بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

/جشن خردادگان/

نام ششمین روز از ماه زرتشتیان خورداد است. روز خرداد از ماه خرداد (۶ خرداد) این جشن برگزار می‌شود. واژه خرداد در اوستا به صورت هئوروتات آمده‌است و نام یکی از امشاسپندان است که رسایی و کمال معنی می‌دهد. نیاکان ما روز خرداد از ماه خورداد را جشن می‌گرفتند و در این روز به سر چشمه‌ها و رودخانه‌ها و کنار دریاها می‌رفتند و نیایش به جا می‌آوردند و اهوارمزدا را ستایش می‌کردند. اکنون زرتشتیان در سالن‌ها و نیایشگاه‌ها حضور می‌یابند و پس از نیایش و ستایش اهورامزدا جشن خردادگان را گرامی می‌دارند و به شادمانی می‌پردازند.

جشن خردادگان | وبلاگ علاءالدین تراولخرداد روز یا جشن خردادگان سال 1401 کی و چه روزی است؟جشن خردادگانبرساد – تارنمای خبری تحلیلی زرتشتیان - گرامیداشت جشن خوردادگان در تفتبرساد – تارنمای خبری تحلیلی زرتشتیان - گرامیداشت جشن خوردادگان در پیر الیاسبرساد – تارنمای خبری تحلیلی زرتشتیان - جشن خوردادگان در تفت

/جشن اردیبهشت گان/

روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت (دوم اردیبهشت)، جشن اردیبهشت گان نام دارد. اردیبهشت از واژهٔ اوستایی اشاوهیشتا گرفته شده‌است که پاکی و اشویی معنی می‌دهد. ایرانیان باستان در این روز لباس سپید که سمبل پاکی است، بر تن می‌کردند و به آدریان یا آتشکده می‌رفتند و نیایش اهورامزدا را به جای می‌آوردند. اکنون نیز زرتشتیان در جشن اردیبهشت گان، به آتشکده و آدریان می‌روند و با سرایش اردیبهشت یشت خداوند جان و خرد را ستایش می‌کنند.


اردیبهشتگان یکی از معروف‌ترین جشن های ایران باستان بوده است. مراسم اردیبهشتگان همچنان در میان زرتشتیان مناطق مختلف ایران در روز دوم اردیبهشت برگزار می‌شود.

اردیبهشتگان یکی از شناخته شده‌ترین جشن‌های ایران باستان و زرتشتیان به شمار می‌رود که در ستایش اخلاق است و مانند بسیاری دیگر از جشن‌های باستانی ایرانیان با نکوداشت آتش همراه است. اردیبهشتگان طبق گاه‌شمار باستانی در روز سوم اردیبهشت جشن گرفته می‌شد؛ اما طبق تقویم امروزی این مراسم در دومین روز این ماه برگزار می‌شود. در حال حاضر زرتشتیان این جشن را با آداب مخصوص به خود در آتشکده‌ها برگزار می‌کنند.

/جشن فروردین گان/

نخستین جشن ماهیانه در هر سال، جشن فروردین گان نام دارد که روز فروردین از ماه فروردین برابر نوزدهم فروردین است و به آن فرودگ هم می‌گویند. این جشن به فروهر پاک درگذشتگان و نیاکان مربوط است، به همین دلیل همه برای شادی روان و فروهر درگذشتهٔ خود، به آرامگاه می‌روند. هر کس برای تهیه می‌زد درمراسم جشن فروردین گان، میوه یا لرک با خود می‌آورند. بانوان سیر و سداب، سیرک، آش و بقیه خوراکی‌های مراسم را تهیه می‌کنند. موبدان لباس سپید ویژه اجرای مراسم مذهبی بر تن کرده آفرینگان خوانی را به صورت گروهی اجرا می‌نمایند و شرکت کنندگان نیز نیایش می‌کنند و بر روان فروهر درگذشتگان درود می‌فرستند. دهموبدان هنگام اجرای آفرینگان خوانی، میوه‌ها را با کارد به اندازه‌های کوچک می‌برند و پس از پایان مراسم بین شرکت کنندگان همراه با لرک تقسیم می‌کنند.

فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زرتشت، آیین‌های سوگواری به اشکالی که می‌شناسیم، وجود ندارد، این مراسم به‌صورت جشن برگزار می‌شود و مردم روان درگذشتگان را نیز در شادی خود شریک می‌کنند.

Alfred Yaghobzadeh Photography | The Zoroastrians of Iran

فروردینگان چیست | همه چیز درباره آیین جشن روز فروردینگان - کجارو

/فارسی یا پارسی/

فارسی یا پارسی یک زبان ایرانی غربی از زیرگروه ایرانی شاخهٔ هندوایرانیِ خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی است که در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، عراق، ترکمنستان و آذربایجان به آن سخن می‌گویند. فارسی یک زبان چندکانونی و زبان رسمی ایران، تاجیکستان و افغانستان به‌شمار می‌رود. این زبان در ایران و افغانستان به الفبای فارسی، که از خط عربی ریشه گرفته، و در تاجیکستان و ازبکستان به الفبای تاجیکی، که از سیریلیک آمده، نوشته می‌شود. زبان فارسی در افغانستان به‌طور رسمی دَری (از ۱۳۴۳ خورشیدی) و در تاجیکستان تاجیکی (از دورهٔ شوروی) خوانده می‌شود.

زبان فارسی از زبان کهن‌تر پارسی میانه (یا پهلوی) آمده که آن نیز خود از پارسی باستان سرچشمه گرفته‌است. این دو زبان برخاسته از ناحیهٔ باستانی پارس (استان فارس و بوشهر و جنوب یزد امروزی در جنوب ایران) هستند. پارسی باستان زبان رسمی شاهنشاهی هخامنشی بود و نوادهٔ آن، پارسی میانه، به‌عنوان زبان رسمی و دینی شاهنشاهی ساسانی درآمد که در این دوران در دیگر سرزمین‌های ایرانی گسترش بسیاری یافت؛ به گونه‌ای که در خراسان جایگزین زبان‌های پارتی و بلخی شد و بخش‌های بزرگی از خوارزمی‌زبانان و سُغدی‌زبانان در خوارزم و فرارود نیز فارسی‌زبان شدند.

 گویشی از پارسی میانه که با گذشت زمان فارسی دری نام گرفت، پس از اسلام به عنوان گویش معیار نوشتاری در خراسان پا گرفت و در سراسر ایران گسترده شد. گویش‌های دیگر پارسی باستان و پارسی میانه مانند مازندرانی در طبرستان، گیلکی در شمال شرقی جبال، بلوچی در مکران جنوب سیستان، آذری در آذربایجان و قفقاز، لری در لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری، و خوزی در خوزستان پا گرفتند که همراه با دری نزدیک به یکدیگرند.

فارسی دری، در طول تاریخ، زبانِ فرهنگی و ارجمند امپراتوری‌های پرشماری در آسیای غربی، میانه و جنوبی بوده‌است. این زبان تأثیرات بزرگی را بر زبان‌های همسایه خویش، از جمله دیگر زبان‌های ایرانی، زبان‌های ترکی (به ویژه ازبکی و آذربایجانی)، ارمنی، گرجی و زبان‌های هندوآریایی (به ویژه اردو) گذاشته‌است. فارسی بر عربی نیز تأثیر گذاشته و از آن تأثیر پذیرفته‌است. این زبان حتی در میان کسانی که گویشور بومی آن نبوده‌اند، همانند ترکان عثمانی در امپراتوری عثمانی یا پشتون‌ها در افغانستان، برای دورانی زبان رسمی دیوان‌سالاری بوده‌است.

زبان فارسی نو، در درازای تاریخ و در پهنه‌های گوناگون جغرافیایی، نام‌های گوناگونی داشته و دارد. این زبان در ایران به نام «پارسی» و رسماً «فارسی»،[۱۱] در افغانستان به نام فارسی و رسماً «دری»[۱۶] و در تاجیکستان و ازبکستان نیز رسماً به نام «تاجیکی» (Тоҷикӣ)[۱۷] مشهور است. این زبان در بحرین و دیگر کشورهای پیرامون خلیج فارس نیز «عجمی» و همچنین فارسی نام دارد.[۱۸] در عثمانی و هند نیز این زبان فارسی نامیده می‌شد

فارسی از گروه جنوبِ غربی شاخهٔ غربی زبان‌های ایرانی است که خود زیرگروه هندوایرانی خانوادهٔ هندواروپایی به‌شمار می‌رود. تاتی قفقاز از نظر تباری نزدیک‌ترین زبان به فارسی (یا گویشی از آن[۲۷][۲۸]) به‌شمار می‌رود. پس از آن دیگر زبان‌های گروه جنوب غربی، یعنی لری، اچمی، بشاگردی و گویش‌های استان فارس، نزدیک‌ترین‌ها به فارسی هستند.[۲۹] میزان شباهت واژگانی گویش‌های زبان لری به فارسی در لری شمالی ۸۰٪ (با لهجهٔ خرم‌آبادی ۸۵٪)،[۳۰] بختیاری ۷۶٪[۳۱] و لری جنوبی ۷۵٪ (با گویش بوشهری فارسی ۸۰٪)[۳۲] است. میزان این شباهت میان فارسی و لکی نیز ۷۰٪ برآورد شده‌است

زبان‌های شمال غربی ایرانی شامل کردی، بلوچی، مازندرانی، گیلکی، تالشی، تاتی، زازاکی، گورانی و گویش‌های مرکز ایران می‌شوند. دیگر زیرگروه زبان‌های ایرانی، زبان‌های ایرانی شرقی، شامل زبان‌های آسی، پشتو و پامیری و زبان‌های مردهٔ اوستایی، سُغدی، خوارزمی، سَکایی و باختری می‌شوند.[۲۹] اتنولوگ شمار زبان‌های ایرانی را ۸۵ عدد برآورد می‌کند[۳۴] که از این میان فارسی در ایران، افغانستان، تاجیکستان و داغستان (به عنوان تاتی)، پشتو در افغانستان و کردی در عراق از وضعیت رسمی برخوردارند.[۳۵] فارسی همچنین پرگویشورترین زبان ایرانی است و پس از آن پشتو، کردی و بلوچی قرار دارند

«پارسی میانه» از سدهٔ سوم پیش از میلاد تا سدهٔ هفتم پس از میلاد در ایران‌زمین رایج بوده‌است. دستور زبان فارسی در دورهٔ میانه ساده‌تر از دورهٔ باستان ولی پیچیده‌تر از فارسی نو رایج در دورهٔ اسلامی بوده‌است؛ برای نمونه ساختار مثنی و جنس دستوری که در پارسی باستان رایج بودند، در این زبان ناپدید شدند.[۵۷][۵۸] زبان فارسی امروزی و پارسی میانه چه از دید واژگانی و چه از دید دستوری همانندی‌های بسیاری دارند. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه رخ داده‌است بسیار بزرگ‌تر از تحولی‌است که پارسی میانه را به فارسی نو تبدیل کرده‌است.[نیازمند منبع]

اگرچه دورهٔ میانه زبان‌های ایرانی به‌طور رسمی با سقوط امپراتوری هخامنشی آغاز می‌شود، دورهٔ گذار پارسی باستان به میانه احتمالاً پیش از سدهٔ چهارِ پیش از میلاد آغاز شده بود. با این حال، پارسی میانه در واقع تا ۶۰۰ سال بعد که در کتیبه‌های دوران ساسانی (۲۲۴–۶۵۱ میلادی) پدیدار می‌شود، در جایی ظاهر نشده‌است، بنابراین هر نوع زبانی مربوط به زمانی پیش از این تاریخ را با هیچ درجه اطمینانی نمی‌توان توصیف کرد. افزون بر این، پارسی میانه به عنوان یک زبان ادبی برای نخستین بار در سدهٔ ششم تا هفتم میلادی پدیدار شد. از سدهٔ هشتم به بعد، روند تغییر تدریجی پارسی میانه به فارسی نو آغاز شد و گونهٔ دوران میانه تنها در مزدیسنا به حیات خود ادامه داد.[نیازمند منبع]


/زبان اوستایی/

گرنوت ویندفور، ایرانشناس، این احتمال را مطرح می‌کند که زبان اوستایی توسط قبایل ساکن در مناطق شمال شرق ایران و زبان قدیم فارسی در منطقه جنوب غرب ایران استفاده می‌شده است [۸] و او معتقد است که این زبان هم‌ریشه با سانسکریت و نزدیک به پارسی باستان است

زبان اوستایی که با شمال‌شرقی ایران و زبان پارسی باستان که به جنوب غربی ایران تعلق دارند، هر دو شاخه‌هایی از زبان نیا-ایرانی یا ایرانی کهن هستند[۱۰][f ۱]. زبان هندی کهن نیز همریشه‌ای نزدیک به این زبان‌هاست که همه‌شان برگرفته از گروه زبانی هندو-ایرانی است. زبان‌های ایرانی عموما به دو شاخه «شرقی» یا «خاوری» و «غربی» یا «باختری» رده‌بندی می‌شوند که چارچوب زبان اوستایی در شاخه شرقی است. زیرا تفاوت به معنای محدود این است که اوستایی تکوین‌های زبان‌شناختی‌اش را در چاچوب زبان‌های ایرانی شرقی بیانجامیده، نه ایرانی غربی؛ چون که در آن زمان هنوز زبان‌های ایرانی شرقی و غربی از همدیگر جدا نشده بودند. زبان اوستایی هیچ یک از نشانه‌های صرفی یا ساختواژه‌ای ایرانی (جنوب)غربی ؛ همچون پارسی باستان را نشان نمی‌دهد از اینرو نمی‌توان آن را ایرانی غربی برشمرد. باری این جمله بدین معناست که این زبان فقط «زبان غیر-غربی ایرانی» است و از اینرو «شرقی» نامندش[۱۲]. زبان اوستایی نیز مانند زبان پارسی باستان دارای دگرش‌ها و تکوین واژگانی خاص خود است برای نمونه صفت «اَشَ»

تاریخ متروک شدن زبان اوستایی به‌درستی دانسته نیست. کهن‌ترین قسمت اوستا (سرودهای زردشت) محتملاً میان قرون ۱۰ و ۶ ق.م. تنظیم شده، ولی قسمت عمدهٔ آن که جدیدتر است متعلق به دورهٔ هخامنشی است. اوستا که تنها اثر این زبان است به خطی که در اواخر دورهٔ ساسانی برای نوشتن اوستا از روی خط پهلوی تنظیم شده، نوشته شده. تحقیق زبان اوستایی با توسعهٔ زبان‌شناسی تطبیقی پیشرفت بسیار کرده، اما هنوز فهم همهٔ نکات اوستا به آسانی ممکن نیست.

از آنجایی که تا روزگار ساسانی اوستا به صورت سروده‌هایی میان مردم سینه به سینه از بر می‌شده؛ لذا این چیز شگفت انگیزی نیست که بسته به زبان بومی مردمان زرتشتی آنجا در روزگار زبان‌های ایرانی میانه، تأثیراتی نداشته باشد. رودریگر اشمیت،(به آلمانی: Rüdiger Schmitt) زبان‌شناس آلمانی، زبان‌های پارتی و پارسی میانه زبان‌های مؤثر بر نوشته‌های اوستایی می‌داند[۱۷].

{{{mapalt}}}