بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

تثلیث

نوشته‌های به دست رسیده از قدیمیترین الهیدانان مسیحیان نشان دهندهٔ تأکید زیاد آنان روی ذات خدایی عیسی می‌باشد. سؤالی که برای این الهیدانان پیش آمده بود و به موضوع مناظرات بین این الهیدانان تبدیل شده بود، این بود که چگونه می‌توان هم عیسی را خدا حساب آورد و هم به واحد بودن خدا اعتقاد داشت؟

تَثلیث واژه‌ای عربی است به معنای «سه بخش کردن؛ سه قسمت کردن

یهودیت به‌طور سنتی، به روایتی از توحید معتقد است که احتمال تثلیث را رد می‌کند. در یهودیت، خداوند وجودی مطلق، لایتجزا و یکتا است که علت نهایی همه موجودات است. دیدگاه دربارهٔ خدا به شکل ثنویت یا تثلیث بدعت آمیز است - حتی برخی آن را شرک می‌دانند[۴۰]

اسلام مسیح را پیامبر می‌داند و نه خدا[۴۱]و خداوند را لایتجزا و غیرقابل دیدن می‌داند
آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح فرزند مریم است»، به یقین کافر شدند، (با این که خود) مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده‌است و جایگاه او دوزخ است و ستمکاران، یار و یاوری ندارند

شورای سراسری مسیحیت (که شورای عمومی نیز نامیده می‌شود)[۱] گردهمایی مقامات کلیسا و متخصصان الهیات است که در آن، به بحث و تصمیم‌گیری دربارهٔ موضوعات تعلیمی و عملی کلیسای مسیحیت می‌پردازند. در این شورا کسانی که صاحب حق رأی هستند از سراسر جهان گرد هم می‌آیند تا موافقت همه جوامع مسیحی تضمین شود.[۲]

هفت شورای سراسری نخست از سوی هر دو مذهب مسیحیت یعنی کلیسای شرقی و غربی تأیید شد. این شوراها توسط امپراتوران مقدس روم احضار و تصمیمات آن در کلیسای امپراتوری اجرا می‌شد.

از شورای سوم به بعد، انشقاق‌های قابل توجه باعث حضور نیافتن برخی اعضاء شد که پیشتر بخشی از کلیسای مسیحی به‌شمار می‌رفتند. در نتیجه بخش‌هایی از مسیحیت در شوراهای بعدی شرکت نکردند؛ یا شرکت کردند، ولی نتیجه را نپذیرفتند. اسقف‌های وابسته به آنچه آن زمان با عنوان کلیسای ارتدکس شرقی شناخته شد، تنها در هفت شورای سراسری شرکت کردند. اسقف‌های وابسته به آنچه با نام کلیسای مشرق شناخته شد، تنها در دو شورای نخست حضور یافتند. اسقف‌های ارتدوکسی مشرقی در چهار شورای نخست شرکت کردند، ولی تصمیمات شورای چهارم را نپذیرفتند و در شوراهای بعدی شرکت نکردند.

پذیرش سراسری و معتبر بودن شوراها میان مذاهب مسیحی گوناگون، متفاوت است. مشاجره بر سر مسیحیت‌شناسی و سایر پرسش‌ها منجر به نپذیرفتن برخی شوراها توسط شاخه‌هایی از مسیحیت شده‌است.


فانوس راهنما-6

تعصب اندیشه ای میگوید من فقط و اعتقاد من فقط.روشنفکر روشن دل و روشن بین میگوید تمیز بدهیم. نمیگوید من فقط.زیرا تعصب دو حالت هست. تعصب اندیشه ای که من فقط درست میگم. تعصب نفع در آن.دو حالت هر دو حالت بد هست. تمیز دادن یعنی ای انسان خداوند به تو تفکر داده. خداوند به تو قدرت تمیز دادن داده. بشنو. بخوان. ببین. خودت انتخاب کن.درست نبود بگذار کنار.پس خرد داده دانایی هست تفکر هست. خداوند نمیگوید من تو را برای مصرف گرایی منافع خود میخواهم خداوند جان تو را دوست دارد.خداوند بنده های خود را دوست دارد. حال با هر اسمی بگذارید و صدا کنید خداوند را.دو تا خدا که نداریم یک خدا داریم.که همه ادیان واحد میدانند آن را. حتی مسیحیان هم میگویند یک خدای واحد اعتقاد داریم غیر این گویند یعنی حرف خود را تغییر دادند که. یک خدای واحد بشنو ای اسرائیل خدای ما خدای واحد هست.در کتاب مقدس تایید رسمی مسیحیت هست.پس یک خدای واحد داریم.حال در زرتشتیان اهورا مزدا. در اسلام. الله.در مسیحیت. پدر آسمانی.حقیقت دوتا که ندارد حقیقت یکی هست.در یهودیت یهوه.حالا منظر تثلیث اینها جای بحث گفتمان توضیح خود آن دارد در مسیحیت. اما اصل آنچه گفته میشود در کتاب مقدس انجیل هست بشنو ای اسرائیل خدای ما خدای واحد هست.این را تفسیر کنید.درست.چه در میاید .واحد.یعنی خدای واحد معنی واحد و بعد آیه

واحد-  که معنای واژگانی آن یک و یکتا است.


29  عیسی او را جواب داد که اوّل همهٔ احکام این است که بشنو ای اسرائیل، خداوند خدای ما خداوند واحد است.

فصل 12-انجیل مرقس/فصل 12-29/

.یا مثلان زرتشتیان اهورا مزدا گویند. خدا.الله -خدا-یهوه-خدا.عبری. باشه. عربی باشه پارسی کهن باشه. زبان خاص باشد. زبان کهن باشد.زبان های مختلف خدا خدا هست دیگر.خداشناسی مهم هست.مهم اینست که انسان چشم گذاشت نفس آخر روح جدا شد روح بسیار تکمیل هست بسیار پیشرفته.قدرت روح از تن جدا شود. شناخت کامل حقیقت هست آنجا اگر غیر آن گفته باشیم. مسئول خود گفته هاست و گفتن ها.و اگر درست اندیشه به انسانها داده باشیم. خود خیریت خود و آنهاست.با خدا شوخی نمیشه کرد. خداوند مهربانست اما همه چیز دست خداست. قدرت دهد بگیرد. افزان کند. کم کند. و اعمال انسان سقوط کند صعود کند. صعود دهد سقوط دهد.خداوند  بینایی معنای آن همه اینها را برایش بسیار آسان هست. پس عاقبت بخیری دهیم تا عاقبت بخیر بشویم در هر دین در هر اندیشه تفکر درست به دیگری.

فانوس راهنما-5

روزی مردی یک شمع روشن کرد و فکر کرد این شمع مگر میتواند یک خانه را روشن کند. بعد نفر دوم در آن روشن کرد و نفر سوم. و نفر چهارم.از آن روشن کرد. شد یک روشنایی وسیع.این یعنی زنجیره یک کار.روشنایی خوبست. پس نفر بعد دید روشنایی خوبست و روشن کرد.تمیز داد روشنایی لازم هست.و لازم هست.نفری تشنه شد آب خورد و دید خوبست. لازمست. خاک پاک ماندن خوبست.تمیزی خوبست.خاک از چه بهر پاک ماندنش خوبست که علمی آن را جستن کنیم.هر چیزی که لازمه حیات هست حفظ آن خوبست.اما حیات به نحوی خوبست که حیات دیگری خاموش در حیات ما نشود بلکه افروزاننده حیات دیگری شویم.شمع روشنایی فکری او شویم.تشنه یافتن جستن او شویم. کمک بر هم.یک گیاه در خاک میرود رشد میکند آب لازمه آن هست.خاک کخ زده یا خاک تمیز.خاک تمیز. حیوانات در این چرخه حیات زندگی میکنند.انسانها هم زندگی میکنند.چرخه حیات ادامه دارد.پس حیات یک درد در انسان همان درد در حیوان تحمل میکند.خوبی کردن خوبست. سلامتی همه را خواستن خوبست.اما سلامتی که در چرخه سلامت نگهداشتن همه چیز هست خوبست. تاریکی  بد هست تاریکی ذهنی بد هست. تاریکی ذهنی تاریکی  جنایت هست. تاریکی ذهنی تعصب بیجا و خشونت هست. تاریکی خشونت خاموش میکند.مثال صرفه ماده گرایی انسان در مصرف من.حال اگر کسی خواهان افروزاننده شدن حیات هست بد تمیز داده شود این یعنی خواهان مرگ خود و تاریکی هستیم.خواهان تاریکی تاریکی پسند هست. اما مرحم مرحمت میشود مرحم میکند. خود برتر بین را کنار گذاشته و ما در لذت از آنچه افراد در کاری میکنند میشود. کنار نمیزند. خاموش نمیکند. بلکه همچون لذتی که خود از موفقیت میبرد در دیگری میبرد. جهان بسیار بزرگ هست کوچک نیندیشیم. وسعت فکر خود را بالا ببریم جا برای همه هست.

فانوس راهنما-4

زنجیره انسانی از یک محیط کوچک شروع میشود و به محیط بزرگتر روند پیدا میکند. و بسط و ربط و سبط آن یک جامعه میشود. بی تفاوتی بدترین چیزست.حتی از کوچکترین امور شروع میشود تا نجات جان انسانها.اگر  بی تفاوتی ریشه کند. انسان تبدیل به آدم ماشینی میشود به بهره برداری نظام سرمایه داری کالا هست آدم میشود. جان انسان. جیب انسان میشود مایه دستاویز آنها.اما اگر انسان زنجیره انسانیت شد. جای مصرف ارزش خود را در خود و دیگری میابد و رشد میدهد. والا  آدم مصرف گرای دیگر سود دیگری میشود. جان او مثال بازی میشود. جیب او ارزش او. و همه چیز مادی میشود. در این نگاه در زنجیره کالا قرار میگیریم. آن وقت در این زنجیره حتی برای نسل شما برنامه ریزی کالایی میکنند.اما شناخت خود پیشینه خود. دریافت ارزش های فرهنگی. معنوی. و حفظ آن هست که یک حرف و صد حرف برای عرضه در درستی بر جهان پیدا میکند. والا تمام آن ربایش و تاریخ فراموش. و کم کم آنچه که نمادهای ارزش و افتخار جهانیان هست تبدیل به فراموشی. تحریف. و از بین رود یا گرفته شود.اما این در مصرف گرایی صرف اتفاق می افتد جای همه چیز کالا میشود.نگاه مادی با چرخه مادی رشد میکند و تمام امورات را در بر میگیرد در این چرخه شما بی تفاوتی . یک زندگی جهانی جنگ. کشتار.و بدی را تجربه میکنید. هر اسان یک قدرت فکر در افزایش دادن آن دارد. و تاثیر جهانی میتواند داشته باشد.

فانوس راهنما-3

خصلت های خوب نشان درون آدمی از چیزیست که به آن خو میگیرد. اگر در خصلت های خوب باشیم عمل خوب انجام میدهیم. خصلت نیکی کردن. خصلت خوبی کردن. خصلت درست زیستن. خصلت منافع شخصی من فقط من همش من تاریکیست. من درون شکستن. ما شدن هست که در زنجیره آن رضایت خداست.من از فلانی بدم میاید من بدم میاید بد بد همش میشود بدم میاید.گوش یکی. بینش یکی تفکر و تمیز دادن .قدرت شنفتن حرف مخالف. موافق.انتقاد صحیح. تمیز دادن آن.والا میشویم همه خوب از ما گویند و چه چه بهبه آیا آنچنان هستیم که همه بهبه گویند. اگر شدیم آنچنان لیاقت دریافت آنچنان کنیم. اگر نیستیم. اصلاح کنیم. اگر کمال هست کمال بهتر گیریم.جان و حس شما را طرف مقابل شما هم دارد. همان زخمی که درون خود حس میکنید او هم حس میکند.شادی جمعی. اگر شرایط بد روحی هستید.درون خود هستید و شرایط اینگونه هست. باید مقاومت و صبر بالا رود به شادی رسیدن خود سخت هست. هر چند آسانی آن از معنای حقیقی آن دریافت شود. شادی آفرینی.اما حس های انسان گاهی شاد و غم هست.غم ماحصل شرایط ها هست. هست اما شاید زیستن شاد را باید بیاموزیم. زنجیره شاد شاد میکند. وقتی نیست. باید زنجیره آن فراهم شود.انسان غمگین شرایط غمگین شدن او را غمگین کرده. پس زنجیره انسانی کجاست تا آن را شاد کند.همه مشکلات از من راحت باشم بقیه بمن چه. من اینگونه بقیه بمن چه. در حالی که در زندگی پس از زندگی انسانها میبینند چقدر آشنا به هم هستند.چقدر نیاز به هم دارند. و چقدر هم را میشناسند.آری این رازی از خلقت هست. که در زندگی ماده هم میشود دریافت کرد.