بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

سفر خروج-حبقوق

اگر جنگی برپا شود، ممکن است آن ها با دشمنان ما متحد شوند و علیه ما بجنگند و از این کشور فرار کنند. پس ما باید چاره ای بسنجیم و نگذاریم تعداد آن ها از این بیشتر شود.»
جادوگران هم کوشش کردند با جادو پشه بوجود بیاورند، اما نتوانستند. همه جا از پشه پُر شده بود.
اگر آن ها را آزاد نکنی، فردا ملخ ها را به کشور تو می فرستم.
زمین از ملخ پُر شد و ملخها همه میوه های درختان و تمام گیاهان سبز را که در اثر ژاله از بین نرفته بودند، خوردند بطوری که هیچ برگی بر درخت و هیچ علف سبزی در مزارع باقی نماند.
در آن شب فرعون و اهل دربار او و همۀ مردم مصر بیدار شدند و گریه و شیون بزرگی در مصر بر پا شد، زیرا خانه ای نبود که در آن کسی نَمُرده باشد.
من کلدانیان را که مردم بی رحم و ظالم هستند به قدرت می رسانم. آن ها به تمام روی زمین هجوم آورده همه جا را تصرف می کنند.
چشمان تو پاکتر از آن است که بر گناه بنگرند. تو بی عدالتی را تحمل نمی کنی، پس چرا وقتیکه مردم شریر اشخاص بیگناه را که از خود شان صادقترند می بلعند، خاموش می مانی؟
پس آیا تو به آن ها اجازه می دهی که برای همیشه به کشتار بی رحمانۀ خود ادامه بدهند؟

تثنییه

به رهبران تان امر کردم که در عین حال در امور قضائی هم با شما کمک کرده هر دعوائی را چه از قوم خود شان باشند یا از بیگانه، از روی عدالت و انصاف فیصله کنند.
هرچند آسمان و بلندترین آسمان ها و همچنین زمین و همه چیزهائی که در آن هستند به خداوند، خدای تو تعلق دارند،
اگر شما از احکام خداوند، خدای تان اطاعت کنید و در راه او قدم بردارید، او شما را قرار وعده ای که داده است قوم خاص خود می سازد.
از اوامر او سرکشی ننمائید و پیرو خدایان دیگر نشوید و آن ها را نپرستید.
خداوند شما را به همان دُمَلی که مردم مصر را دچار ساخت، مبتلا می کند. بدنهای تان پر از زخمهای گوناگون می شوند و از خارش آن ها همیشه رنج می برید.
این قوم مردمان سنگدل می باشند که نه بر پیران و نه بر جوانان تان رحم می کنند.
گرچه قبلاً شما مثل ستارگان آسمان بیشمار بودید، تعداد کمی از شما باقی می ماند، زیرا از خداوند، خدای تان اطاعت نکردید.

ضفینیا-ارمییا

خداوند می فرماید: «در آن روز صدای فریاد و ناله از دروازۀ ماهی در اورشلیم شنیده می شود، آواز فغان و ولولۀ مردمِ قسمتِ دومِ شهر و صدای مَهِیب و هولناک از تپه ها بگوش می رسد.
آن روز، روزِ غضب است. روز سختی و اضطراب، روز تاریکی و ظلمت و روز ابر های غلیظ و سیاهی مطلق است.
شهرهای غزه، اَشقَلُون و اَشدُود متروک و از سکنه خالی می شوند. اهالی عَقرُون از شهر بیرون رانده شده، ریشه کن می گردند.
خداوند آن ها را به بلاهای وحشت آوری دچار می سازد و همۀ خدایان روی زمین را از بین می برد. آنگاه تمام اقوام جهان در کشورهای خود او را پرستش می کنند.
حاکمان و مأمورین آن مانند شیرهای غران و قضات آن مثل گرگهای گرسنه حریص هستند که از شکار خود تا صبح چیزی باقی نمی گذارند.
گمان کردم که مردم از من می ترسند و تأدیب می شوند و هوشدارهایم را فراموش نمی کنند، اما آن ها توجهی نکردند و به اعمال فاسد خود ادامه دادند.»
روز جزای کسانی که بر تو ظلم کرده اند، فرامی رسد. مردمان لنگ را نجات می دهم و تبعید شدگان را به وطن شان باز می گردانم. ننگ شان را به عزت و افتخار تبدیل می کنم و آنوقت تمام دنیا از آن ها تمجید و توصیف می کنند.در آن زمان شما را از همه جا جمع می کنم. شما را در جهان مشهور می سازم و در برابر چشمان خود تان یکبار دیگر شما را سعادتمند و شادکام می گردانم.»این را خداوند فرموده است.
تو نباید از آن ها بترسی، زیرا من خداوند، می گویم که با تو می باشم و ترا رهایی می دهم.»
خداوند بار دیگر به من فرمود: «حالا چه می بینی؟» من جواب دادم: «یک دیگ آب جوش را می بینم که از طرف شمال می آید و نزدیک است که بر این سرزمین فرو ریزد.»
من قوم برگزیدۀ خود را بخاطر شرارت شان و به سبب اینکه مرا ترک کردند مجازات می کنم. آن ها برای خدایان دیگر هدیه دادند و بتهای ساختۀ دست خود را پرستش کردند.
خطاهای آن ها مانع بخشش های من شد و گناهان شان آن ها را از نعمت های من محروم کرد.
زیرا خداوند چنین می فرماید: «این بار ساکنین این سرزمین را ریشه کن می سازم و بلائی را نازل می کنم که دامنگیر همۀ آن ها شود.»
خشم و غضبت را بر اقوامی فروآور که ترا نمی شناسند و نام ترا بر زبان نمی آورند. آن ها قوم اسرائیل را از بین برده سرزمین شان را ویران کرده اند.
برای حمله به اورشلیم آماده می شوند و می خواهند هنگام ظهر جنگ را شروع کنند. اما می گویند: «حالا ناوقت شده است، زیرا روز به زودی بپایان می رسد و تاریکی دنیا را فرا می گیرد.
آن ها با بیشرمی مرتکب کارهای زشت شدند اما خجالت نکشیدند و حیا نکردند، بنابران، آن ها به سرنوشت کشته شدگان دچار می شوند و جزای آن ها مرگ است.»

استر-اشعیا

و پادشاه تمام غنایم دربار و شکوه و جلال آن را به مدت شش ماه تمام به معرض تماشا قرار داد.
شراب در جام های طلایی که به اشکال مختلف ساخته شده بود صرف می شد و پادشاه در دادن شراب سلطنتی به مردم سخاوت فراوان داشت.
وقتی این فرمان شما در سراسر این امپراطوری وسیع اعلام شود، آن وقت تمام زنها با شوهران خود چه فقیر و چه غنی با احترام رفتار خواهند کرد.»
پادشاه پرسید: «آیا از مأمورین من کسی در این جا هست؟»درست در همین لحظه هامان وارد قصر شد تا از شاه بخواهد که مردخای را به دار بزند.
چطور می توانم شاهد مرگ و نابودی اقوام و خویشاوندان خود باشم؟»
پس یهودیان می توانستند هر طوریکه بخواهند با دشمنان خود رفتار کنند. آن ها با شمشیر بر دشمنان خود حمله می کردند و همه را می کشتند.
یهودیان در سایر ولایات هم متحد شده از خود دفاع کردند. آن ها هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را کشتند و خود را از شر آن ها خلاص کردند. ولی مال هیچ کس را غارت نکردند.
چرا از کارهای بد و سرکشی دست بر نمی دارید؟ آیا می خواهید که زیادتر جزا ببینید؟ فکر و دل شما بیمار است.
کشور شما ویران شد و شهرهای تان در آتش سوختند. بیگانگان در برابر چشمان تان مُلک شما را غارت می کنند و همه دارائی تان را نابود می سازند.
حاکمان تو متمرد و شریک دزدان اند. همگی رشوت خوار شده اند. به داد یتیمان نمی رسند و به دعوای بیوه زنان رسیدگی نمی کنند.
مردم از ترس خداوند و از هیبت جلال او در مغاره ها و سوراخهای زمین پنهان می شوند.
خداوند بر سر شما و مردم و خاندان پدر تان چنان بلائی را می آورد که از زمانی که سلطنت اسرائیل از یهودا جدا شد، تا حال نظیرش دیده نشده باشد.
عکاس-حسام الدین شفیعیان/16قطعه عکس/ - حسام الدین شفیعیان

عاموس

پادشاه آن با مأمورینش یکجا تبعید می شوند.»

خداوند می فرماید: «خطاهای مردم عمون از حد گذشته است. من گناهان شان را فراموش نمی کنم، زیرا آن ها برای اینکه به سرحدات خود توسعه بخشند، در جنگ جلعاد شکم زنان حامله را با شمشیر دریدند.
خداوند می فرماید: «مردم صور مرتب گناه کرده اند. آن ها حتماً مجازات می شوند، زیرا که آن ها تمام قوم ادوم را به اسارت بردند و پیمان برادری خود را شکستند،
حتی سریعترین کسان نمی توانند فرار کنند. قوت و نیروی جنگجویان از بین می رود و قادر نمی باشند که جان سالم بدر برند.
عکاس-حسام الدین شفیعیان