بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

/سمفونی برکه/

سمفونی سکوت انگیز مرغابی ها

غازک های قارقاری در بیشه زاران

روی برکه نهالی خشک

غزل در بر مردن جهانی خوش

بال هایت را باز کن آدمک

شب های زمین سر فصل غروب قصه های آرزوهاست

حسام الدین شفیعیان

/شاعر خواب های دلتنگی/

شاعر خواب های دلتنگی
رویاهای قصه ی دلتنگی
تواریخ تاریخ بدون سال
سالهای قصه ی دلتنگی
پنجره ی رو به شهری آهن
آهن های قصه ی دلتنگی
کارناوال شهرنشینی بوق ممتد ترمز روی کلمات
هجایای کشیده از درد دلتنگی
ماضی بعید قصه دیروزها
فعل حال قصه امروز دلتنگی
خاطرات خیس باران زده سال شمسی
قمری زدور شعر منظومه مثنوی دلتنگی
تالاب غرق شدن کلمات بی برگی
زیر سایه سار درختان تکیده از قصه بی برگی
شاعر-حسام الدین شفیعیان

/شب های زمین دریا ساحل آدمک ها/

دریا شب شعری به وسعت ساحل دارد

درون ساحل آدمک ها شعری برای دریا دارند

دریا درون خود قایق و صخره موج دارد

میان تاری گمشده نت هایش فالش فالش های مکرر دارد

دریا روی نت آرام خود پلکان پلکان تا ساحل ترانه ای برای آدمک های ساحل نشین دارد

روی سمفونی فریاد سه تاری تار تار درون را فریاد به درون ساز به درون دریا دارد

حسام الدین شفیعیان

/قصه آدمک ها/

متروی زندگی ایستگاه خاطرات

کودکی درون کوپه باز قصه ای برای انشای آدمها

آدمها ساز درون خود کودک درون مشق نانوشته خود

حرفی نمانده برای نوشتن جز نقطه های سکوت مشق های پر از غلط یا درست تاخورده درون قفس

بند قفس درون آدم آدمک ها درون انشاء مشق های مرتب خط خورده آرزوهای خاک خورده

سوتی زد قطار اینجا ایستگاه شلوغی نیست شهر خوابیده در نوری درون اتاقک ها

حسام الدین شفیعیان

/مترسک قصه/

مترسک تنهایی ها چرا غمزده ای

در میان شب روز چرا تب زده ای

چرا قصه ی اینجا تبی مفرد داشت

با فعلو مضارع غمی مبهم داشت

روی شاخه های فردا برگی از پائیز بود

قصه از اول خط برگ ریزان تب جالیز داشت

آدم برفی هم مثل این شعر غم فردا داشت

کوچه ی شب زده در تاریکی قصه ی مردنو مرگو تب پائیز داشت

حسام الدین شفیعیان