبر گوی مانند از مواد درآورد در حدود ۴٫۵ میلیارد سال پیش مواد به هم فشرده شدند تا اجسام بسیار منظومهٔ شمسی پدید آمدند. فشردگی مواد ایجاد گرما نمود. گرمای بسیاری هنگامی که مشتری پا گرفت ایجاد شد.
مشتری نیز همانند زمین و بیشتر سیارهها، دارای میدان مغناطیسی است و مانند یک آهنربای بزرگ عمل میکند. در ماه مهٔ ۲۰۱۷ دادههای بدست آمده از فضاپیمای جونو نشان دادند که قدرت میدان مغناطیسی مشتری، فراتر از برآوردهای پیشین است. شدت این میدان در نزدیکترین فاصلهٔ جونو از سیاره دو برابر میزانی است که در گذشته تخمین زده میشد. این میدان ۱۰ بار قویتر از میدان مغناطیسی زمین است.[۱۳] برابر اندازهگیریهای گرفته شده به دست فضاپیماها، (به جز لکههای خورشیدی و ناحیههای کوچکی از سطح خورشید) میدان مغناطیسی مشتری قویترین در منظومهٔ شمسی است.
دانشمندان بهطور کامل از چگونگی ایجاد میدان مغناطیسی آگاه نیستند، هر چند که گمان میبرند که حرکت هیدروژن فلزی داخل هستهٔ سیارهٔ ایجاد میدان مغناطیسی میکند. میدان مغناطیسی مشتری بسیار نیرومندتر از میدان مغناطیسی زمین است، زیرا مشتری بسیار بزرگتر و با تندی بیشتری به دور خود میگردد. میدان مغناطیسی مشتری الکترونها و پروتونها و دیگر ذرات دارای بار الکتریکی را در کمربند پرتوزا که در پیرامون سیاره قرار دارد به دام میاندازد. این ذرات بسیار نیرومندتر هستند به گونهای که میتوانند به ابزارهای فضاپیماهایی که نزدیک سیاره شدهاند آسیب برساند. در درون ناحیهای از فضا که مغناطیسسپهر نامیده میشود. میدان مغناطیسی مشتری همانند یک زره کار میکند. این زره سیاره را از بادهای خورشیدی و ذرات پر انرژی پیاپی که از خورشید میآیند پاسداری مینماید. بیشتر این ذرات الکترونها و پروتونهایی هستند که با تندی ۵۰۰ کیلومتر در ثانیه حرکت میکنند. میدان، ذرات الکتریکی باردار شده را در کمربند پرتوزا به دام میاندازد. مرکز تله مغناطیسسپهر نزدیک قطبهای میدان مغناطیسی است. در آن بخش از سیاره که از خورشید دور است مغناطیسسپهر به صورت دنبالهای سترگ در فضا کشیده میشود که دنباله مگنتو نامیده میشود. درازای این دنباله ۷۰۰ میلیون کیلومتر است. امواج رادیویی که از مشتری به رادیو تلسکوپهای زمینی میرسند نشاندهندهٔ دو نوع فورانهای انرژی و تابشهای پیدرپی هستند.
![]()
![]()
زَمین سومین سیارهٔ منظومهٔ خورشیدی است که در فاصلهٔ ۱۴۹٬۶۰۰٬۰۰۰ کیلومتر از ستارهٔ خورشید قرار دارد. از نظر واژهشناسی ایرانی، زم در زبان اوستایی به معنای سرد بودهاست که با پسوند «ین»، واژهٔ زمین را به معنای «جسم سرد» به وجود آوردهاست.[۳۱] نام این سیاره در زبان عربی «الأرض» (جمع: اراضی) است و نام زمین تنها نام فارسی و غیر عربی یک سیاره در منظومهٔ خورشیدی است که بهطور گسترده در فارسی رایج است. این سیاره چگالترین (به دلیل دارا بودن منابع وسیع آهن و فلزات دیگر) و از نظر بزرگی پنجمین سیاره از هشت سیارهٔ منظومهٔ خورشیدی است. همچنین در میان چهار سیارهٔ سنگی گردان به دور خورشید
نزدیک به ۴٫۵۴ میلیارد سال (به صورت دقیقتر ۰٫۰۰۰۶ ± ۴٫۵۶۷۲ میلیارد سال)[۳۳] از پیدایش زمین میگذرد
هماکنون زمین خانهٔ میلیونها گونه از جانداران است که انسان یکی از آنها است
زیستکرهٔ زمین با گذر زمان جو زمین و دیگر شرایط فیزیکی و شیمیایی این سیاره را دچار دگرگونیهای شگرفی کردهاست و محیطی را فراهم کردهاست تا جانداران زنده بتوانند به رشد و زیستزایی بپردازند. همچنین در اثر این دگرگونیها لایهٔ اوزون به دور این سیاره تشکیل شدهاست، لایهای که با کمک میدان مغناطیسی زمین مانع از ورود پرتوهای آسیبرسان خورشید میشود و به این ترتیب اجازه میدهد در زمین زندگی ادامه یابد.[۳۵] ویژگیهای فیزیکی، پیشینهٔ زمینشناسی و گردش زمین باعث شدهاند تا زندگی در این دورهها در آن پابرجا بماند و انتظار آن میرود که زندگی برای ۵۰۰ میلیون تا ۲٫۳ میلیارد سال دیگر نیز همچنان ادامه داشته باشد
۷۱٪ از سطح زمین با آب شور اقیانوسها پوشیده شدهاست و باقیماندهٔ آن را قارهها و جزیرهها تشکیل میدهند که خود آنها نیز تعداد زیادی دریاچه و دیگر سرچشمههای آبی را در خود جای دادهاند. بیشتر سطح قطبهای زمین از یخ یا دریای یخزده پوشیده شدهاست. ساختار درونی زمین پویا است و لایههای آن عبارتند از لایهٔ ضخیم گوشتهٔ جامد، یک لایه، هستهٔ بیرونی که مایع است و میدان مغناطیسی را تولید میکند و یک لایه، هستهٔ درونی که آهنی و جامد است.
جو زمین ترکیبی است از نیتروژن(۷۸درصد)، اکسیژن (۲۱درصد)، کربن دیاکسید (٫۰۳درصد)، بخار آب و عناصر کمیابی همانند آرگون و ….
در زندگی حقایق عمیقی هست. اینکه شما اگر یک ده صد خوبی کنید.تا ده جد آن شخص به شما خوبی میکند؟ یعنی چه؟یعنی کسانی که مردند.نمردند.بلکه آنها حیات زندگی دگر دارند.چه کهن آنها.چه کهن های انها.چه اجداد انها.یعنی چه؟یعنی شما چه کسی را به زندگی حیاتی خود دعوت میکنید. یعنی اینکه شما چه کسی را دعوت میکنید. یا چه کسانی ؟با کی کار دارید.حالا یک موقع شما دعوت میکنید. یک موقع آنها شما را دعوت میکنند.یک موقع هم امورات اسراری هست.یک زمان هم دشمنی تاریکی در راهی که شما میروید هست.حالا شما حیات مادیتان تمام میشود.آیا جد اجداد شما که مثل شما زندگی حیات مادی داشتند.نیستند. کهن ترین قدمت تاریخی آن هست.حالا فرصت مجدد زندگی چیست؟ یا اینکه آیا این حیات تمام شد تمام کلی زندگی مادی میشود.طبق آنچه مشهود میشود. نه. اما آیا این همگانیست یا بصورت افراد مشخص برای امری مشخص.شما حیات مجدد دگر را یعنی تونل انتقال فرض کنید اگر به یک ساده بینی توجه شود خب کره زمین هست بعد کهکشان.سیارات. کرات دگر .تازه کرات دارند کشف میکنند مثال مشابه آنچه برای حیات که در زمین هست مشابه آن امکان حیات در آنجا هم هست.خب فرضیه امکان حیات موجودات در انجا هم باشد. خب امکان زیست هست.یعنی هر چه در زمین هست مشابه آن در انجا یافت شده.خب فرضیه هم فرض کنید در حیات اسرار هستی زیادست. حالا سیارات .آنهایی که امکان حیات نیست. هیچ. آنهایی که هست.حالا آنهای دگر چگونه و چرایی آن و اینکه اینها برای چه هست جای خود در آن دارد که تاریخچه کلی آن را دانست. و حالا اینها چه کارایی دارد و حالا چه کشفیاتی میکنند و چه هست جای خود در جای خود.حالا شما فرض کنید به یکی خوبی کردید صد در صد بدی دریافت کردید. او آن خود را نمایان کرده.شما هم اگر همانگونه رفتار کنید فرق او با شما چیست؟شما هم او میشوید.زخم زبان.زخم زدن.بد اندیشی.کج اندیشی.دشمنی. ذات خراب.پس شما آنچه هستید رومیکنید همان دریافت میکنید اما از اصل آن.حالا صالحین جای خود که با معنویت هستند.حالا خیلی شخص سطح روحی پایین داشته باشه. غرور کاذب شیطانی بد کند در مقابل خوبی.هستند اما بیشترن که حداقل معرفت داشته باشند در مقابل همانگونه.یا حداقل بر نمیگردند بدرنند.خیلی باید سطح شخص ضعیف باشد. پس روح انسانی روحی با مراتب افزایش و کمال هست.حالا اشخاص معنویتی و اجداد و امورات در آن.و غیره آن.ده جد خوبی کنند منظورن تا آنجا که خوب باشند.یا کمالات یافته.خداوند مهربانست.حالا فرصت دوباره اینها مباحث سنگین هست. اینکه کلیت آن مباحث هست.بعضی یک میدانند.بعضی نه. بعضی در نحوه آن. بعضی اصلان بعد این حیات زندگی دگر را قبول ندارند.بعضی قبول دارند. بعضی خیلی اعتقاد قوی دارند.بعضی باز سر مباحث زندگی بعد اینجا. و حالا هر نوع آن از فرصت به انسانها در نوع آن تفکرات مختلف هست.و در کل قرار هم نیست همه مثل هم فکر کنند. مگر به اعتقاد یقین درباره بعضی مسائل برسند.والا شخصی بگوید آسمان نیست خب هست. اما اینکه بگه چه رنگی اون بگه چه رنگی مثال مباحثه هست.یا اینکه سر مسائل گفتمان میشود.گفتمان زیاد هست. در بین آنهایی که اعتقادات مختلف دارند یا هم عقیده های هم. یا مخالف عقیده هم یا بین تفکرات مختلف.

