بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

فانوس راهنما-آیاتی از کتب مختلف

4  زیرا هر که می‌خواهد آشکار شود، در پنهانی کار نمی‌کند. پس اگر این کارها را می‌کنی، خود را به جهان بنما.

38  زیرا از آسمان نزول کردم نه تا به ارادهٔ خود عمل کنم، بلکه به ارادهٔ فرستنده خود.

27  و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا که پسر انسان است.

37  و خود پدر که مرا فرستاد، به من شهادت داده است که هرگز آواز او را نشنیده و صورت او را ندیده‌اید،

12  چون شما را از امور زمینی سخن گفتم، باور نکردید. پس هرگاه به امور آسمانی با شما سخن رانم چگونه تصدیق خواهید نمود؟

35  پدر پسر را محبّت می‌نماید و همه‌چیز را بدست او سپرده است.

...

17  و چون او را دیدند، پرستش نمودند. لیکن بعضی شکّ کردند.

60  لیکن نیافتند. با آنکه چند شاهد دروغ پیش آمدند، هیچ نیافتند. آخر دو نفر آمده،

43  غریب بودم مرا جا ندادید، عریان بودم مرا نپوشانیدید، مریض و محبوس بودم عیادتم ننمودید.

16  آنگاه هر که در یهودیّه باشد به کوهستان بگریزد؛

31  و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهند آورد.

41  و دو زن که دستآس می‌کنند، یکی گرفته و دیگری رها شود.

 و هیچ کس را بر زمین، پدر خود مخوانید زیرا پدر شما یکی است که در آسمان است.

18  عیسی شرارت ایشان را درک کرده، گفت، ای ریاکاران، چرا مرا تجربه می‌کنید؟

...

 و چون ترسان شده، سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند، چرا زنده را از میان مردگان می‌طلبید؟

22  زیرا که پسر انسان برحسب آنچه مقدّر است، می‌رود لیکن وای بر آن کسی که او را تسلیم کند.

28  و شما کسانی می‌باشید که در امتحانهای من با من به سر بردید.

62  پس پطرس بیرون رفته، زارزار بگریست.

10  پس به ایشان گفت، قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند کرد.

16  و شما را والدین و برادران و خویشان و دوستان تسلیم خواهند کرد و بعضی از شما را به قتل خواهند رسانید.

9  و این مَثَل را به مردم گفتن گرفت که شخصی تاکستانی غرس کرد و به باغبانانش سپرده، مدّت مدیدی سفر کرد.

 به شما می‌گویم که به زودی دادرسی ایشان را خواهد کرد. لیکن چون پسر انسان آید، آیا ایمان را بر زمین خواهد یافت؟

27  او گفت، آنچه نزد مردم محال است، نزد خدا ممکن است.

22  و به شاگردان خود گفت، ایّامی می‌آید که آرزو خواهید داشت که روزی از روزهای پسر انسان را بینید و نخواهید دید.

30  بر همین منوال خواهد بود در روزی که پسر انسان ظاهر شود.

15  آنگاه یکی از مجلسیان چون این سخن را شنید گفت، خوشابحال کسی که در ملکوت خدا غذا خورَد.

28  زیرا کیست از شما که قصد بنای برجیداشته باشد و اوّل ننشیند تا برآوُردِ خرج آن را بکند که آیا قوّت تمام کردنِ آن دارد یا نه؟

22  امّا چون شخصی زورآورتر از او آید، بر او غلبه یافته، همهٔ اسلحهٔ او را که بدان اعتماد می‌داشت، از او می‌گیرد و اموال او را تقسیم می‌کند.

31  ملِکه جنوب در روز داوری با مردم این فرقه برخاسته، بر ایشان حکم خواهد کرد زیرا که از اقصای زمین آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و اینک، در اینجا کسی بزرگتر از سلیمان است.

51  و چون روزهای صعود او نزدیک می‌شد، روی خود را به عزم ثابت به سوی اورشلیم نهاد.

17  زیرا چیزی نهان نیست که ظاهر نگردد و نه مستور که معلوم و هویدا نشود.

10  زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را دربارهٔ تو حکم فرماید تا تو را محافظت کنند.

30  زیرا که چشمان من نجات تو را دیده است،

...

51  و یک جوانی با چادری بر بدن برهنه خود پیچیده، از عقب او روانه شد. چون جوانان او را گرفتند،

29  او از ایشان پرسید، شما مرا کِه می‌دانید؟ پطرس در جواب او گفت، تو مسیح هستی.

6  در جواب ایشان گفت، نیکو اخبار نمود اشعیا دربارهٔ شما ای ریاکاران، چنانکه مکتوب است، این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند لیکن دلشان از من دور است.

 پس گفت، هر که گوش شنوا دارد، بشنود!

26  و گفت، همچنین ملکوت خدا مانند کسی است که تخم بر زمین بیفشاند،

41  پس بی‌نهایت ترسان شده، به یکدیگر گفتند، این کیست که باد و دریا هم او را اطاعت می‌کنند؟

...
13  و دریا مردگانی را که در آن بودند باز داد؛ وموت و عالم اموات مردگانی را که در آنها بودند باز دادند؛ و هر یکی بحسب اعمالش حکم یافت.
  زیرا که احکام او راست و عدل است، چونکه داوری نمود بر فاحشه بزرگ که جهان را به زنای خود فاسد می‌گردانید و انتقام خون بندگان خود را از دست او کشید.
10  و نزد پایهایش افتادم تا او را سجده کنم. او به من گفت، زنهار چنین نکنی زیرا که من با تو هم‌خدمت هستم و با برادرانت که شهادتِ عیسی را دارند. خدا را سجده کن زیرا که شهادت عیسی روح نبوّت است.
6   و آن زن را دیدم، مست از خون مقدّسین و از خون شهدای عیسی و از دیدن او بی‌نهایت تعجّب نمودم.
12  و آن ده شاخ که دیدی، ده پادشاه هستند که هنوز سلطنت نیافته‌اند بلکه یک ساعت با وحش چون پادشاهان قدرت می‌یابند.
5   و بعد از این دیدم که قدسِ خیمهٔ شهادت در آسمان گشوده شد،
4   و آن اژدها را که قدرت به وحش داده بود، پرستش کردند و وحش را سجده کرده، گفتند که کیست مثل وحش و کیست که با وی می‌تواند جنگ کند؟
11  و دیدم وحش دیگری را که از زمین بالا می‌آید و دو شاخ مثل شاخهای برّه داشت و مانند اژدها تکلّم می‌نمود؛
16  و همه را از کبیر و صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد بر این وا می‌ دارد که بر دست راست یا بر پیشانیِ خود نشانی گذارند.
  و علامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک، اژدهای بزرگِ آتشگون که او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر؛
  ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد.
13  و چون اژدها دید که بر زمین افکنده شد، بر آن زن که فرزند نرینه را زاییده بود، جفا کرد.
11  و بعد از سه روز و نیم، روح حیات از خدا بدیشان درآمد که بر پایهای خود ایستادند و بینندگانِ ایشان را خوفی عظیم فرو گرفت.
18  و امّت‌ها خشمناک شدند و غضب تو ظاهر گردید و وقت مردگان رسید تا بر ایشان داوری شود و تا بندگان خود، یعنی انبیا و مقدّسان و ترسندگان نام خود را چه کوچک و چه بزرگ اجرت دهی و مُفسدان زمین را فاسد گردانی.
12  یک وای گذشته است. اینک، دو وای دیگر بعد از این می‌آید.
8   و فرشته دوّم بنواخت که ناگاه مثال کوهی بزرگ، به آتش افروخته شده، به دریا افکنده شد وثلث دریا خون گردید،
  و دیدم که اینک، اسبی زرد و کسی بر آن سوار شده که اسم او موت است و عالم اموات از عقب او می‌آید؛ و به آن دو اختیار بر یک ربع زمین داده شد تا به شمشیر و قحط و موت و با وحوشِ زمین بکُشند.
14  و آسمان چون طوماری پیچیده شده، از جا برده شد و هر کوه و جزیره از مکان خود منتقل گشت.
  هر که غالب آید به جامه سفید ملبّس خواهد شد و اسم او را از دفتر حیات محو نخواهم ساخت بلکه به نام وی در حضور پدرم و فرشتگان او اقرار خواهم نمود.
12  هر که غالب آید، او را در هیکل خدای خود ستونی خواهم ساخت و دیگر هرگز بیرون نخواهد رفت و نام خدای خود را و نام شهر خدای خود یعنی اورشلیم جدید را که از آسمان از جانب خدای من نازل می‌شود و نام جدید خود را بر وی خواهم نوشت.
8   و به فرشته کلیسای در اسمیرنا بنویس که این را می‌گوید آن اوّل و آخر که مرده شد و زنده گشت.
  من هستم الف و یا، اوّل و آخر، می‌گوید آن خداوند خدا، که هست و بود و می‌آید، قادر عَلَی‌الاِطلاق.
18  و مرده شدم؛ و اینک، تا ابدالآباد زنده هستم؛ و کلیدهای موت و عالم اموات نزد من است.
...
8  هشیار و بیدار باشید، زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غرّان گردش می‌کند و کسی را می‌طلبد تا ببلعد.
4  و در این متعجّب هستند که شما همراه ایشان به سوی همین اسرافِ اَوْباشی نمی‌شتابید و شما را دشنام می‌دهند.

19  پس کسانی نیز که برحسب ارادهٔ خدا زحمت کشند، جانهای خود را در نیکوکاری به خالق امین بسپارند.

 بنابراین، در کتاب مکتوب است که، اینک، می‌نهم در صهیون سنگی سر زاویه برگزیده و مکرّم، و هر که به وی ایمان آوَرَدْ خجل نخواهد شد.
10  که دربارهٔ این نجات، انبیایی که از فیضی که برای شما مقرّر بود، اِخبار نمودند، تفتیش و تفحّص می‌کردند
...
 از شکم بر تو انداخته شده‌ام. از رحم مادرم ملجای من تو بوده‌ای و تسبیح من دائماً دربارهٔٔ تو خواهد بود.
 ای خداوند یهوه صبایوت، منتظرین تو به‌سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل، طالبان تو به‌سبب من رسوا نگردند.
 در این فقط مشورت می‌کنند که او را از مرتبهاش بیندازند. و دروغ را دوست می‌دارند. به زبان خود برکت می‌دهند و در دل خود لعنت می‌کنند، سلاه.
5  تا حبیبان تو نجات یابند. به دست راست خود نجات ده و مرا مستجاب فرما.
 آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم روخواهند گردانید. این را می‌دانم زیرا خدا با من است.
 از آواز دشمن و به‌سبب ظلم شریر، زیرا که ظلم بر من می‌اندازند وبا خشم بر من جفا می‌کنند.
11  مرا از حضور خود مینداز، و روح قدوس خود را از من مگیر.
15  لیکن خدا جان مرا ازدست هاویه نجات خواهد داد زیرا که مرا خواهد گرفت، سلاه.
...
15  زیرا که شاید بدین‌جهت ساعتی از تو جدا شد، تا او را تا به ابد دریابی.
 یا خدمت در خدمتگزاری، یا معلّم در تعلیم،
20  پس اگر دشمن تو گرسنه باشد، او را سیر کن و اگر تشنه است، سیرابش نما زیرا اگر چنین کنی اخگرهای آتش بر سرش خواهی انباشت.
 زیرا از حکام عمل نیکو را خوفی نیست بلکه عمل بد را. پس اگر می‌خواهی که از آن قدرت ترسان نشوی، نیکویی کن که از او تحسین خواهی یافت.
11  و خصوصاً چون وقت را می‌دانید که الحال ساعت رسیده است که ما را باید از خواب بیدار شویم زیرا که الآن نجات ما نزدیکتر است از آن وقتی که ایمان آوردیم.
12  بدو گفته شد که بزرگتر کوچکتررا بندگی خواهد نمود.
20  نی بلکه تو کیستی ای انسان که با خدا معارضه می‌کنی؟ آیا مصنوع به صانع می‌گوید که چرا مرا چنین ساختی؟
11  و کتاب می‌گوید هر که به او ایمان آورد خجل نخواهد شد.
18  لکن می‌گویم آیا نشنیدند؟ البتّه شنیدند، صوت ایشان در تمام جهان منتشر گردید و کلام ایشان تا اقصای ربع مسکون رسید.
7  زانرو که تفکّر جسم دشمنی خدا است، چونکه شریعت خدا را اطاعت نمی‌کند، زیرا نمی‌تواند هم بکند.
12  بنابراین ای برادران، مدیون جسم نیستیم تا برحسب جسم زیست نماییم.
20  زیرا خلقت، مطیع بطالت شد، نه به ارادهٔ خود، بلکه بخاطر او که آن را مطیع گردانید،
27  و او که تفحّصکننده دلهاست، فکر روح را می‌داند زیرا که او برای مقدّسین برحسب ارادهٔ خدا شفاعت می‌کند.
34  کیست که بر ایشان فتوا دهد؟ آیا مسیح که مُرد بلکه نیز برخاست، آنکه به دست راست خدا هم هست و ما را نیز شفاعت می‌کند؟
...

چون از راه نیایش درست می‌توان به خدا که اصل راستی و پاک منشی است دست یافت
پس برای پیشبرد کارش ما به او زبانی سخنور و گفتاری دلپذیر خواهیم بخشید.
«زندگی‌بخش‌ترین» به من می‌گوید، که برای فانی‌ها بهترین است که شنیده شود: هر آنکس که آمادگی گوش فرا دادن به این (آشکارسازی) من را بدهد
برای من مبدل ساز- چرا که همه چیزِ این وجود به هر صورتی هستند- بنابر این من باید حتی مطمئن‌تر در مقابل تو قرار گیرم
توالی این دو به حرکت در آمده‌اند. راهنمایی(؟) کسی که روح- نفس‌ها در همین لحظه از آن پیروی می‌کنند.
به درستی تمیز داده شده‌اند
...
سوره ی مائده
عیسی بن مریم گفت خداوندا ای پروردگار ما از آسمان مائده ای برای ما بفرست
سوره ی آل عمران
به راستی حکایت واقعی مسیح همین است و معبودی جز خدا نیست و خداوند است که یقینا شکست ناپذیر حکیم است.
سوره ی انعام
و اگر فرستاده ی خویش را فرشته ای می کردیم حتما وی را به صورت مردی قرار می دادیم و قهرا آنچه را مشتبه میسازند بر آنها مشتبه میساختیم باز میگفتند این هم بشری است.
...

15.  منابع روشنایی برای روشنایی دادن بر زمین در طبقه‌ی (فضا) آسمان باشد. چنین شد.

5.      چون‏که خداوند می‏داند روزی که از آن بخورید، چشمانتان باز می‌شود و مانند خداوند تشخیص دهنده‌ی نیک و بد خواهید شد.

5.      ییصحاق (اسحاق) یعقُوو (یعقوب) را فرستاد. (او) به «پَدَن‌اَرام» نزد لاوان پسر بِتوئل اَرَمی برادر ریوقا مادر یعقُوو (یعقوب) و عِساو (عیسو) رفت.

5.      یوسف خوابی دید و به برادرانش اطلاع داد. (برادرها) باز دشمنی‌ با او را افزایش دادند.

25.  نظر به اینکه شنیدند که آن‏جا غذا خواهند خورد آن ارمغان‌ها را تا ظهر و هنگام آمدن یوسف آماده نمودند.

9.      ارابه و اسب سواران هم با او عزیمت کردند. اردوی بسیار عظیمی به‌وجودآمد.

12.  خداوند به من گفت: برخیز زود از اینجا پایین برو چونکه قومت که از مصر بیرون آوردی، فاسد شده است. فوراً از آن راهی که به آنها فرمان دادم دور شدند و برای خود بت ریختگی ساختند.




آیاتی از کتاب قرآن کریم

سوره ی بقره

و به کشتگان راه خدا مرده نگویید بلکه زنده اند ولی شما درک نمی کنید.

سوره ی ابراهیم

و مثل گفتار و عقاید ناپاک چون درختی ناپاک است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد.

سوره ی اعراف

و زیباترین نام ها به خداوند تعلق دارد پس او را بدانها بخوانید و کسانی را که در نام های او کژ اندیشی می کنند وانهید که به زودی به سزای آنچه می کردند خواهند رسید.

سوره ی مائده

خدا فرمود من آن را بر شما خواهم فرستاد ولی هر کس از شما پس از آن کافر شود او را چنان عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را عذاب نکرده باشم.

سوره ی مائده

و یاد کن آن گاه که خدا گوید:ای عیسی بن مریم!آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را به جای خدا به عنوان دو معبود بگیرید؟گوید منزهی تو مرا نشاید که آنچه حق من نیست بگویم.اگر من این را گفته بودم بی شک می دانستی.تو آنچه در باطن من است می دانی.و من آنچه در ذات توست نمی دانم فقط تویی که از  رازهای نهانی آگاهی.

سوره ی بقره

و به عیسی بن مریم حجت ها دادیم و او را به روح القدس تقویت کردیم

سوره ی آل عمران

الف,لام,میم

/SURA 27. Naml, or the Ants سوره نمل - سورة النمل/

﴿ سورة النمل - سورة ٢٧-   تعداد آیات ٩٣ 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُبِینٍ ﴿١﴾ هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿٢﴾ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿٣﴾ إِنَّ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ ﴿٤﴾ أُولَئِکَ الَّذِینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِی الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ ﴿٥﴾ وَإِنَّکَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ ﴿٦﴾ إِذْ قَالَ مُوسَى لأهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ نَارًا سَآتِیکُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِیکُمْ بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ ﴿٧﴾ فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِیَ أَنْ بُورِکَ مَنْ فِی النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٨﴾ یَا مُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿٩﴾ وَأَلْقِ عَصَاکَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَى لا تَخَفْ إِنِّی لا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿١١﴾ وَأَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ ﴿١٢﴾ فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آیَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿١٣﴾ وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ ﴿١٤﴾ وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُدَ وَسُلَیْمَانَ عِلْمًا وَقَالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿١٥﴾ وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُدَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ ﴿١٦﴾ وَحُشِرَ لِسُلَیْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ ﴿١٧﴾ حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لا یَشْعُرُونَ ﴿١٨﴾ فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ ﴿١٩﴾ وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ ﴿٢٠﴾ لأعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لأذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ ﴿٢١﴾ فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ ﴿٢٢﴾ إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ ﴿٢٣﴾ وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لا یَهْتَدُونَ ﴿٢٤﴾ أَلا یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿٢٥﴾ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ ﴿٢٦﴾ قَالَ سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ﴿٢٧﴾ اذْهَبْ بِکِتَابِی هَذَا فَأَلْقِهِ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ مَاذَا یَرْجِعُونَ ﴿٢٨﴾ قَالَتْ یَا أَیُّهَا الْمَلأ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتَابٌ کَرِیمٌ ﴿٢٩﴾ إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿٣٠﴾ أَلا تَعْلُوا عَلَیَّ وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ ﴿٣١﴾ قَالَتْ یَا أَیُّهَا الْمَلأ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مَا کُنْتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ ﴿٣٢﴾ قَالُوا نَحْنُ أُولُو قُوَّةٍ وَأُولُو بَأْسٍ شَدِیدٍ وَالأمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُرِی مَاذَا تَأْمُرِینَ ﴿٣٣﴾ قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَکَذَلِکَ یَفْعَلُونَ ﴿٣٤﴾ وَإِنِّی مُرْسِلَةٌ إِلَیْهِمْ بِهَدِیَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ﴿٣٥﴾ فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتَاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ ﴿٣٦﴾ ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿٣٧﴾ قَالَ یَا أَیُّهَا الْمَلأ أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ ﴿٣٨﴾ قَالَ عِفْریتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِکَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ ﴿٣٩﴾ قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَنْ شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ ﴿٤٠﴾ قَالَ نَکِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنْظُرْ أَتَهْتَدِی أَمْ تَکُونُ مِنَ الَّذِینَ لا یَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾ فَلَمَّا جَاءَتْ قِیلَ أَهَکَذَا عَرْشُکِ قَالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِینَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهَا وَکُنَّا مُسْلِمِینَ ﴿٤٢﴾ وَصَدَّهَا مَا کَانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا کَانَتْ مِنْ قَوْمٍ کَافِرِینَ ﴿٤٣﴾ قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَکَشَفَتْ عَنْ سَاقَیْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِیرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٤٤﴾ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِیقَانِ یَخْتَصِمُونَ ﴿٤٥﴾ قَالَ یَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٤٦﴾ قَالُوا اطَّیَّرْنَا بِکَ وَبِمَنْ مَعَکَ قَالَ طَائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ﴿٤٧﴾ وَکَانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الأرْضِ وَلا یُصْلِحُونَ ﴿٤٨﴾ قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿٤٩﴾ وَمَکَرُوا مَکْرًا وَمَکَرْنَا مَکْرًا وَهُمْ لا یَشْعُرُونَ ﴿٥٠﴾ فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٥١﴾ فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَةً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ﴿٥٢﴾ وَأَنْجَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ ﴿٥٣﴾ وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ ﴿٥٤﴾ أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿٥٥﴾

الجزء ٢٠

 فَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ ﴿٥٦﴾ فَأَنْجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِینَ ﴿٥٧﴾ وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِمْ مَطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ ﴿٥٨﴾ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿٥٩﴾ أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ ﴿٦٠﴾ أَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ ﴿٦١﴾ أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الأرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلا مَا تَذَکَّرُونَ ﴿٦٢﴾ أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿٦٣﴾ أَمَّنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿٦٤﴾ قُلْ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ الْغَیْبَ إِلا اللَّهُ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ ﴿٦٥﴾ بَلِ ادَّارَکَ عِلْمُهُمْ فِی الآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْهَا بَلْ هُمْ مِنْهَا عَمُونَ ﴿٦٦﴾ وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَئِذَا کُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ ﴿٦٧﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِیرُ الأوَّلِینَ ﴿٦٨﴾ قُلْ سِیرُوا فِی الأرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ ﴿٦٩﴾ وَلا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلا تَکُنْ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُونَ ﴿٧٠﴾ وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿٧١﴾ قُلْ عَسَى أَنْ یَکُونَ رَدِفَ لَکُمْ بَعْضُ الَّذِی تَسْتَعْجِلُونَ ﴿٧٢﴾ وَإِنَّ رَبَّکَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَشْکُرُونَ ﴿٧٣﴾ وَإِنَّ رَبَّکَ لَیَعْلَمُ مَا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا یُعْلِنُونَ ﴿٧٤﴾ وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِی السَّمَاءِ وَالأرْضِ إِلا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ ﴿٧٥﴾ إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦﴾ وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿٧٧﴾ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ بِحُکْمِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ ﴿٧٨﴾ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّکَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِینِ ﴿٧٩﴾ إِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ ﴿٨٠﴾ وَمَا أَنْتَ بِهَادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلا مَنْ یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ ﴿٨١﴾ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لا یُوقِنُونَ ﴿٨٢﴾ وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ ﴿٨٣﴾ حَتَّى إِذَا جَاءُوا قَالَ أَکَذَّبْتُمْ بِآیَاتِی وَلَمْ تُحِیطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨٤﴾ وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لا یَنْطِقُونَ ﴿٨٥﴾ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿٨٦﴾ وَیَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الأرْضِ إِلا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَکُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ ﴿٨٧﴾ وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ﴿٨٩﴾ وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلا مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٩٠﴾ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِی حَرَّمَهَا وَلَهُ کُلُّ شَیْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿٩١﴾ وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِینَ ﴿٩٢﴾ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٩٣﴾

 

سورة النمل

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

طس - این آیات قرآن و کتاب مبین است، (1)

وسیله هدایت و بشارت برای مؤمنان است; (2)

همان کسانی که نماز را برپا می‏دارند، و زکات را ادا می‏کنند، و آنان به آخرت یقین دارند. (3)

کسانی که به آخرت ایمان ندارند، اعمال (بد)شان را برای آنان زینت می‏دهیم بطوری که سرگردان می‏شوند. (4)

آنان کسانی هستند که عذاب بد (و دردناک) برای آنهاست; و آنها در آخرت، زیانکارترین مردمند! (5)

به یقین این قرآن از سوی حکیم و دانایی بر تو القا می‏شود. (6)

(به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به خانواده خود گفت: «من آتشی از دور دیدم; (همین جا توقف کنید;) بزودی خبری از آن برای شما می‏آورم، یا شعله آتشی تا گرم شوید.» (7)

هنگامی که نزد آتش آمد، ندایی برخاست که: «مبارک باد آن کس که در آتش است و کسی که در اطراف آن است ( فرشتگان و موسی) و منزه است خداوندی که پروردگار جهانیان است! (8)

ای موسی! من خداوند عزیز و حکیمم! (9)

و عصایت را بیفکن! -هنگامی که (موسی) به آن نگاه کرد، دید (با سرعت) همچون ماری به هر سو می‏دود (ترسید و) به عقب برگشت، و حتی پشت سر خود را نگاه نکرد- ای موسی! نترس، که رسولان در نزد من نمی‏ترسند! (10)

مگر کسی که ستم کند; سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که (توبه او را می‏پذیرم، و) من غفور و رحیمم! (11)

و دستت را در گریبانت داخل کن; هنگامی که خارج می‏شود، سفید و درخشنده است بی آنکه عیبی در آن باشد; این در زمره معجزات نه‏گانه‏ای است که تو با آنها بسوی فرعون و قومش فرستاده می‏شوی; آنان قومی فاسق و طغیانگرند!» (12)

و هنگامی که آیات روشنی‏بخش ما به سراغ آنها آمد گفتند: «این سحری است آشکار!» (13)

و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند! پس بنگر سرانجام تبهکاران (و مفسدان) چگونه بود! (14)

و ما به داوود و سلیمان، دانشی عظیم دادیم; و آنان گفتند: «ستایش از آن خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید.» (15)

و سلیمان وارث داوود شد، و گفت: «ای مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده، و از هر چیز به ما عطا گردیده; این فضیلت آشکاری است.» (16)

لشکریان سلیمان، از جن و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند; آنقدر زیاد بودند که باید توقف می‏کردند تا به‏هم ملحق شوند! (17)

(آنها حرکت کردند) تا به سرزمین مورچگان رسیدند; مورچه‏ای گفت: «به لانه‏های خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالی که نمی‏فهمند!» (18)

سلیمان از سخن او تبسمی کرد و خندید و گفت: «پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‏ای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!» (19)

(سلیمان) در جستجوی آن پرنده ( هدهد) برآمد و گفت: «چرا هدهد را نمی‏بینم، یا اینکه او از غایبان است؟! (20)

قطعا او را کیفر شدیدی خواهم داد، یا او را ذبح می‏کنم، یا باید دلیل روشنی (برای غیبتش) برای من بیاورد! (21)

چندان درنگ نکرد (که هدهد آمد و) گفت: «من بر چیزی آگاهی یافتم که تو بر آن آگاهی نیافتی; من از سرزمین «سبا» یک خبر قطعی برای تو آورده‏ام! (22)

من زنی را دیدم که بر آنان حکومت می‏کند، و همه چیز در اختیار دارد، و (به خصوص) تخت عظیمی دارد! (23)

او و قومش را دیدم که برای غیر خدا -خورشید- سجده می‏کنند; و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته; و از این رو هدایت نمی‏شوند!» (24)

چرا برای خداوندی سجده نمی‏کنند که آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است خارج (و آشکار) می‏سازد، و آنچه را پنهان می‏دارید یا آشکار می‏کنید می‏داند؟! (25)

خداوندی که معبودی جز او نیست، و پروردگار عرش عظیم است! (26)

(سلیمان) گفت: «ما تحقیق می‏کنیم ببینیم راست گفتی یا از دروغگویان هستی؟ (27)

این نامه مرا ببر و بر آنان بیفکن; سپس برگرد (و در گوشه‏ای توقف کن) ببین آنها چه عکس العملی نشان می‏دهند! (28)

(ملکه سبا) گفت: «ای اشراف! نامه پرارزشی به سوی من افکنده شده! (29)

این نامه از سلیمان است، و چنین می‏باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان (30)

توصیه من این است که نسبت به من برتری‏جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که تسلیم حق هستید!» (31)

(سپس) گفت: «ای اشراف (و ای بزرگان)! نظر خود را در این امر مهم به من بازگو کنید، که من هیچ کار مهمی را بدون حضور (و مشورت) شما انجام نداده‏ام! (32)

گفتند: «ما دارای نیروی کافی و قدرت جنگی فراوان هستیم، ولی تصمیم نهایی با توست; ببین چه دستور می‏دهی!» (33)

گفت: پادشاهان هنگامی که وارد منطقه آبادی شوند آن را به فساد و تباهی می‏کشند، و عزیزان آنجا را ذلیل می‏کنند; (آری) کار آنان همین‏گونه است! (34)

و من (اکنون جنگ را صلاح نمی‏بینم،) هدیه گرانبهایی برای آنان می‏فرستم تا ببینم فرستادگان من چه خبر می‏آورند (و از این طریق آنها را بیازمایم)!» (35)

هنگامی که (فرستاده ملکه سبا)ا نزد سلیمان آمد، گفت: «می‏خواهید مرا با مال کمک کنید (و فریب دهید)؟! آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است; بلکه شما هستید که به هدیه‏هایتان خوشحال می‏شوید! (36)

بسوی آنان بازگرد (و اعلام کن) با لشکریانی به سراغ آنان می‏آییم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند; و آنان را از آن (سرزمین آباد) با ذلت و خواری بیرون می‏رانیم!» (37)

(سلیمان) گفت: «ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او را برای من می‏آورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟» (38)

عفریتی از جن گفت: «من آن را نزد تو می‏آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم!» (39)

(اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که(سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‏آورم یا کفران می‏کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‏کند; و هر کس کفران نماید (بزیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنی و کریم است!» (40)

(سلیمان) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید; ببینم آیا متوجه می‏شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟! (41)

هنگامی که آمد، به او گفته شد: «آیا تخت تو این گونه است؟» گفت: گویا خود آن است! و ما پیش از این هم آگاه بودیم و اسلام آورده بودیم!» (42)

و او را از آنچه غیر از خدا میپرستید بازداشت، که او ( ملکه سبا) از قوم کافران بود. (43)

به او گفته شد: «داخل حیاط (قصر) شو!» هنگامی که نظر به آن افکند، پنداشت نهر آبی است و ساق پاهای خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد; اما سلیمان) گفت: «(این آب نیست،) بلکه قصری است از بلور صاف!» (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم; و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم!» (44)

ما به سوی «ثمود»، برادرشان «صالح‏» را فرستادیم که: خدای یگانه‏را بپرستید! اما آنان به دو گروه تقسیم شدند که به مخاصمه پرداختند. (45)

(صالح) گفت: «ای قوم من! چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می‏کنید (و عذاب الهی را می‏طلبید نه رحمت او را)؟! چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی‏کنید تا شاید مشمول رحمت (او) شوید؟!» (46)

آنها گفتند: «ما تو را و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم!» (صالح) گفت: «فال (نیک و) بد شما نزد خداست (و همه مقدرات به قدرت او تعیین می‏گردد); بلکه شما گروهی هستید فریب‏خورده! (47)

و در آن شهر، نه گروهک بودند که در زمین فساد می‏کردند و اصلاح نمی‏کردند. (48)

آنها گفتند: «بیایید قسم یاد کنید به خدا که بر او ( صالح) و خانواده اش شبیخون می زنیم (و آنها را به قتل می‏رسانیم;) سپس به ولی دم او می‏گوییم: ما هرگز از هلاکت خانواده او خبر نداشتیم و در این گفتار خود صادق هستیم!» (49)

آنها نقشه مهمی کشیدند، و ما هم نقشه مهمی; در حالی که آنها درک نمی‏کردند! (50)

بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد، که ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم; (51)

این خانه‏های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده; و در این نشانه روشنی است برای کسانی که آگاهند! (52)

و کسانی را که ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند نجات دادیم! (53)

و لوط را (به یاد آور) هنگامی که به قومش گفت: «آیا شما به سراغ کار بسیار زشتی می‏روید در حالی که (نتایج شوم آن را) می‏بینید؟! (54)

آیا شما بجای زنان، از روی شهوت به سراغ مردان می‏روید؟! شما قومی نادانید!» (55)

آنها پاسخی جز این نداشتند که (به یکدیگر) گفتند: «خاندان لوط را از شهر و دیار خود بیرون کنید، که اینها افرادی پاکدامن هستند!» (56)

ما او و خانواده‏اش را نجات دادیم، بجز همسرش که مقدر کردیم جزء باقی‏ماندگان (در آن شهر) باشد! (57)

سپس بارانی (از سنگ) بر سر آنها باراندیم (و همگی زیر آن مدفون شدند); و چه بد است باران انذارشدگان! (58)

بگو: «حمد مخصوص خداست; و سلام بر بندگان برگزیده‏اش!» آیا خداوند بهتر است یا بتهایی که همتای او قرارمی‏دهند؟! (59)

(آیا بتهایی که معبود شما هستند بهترند) یا کسی که آسمانها و زمین را آفریده؟! و برای شما از آسمان، آبی فرستاد که با آن، باغهایی زیبا و سرورانگیز رویاندیم; شما هرگز قدرت نداشتید درختان آن را برویانید! آیا معبود دیگری با خداست؟! نه، بلکه آنها گروهی هستند که (از روی نادانی، مخلوقات را) همطراز (پروردگارشان) قرار می‏دهند! (60)

یا کسی که زمین را مستقر و آرام قرار داد، و میان آن نهرهایی روان ساخت، و برای آن کوه‏های ثابت و پابرجا ایجاد کرد، و میان دو دریا مانعی قرار داد (تا با هم مخلوط نشوند; با این حال) آیا معبودی با خداست؟! نه، بلکه بیشتر آنان نمی‏دانند (و جاهلند)! (61)

یا کسی که دعای مضطر را اجابت می‏کند و گرفتاری را برطرف می‏سازد، و شما را خلفای زمین قرارمی‏دهد; آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکر می‏شوید! (62)

یا کسی که شما را در تاریکیهای صحرا و دریا هدایت می‏کند، و کسی که بادها را بعنوان بشارت پیش از نزول رحمتش می‏فرستد; آیا معبودی با خداست؟! خداوند برتر است از آنچه برای او شریک قرارمی‏دهند! (63)

یا کسی که آفرینش را آغاز کرد، سپس آن را تجدید می‏کند، و کسی که شما را از آسمان و زمین روزی می‏دهد; آیا معبودی با خداست؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید اگر راست می‏گویید! س‏ذللّه (64)

بگو: «کسانی که در آسمانها و زمین هستند غیب نمی‏دانند جز خدا، و نمی‏دانند کی برانگیخته می‏شوند!» (65)

آنها ( مشرکان) اطلاع صحیحی درباره آخرت ندارند; بلکه در اصل آن شک دارند; بلکه نسبت به آن نابینایند! (66)

و کافران گفتند: «آیا هنگامی که ما و پدرانمان خاک شدیم، (زنده می‏شویم و) از دل خاک بیرون می‏آییم؟! (67)

این وعده‏ای است که به ما و پدرانمان از پیش داده شده; اینها همان افسانه‏های خرافی پیشینیان است!» (68)

بگو: «در روی زمین سیر کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان به کجا رسید!» (69)

از (تکذیب و انکار) آنان غمگین مباش، و سینه‏ات از توطئه آنان تنگ نشود! (70)

آنها می‏گویند: «این وعده (عذاب که به ما می‏دهید) کی خواهد آمد اگر راست می‏گویید؟!» (71)

بگو: «شاید پاره‏ای از آنچه درباره آن شتاب می‏کنید، نزدیک و در کنار شما باشد!» (72)

مسلما پروردگار تو نسبت به مردم، فضل (و رحمت) دارد; ولی بیشترشان شکرگزار نیستند! (73)

و پروردگارت آنچه را در سینه‏هایشان پنهان می‏دارند و آنچه را آشکار می‏کنند بخوبی می‏داند! (74)

و هیچ موجود پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب مبین (در لوح محفوظ و علم بی‏پایان پروردگار) ثبت است! (75)

این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‏کند; (76)

و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (77)

پروردگار تو میان آنها در قیامت به حکم خود داوری می‏کند; و اوست قادر دانا. (78)

پس بر خدا توکل کن، که تو بر حق آشکار هستی! (79)

مسلما تو نمی‏توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‏توانی کران را هنگامی که روی برمی‏گردانند و پشت می‏کنند فراخوانی! (80)

و نیز نمی‏توانی کوران را از گمراهیشان برهانی; تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (81)

و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند)، جنبنده‏ای را از زمین برای آنها خارج می‏کنیم که با آنان تکلم می‏کند (و می‏گوید) که مردم به آیات ما ایمان نمی‏آوردند. (82)

(به خاطر آور) روزی را که ما از هر امتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‏کردند محشور می‏کنیم; و آنها را نگه می‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند! (83)

تا زمانی که (به پای حساب) می‏آیند، (به آنان) می‏گوید: «آیا آیات مرا تکذیب کردید و در صدد تحقیق برنیامدید؟! شما چه اعمالی انجام می‏دادید؟!» (84)

دراین هنگام، فرمان عذاب بخاطر ظلمشان بر آنها واقع می‏شود، و آنها سخنی ندارند که بگویند! (85)

یا ندیدند که ما شب را برای آرامش آنها قرار دادیم و روز را روشنی‏بخش؟! در این امور نشانه‏های روشنی است برای کسانی که ایمان می‏آورند (و آماده قبول حقند). (86)

و (به خاطر آورید) روزی را که در «صور» دمیده می‏شود، و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند در وحشت فرو می‏روند، جز کسانی که خدا خواسته; و همگی با خضوع در پیشگاه او حاضر می‏شوند! (87)

کوه‏ها را می‏بینی، و آنها را ساکن و جامد می‏پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند; این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را متقن آفریده; او از کارهایی که شما انجام می‏دهید مسلما آگاه است! (88)

کسانی که کار نیکی انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت; و آنان از وحشت آن روز درامانند! (89)

و آنها که اعمال بدی انجام دهند، به صورت در آتش افکنده می‏شوند; آیا جزایی جز آنچه عمل می‏کردید خواهید داشت؟! (90)

(بگو:) من مامورم پروردگار این شهر (مقدس مکه) را عبادت کنم، همان کسی که این شهر را حرمت بخشیده; در حالی که همه چیز از آن اوست! و من مامورم که از مسلمین باشم; (91)

و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده; و هر کس گمراه گردد (زیانش متوجه خود اوست;) بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!» (92)

بگو: «حمد و ستایش مخصوص ذات خداست; بزودی آیاتش را به شما نشان می‏دهد تا آن را بشناسید; و پروردگار تو از آنچه انجام می‏دهید غافل نیست! (93)

 

SURA 27. Naml, or the Ants

1. These are verses of the Qur'an,-a book that makes [things] clear;

2. A guide: and glad tidings for the believers,-

3. Those who establish regular prayers and give in regular charity, and also

have [full] assurance of the hereafter.

4. As to those who believe not in the Hereafter, We have made their deeds

pleasing in their eyes; and so they wander about in distraction.

5. Such are they for whom a grievous Penalty is [waiting]; and in the Hereafter

theirs will be the greatest loss.

6. As to thee, the Qur'an is bestowed upon thee from the presence of one who is

wise and all-knowing.

7. Behold! Moses said to his family: "I perceive a fire; soon will I bring you

from there some information, or I will bring you a burning brand to light our

fuel, that ye may warn yourselves.

8. But when he came to the [fire], a voice was heard: "Blessed are those in the

fire and those around: and glory to Allah, the Lord of the worlds.

9. "O Moses! verily, I am Allah, the exalted in might, the wise!...

10. "Now do thou throw thy rod!" But when he saw it moving [of its own accord]as

if it had been a snake, he turned back in retreat, and retraced not his steps:

"O Moses!" [it was said], "Fear not: truly, in My presence, those called as

messengers have no fear,-

11. "But if any have done wrong and have thereafter substituted good to take the

place of evil, truly, I am Oft-Forgiving, Most Merciful.

12. "Now put thy hand into thy bosom, and it will come forth white without stain

[or harm]: [these are] among the nine Signs [thou wilt take] to Pharaoh and his

people: for they are a people rebellious in transgression."

13. But when Our Signs came to them, that should have opened their eyes, they

said: "This is sorcery manifest!"

14. And they rejected those Signs in iniquity and arrogance, though their souls

were convinced thereof: so see what was the end of those who acted corruptly!

15. We gave [in the past] knowledge to David and Solomon: And they both said:

"Praise be to Allah, Who has favoured us above many of his servants who

believe!"

16. And Solomon was David's heir. He said: "O ye people! We have been taught the

speech of birds, and on us has been bestowed [a little] of all things: this is

indeed Grace manifest [from Allah.]"

17. And before Solomon were marshalled his hosts,- of Jinns and men and birds,

and they were all kept in order and ranks.

18. At length, when they came to a [lowly] valley of ants, one of the ants said:

"O ye ants, get into your habitations, lest Solomon and his hosts crush you

[under foot] without knowing it."

19. So he smiled, amused at her speech; and he said: "O my Lord! so order me

that I may be grateful for Thy favours, which thou hast bestowed on me and on my

parents, and that I may work the righteousness that will please Thee: And admit

me, by Thy Grace, to the ranks of Thy righteous Servants."

20. And he took a muster of the Birds; and he said: "Why is it I see not the

Hoopoe? Or is he among the absentees?

21. "I will certainly punish him with a severe penalty, or execute him, unless

he bring me a clear reason [for absence]."

22. But the Hoopoe tarried not far: he [came up and] said: "I have compassed

[territory] which thou hast not compassed, and I have come to thee from Saba

with tidings true.

23. "I found [there] a woman ruling over them and provided with every requisite;

and she has a magnificent throne.24. "I found her and her people worshipping the sun besides Allah: Satan has

made their deeds seem pleasing in their eyes, and has kept them away from the

Path,- so they receive no guidance,-

25. "[Kept them away from the Path], that they should not worship Allah, Who

brings to light what is hidden in the heavens and the earth, and knows what ye

hide and what ye reveal.

26. "Allah!- there is no god but He!- Lord of the Throne Supreme!"

27. [Solomon] said: "Soon shall we see whether thou hast told the truth or lied!

28. "Go thou, with this letter of mine, and deliver it to them: then draw back

from them, and [wait to] see what answer they return"...

29. [The queen] said: "Ye chiefs! here is delivered to me - a letter worthy of

respect.

30. "It is from Solomon, and is [as follows]: 'In the name of Allah, Most

Gracious, Most Merciful:

31. "'Be ye not arrogant against me, but come to me in submission [to the true

Religion].'"

32. She said: "Ye chiefs! advise me in [this] my affair: no affair have I

decided except in your presence."

33. They said: "We are endued with strength, and given to vehement war: but the

command is with thee; so consider what thou wilt command."

34. She said: "Kings, when they enter a country, despoil it, and make the

noblest of its people its meanest thus do they behave.

35. "But I am going to send him a present, and [wait] to see with what [answer]

return [my] ambassadors."

36. Now when [the embassy] came to Solomon, he said: "Will ye give me abundance

in wealth? But that which Allah has given me is better than that which He has

given you! Nay it is ye who rejoice in your gift!

37. "Go back to them, and be sure we shall come to them with such hosts as they

will never be able to meet: We shall expel them from there in disgrace, and they

will feel humbled [indeed]."

38. He said [to his own men]: "Ye chiefs! which of you can bring me her throne

before they come to me in submission?"

39. Said an 'Ifrit, of the Jinns: "I will bring it to thee before thou rise from

thy council: indeed I have full strength for the purpose, and may be trusted."

40. Said one who had knowledge of the Book: "I will bring it to thee within the

twinkling of an eye!" Then when [Solomon] saw it placed firmly before him, he

said: "This is by the Grace of my Lord!- to test me whether I am grateful or

ungrateful! and if any is grateful, truly his gratitude is [a gain] for his own

soul; but if any is ungrateful, truly my Lord is Free of all Needs, Supreme in

Honour!"

41. He said: "Transform her throne out of all recognition by her: let us see

whether she is guided [to the truth] or is one of those who receive no

guidance."

42. So when she arrived, she was asked, "Is this thy throne?" She said, "It was

just like this; and knowledge was bestowed on us in advance of this, and we have

submitted to Allah [in Islam]."

43. And he diverted her from the worship of others besides Allah: for she was

[sprung] of a people that had no faith.

44. She was asked to enter the lofty Palace: but when she saw it, she thought it

was a lake of water, and she [tucked up her skirts], uncovering her legs. He

said: "This is but a palace paved smooth with slabs of glass." She said: "O my

Lord! I have indeed wronged my soul: I do [now] submit [in Islam], with Solomon,

to the Lord of the Worlds."

45. We sent [aforetime], to the Thamud, their brother Salih, saying, "Serve

Allah": But behold, they became two factions quarrelling with each other.

46. He said: "O my people! why ask ye to hasten on the evil in preference to the

good? If only ye ask Allah for forgiveness, ye may hope to receive mercy.

47. They said: "Ill omen do we augur from thee and those that are with thee". He

said: "Your ill omen is with Allah; yea, ye are a people under trial."

48. There were in the city nine men of a family, who made mischief in the land,

and would not reform.

49. They said: "Swear a mutual oath by Allah that we shall make a secret night

attack on him and his people, and that we shall then say to his heir [when he

seeks vengeance]: 'We were not present at the slaughter of his people, and we

are positively telling the truth.'"

50. They plotted and planned, but We too planned, even while they perceived it

not.

51. Then see what was the end of their plot!- this, that We destroyed them and

their people, all [of them].

52. Now such were their houses, - in utter ruin, - because they practised wrongdoing.

Verily in this is a Sign for people of knowledge.

53. And We saved those who believed and practised righteousness.

54. [We also sent] Lut [as a messenger]: behold, He said to his people, "Do ye

do what is shameful though ye see [its iniquity]?

55. Would ye really approach men in your lusts rather than women? Nay, ye are a

people [grossly] ignorant!

56. But his people gave no other answer but this: they said, "Drive out the

followers of Lut from your city: these are indeed men who want to be clean and

pure!"

57. But We saved him and his family, except his wife; her We destined to be of

those who lagged behind.

58. And We rained down on them a shower [of brimstone]: and evil was the shower

on those who were admonished [but heeded not]!

59. Say: Praise be to Allah, and Peace on his servants whom He has chosen [for

his Message]. [Who] is better?- Allah or the false gods they associate [with

Him]?

60. Or, Who has created the heavens and the earth, and Who sends you down rain

from the sky? Yea, with it We cause to grow well-planted orchards full of beauty

of delight: it is not in your power to cause the growth of the trees in them.

[Can there be another] god besides Allah? Nay, they are a people who swerve from

justice.

61. Or, Who has made the earth firm to live in; made rivers in its midst; set

thereon mountains immovable; and made a separating bar between the two bodies offlowing water? [can there be another] god besides Allah? Nay, most of them know

not.

62. Or, Who listens to the [soul] distressed when it calls on Him, and Who

relieves its suffering, and makes you [mankind] inheritors of the earth? [Can

there be another] god besides Allah? Little it is that ye heed!

63. Or, Who guides you through the depths of darkness on land and sea, and Who

sends the winds as heralds of glad tidings, going before His Mercy? [Can there

be another] god besides Allah?- High is Allah above what they associate with

Him!

64. Or, Who originates creation, then repeats it, and who gives you sustenance

from heaven and earth? [Can there be another] god besides Allah? Say, "Bring

forth your argument, if ye are telling the truth!"

65. Say: None in the heavens or on earth, except Allah, knows what is hidden:

nor can they perceive when they shall be raised up [for Judgment].

66. Still less can their knowledge comprehend the Hereafter: Nay, they are in

doubt and uncertainty thereanent; nay, they are blind thereunto!

67. The Unbelievers say: "What! when we become dust,- we and our fathers,- shall

we really be raised [from the dead]?

68. "It is true we were promised this,- we and our fathers before [us]: these

are nothing but tales of the ancients."

69. Say: "Go ye through the earth and see what has been the end of those guilty

[of sin]."

70. But grieve not over them, nor distress thyself because of their plots.

71. They also say: "When will this promise [come to pass]? [Say] if ye are

truthful."

72. Say: "It may be that some of the events which ye wish to hasten on may be

[close] in your pursuit!"

73. But verily thy Lord is full of grace to mankind: Yet most of them are

ungrateful.

74. And verily thy Lord knoweth all that their hearts do hide. As well as all

that they reveal.

75. Nor is there aught of the unseen, in heaven or earth, but is [recorded] in a

clear record.

76. Verily this Qur'an doth explain to the Children of Israel most of the

matters in which they disagree.

77. And it certainly is a Guide and a Mercy to those who believe.

78. Verily thy Lord will decide between them by His Decree: and He is Exalted in

Might, All-Knowing.

79. So put thy trust in Allah: for thou art on [the path of] manifest Truth.

80. Truly thou canst not cause the dead to listen, nor canst thou cause the deaf

to hear the call, [especially] when they turn back in retreat.

81. Nor canst thou be a guide to the blind, [to prevent them] from straying:

only those wilt thou get to listen who believe in Our Signs, and they will bow

in Islam.

82. And when the Word is fulfilled against them [the unjust], we shall produce

from the earth a beast to [face] them: He will speak to them, for that mankind

did not believe with assurance in Our Signs.

83. One day We shall gather together from every people a troop of those who

reject our Signs, and they shall be kept in ranks,-

84. Until, when they come [before the Judgment-seat], [Allah] will say: "Did ye

reject My Signs, though ye comprehended them not in knowledge, or what was it ye

did?"

85. And the Word will be fulfilled against them, because of their wrong-doing,

and they will be unable to speak [in plea].

86. See they not that We have made the Night for them to rest in and the Day to

give them light? Verily in this are Signs for any people that believe!

87. And the Day that the Trumpet will be sounded - then will be smitten with

terror those who are in the heavens, and those who are on earth, except such as

Allah will please [to exempt]: and all shall come to His [Presence] as beings

conscious of their lowliness.

88. Thou seest the mountains and thinkest them firmly fixed: but they shall pass

away as the clouds pass away: [such is] the artistry of Allah, who disposes of

all things in perfect order: for he is well acquainted with all that ye do.

89. If any do good, good will [accrue] to them therefrom; and they will be

secure from terror that Day.

90. And if any do evil, their faces will be thrown headlong into the Fire: "Do

ye receive a reward other than that which ye have earned by your deeds?"

91. For me, I have been commanded to serve the Lord of this city, Him Who has

sanctified it and to Whom [belong] all things: and I am commanded to be of those

who bow in Islam to Allah's Will,-

92. And to rehearse the Qur'an: and if any accept guidance, they do it for the

good of their own souls, and if any stray, say: "I am only a Warner".

93. And say: "Praise be to Allah, Who will soon show you His Signs, so that ye

shall know them"; and thy Lord is not unmindful of all that ye do.