بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

شب های فانوسی روزهای خورشیدی

صدای فانوس شبی می امد

در پس نقطه تاریک کمی نور میشد

زنوری که دل شب زشب پر میشد

خط بطلان دقایق زتاریخ میداشت

این غزل بود یا که در مثنوی شعر گم میشد

شاعری پر بگرفتو کمی شعر میشد

بر در دفتر عشق زنو نو میشد

این زبیتی که قلم  نوبر داشت

قرمزی داخل واژه کمی گم میشد

کال خط برگرفت در درون قرمزی سرخ میشد

سرخ زدانه زقلم دانه دانه باران

دانه های ریز یاقوت زپیچک نو ترین شعر مرا باران زد

در چتر باران در برف سرما شب شعری درون خود نو میشد

این که در دایره چرخ زمین گردشهاست

جاذبه فتادن سیب نبود شعر بود که سیبی زدرون نو میشد

آدمک بند حقایق زقلم مزرعه ی حاصلخیز

شب درون دل غربت ز درون پر میشد

این درون غربت تنهایی انسانها هست

هر کسی در درونش زخودش گم میشد

شاعر-حسام الدین شفیعیان

کجای قصه خوابیدی

باز کجای قصه ی خواب گرفته نور مهتاب هست

شبی شعری که میبرد غمهای زمین را

روی تقاطع فکر رسالت چگونه زیستن بود

و در بلوار اندیشه مردی تبر میزد درختان فکر را

شعری برایت گفته ام نامه رسان نیاورد

کجای واژه اشکم خنده دار بود برای شعرم شمعی روشن کن

حسام الدین شفیعیان

شهر بادبادک ها

قصیده های بارانی

کلبه شنزار های ساحلی دریایی

میان قطعات زندگی تاب میخورد ماحصل فکرهای طوفانی

چند قصه ناسروده انگار فصل سرد خواب های پسا تاریخ از شعری تنیده در قالب دفتر ذهن

ما همه در دفتر زندگی رفته از کلمات شده ایم

مزرعه ای در بادهای قطب های تنهایی

نموداری از تکاپوی شهری

تکاپوی درون خواب های طولانی

شهر های تکیده بر برجک ها

ناودان شیروانی قصه طولانی فریاد های خاموش

چتر را باز کن آسمان مثال باد در بادبادک چتری برای پروازست

حسام الدین شفیعیان

دفتر خاک خورده

چراغ مطالعه روی میز خاک خورده

کاغذهای باطله از روزانه های تاب خورده

تاب بلند روی تپه ی  تاب انگیز

آدمک های نیمکره اینور شعرو آنور شعر

سوت دست هورا اشک غم های هیولایی

دودمان دود گرفته از شعر میشد

تاریخ روی میخک تنهایی

روی فرش شعر قرمز ایست بود

چند تکان محکم شعر بیداری

ناسروده ترین قصیده پائیز بود

جایی فراسوی سوسوی چراغ شهر فردایی

قصه تلخ قهوه ای ناخورده

کامو کام جرعه جرعه تاخورده

حسام الدین شفیعیان

سیاره آدمک ها

سوت سوت سوت ایست ممتد شعر

شهر خواب از شعر شعر خواب از شهر

تکان تکان شعر را بتکان

بر روی واژه نقطه نقطه هست نکته

مغز بادامی که تلخی شعر دارد

شیرینی  از کام شعر انگیز دارد

تابلوی سیاه زده از گوشه عکسی

عکس های خواب زده  خواب زدگان زندگان

شعر تاریخچه کهن عصر مدرن

ابیات تازه از تراشه های نوک مدادی

مداد کیبوردی مداد غیر کاغذی

شعر روزنامه های دیروز

دیروز در پس امروز

فردا نگارنده از قصه های تابانی

شعری از جوشش نثر از پیچک جملات

فراسوی طاقچه از خاک شعر

درون شعر تکانی خفته

خفته از سرود سرود سرود

فاصله شعر نقطه دارد

چند شعر فاصله نجومی از سیاره آدمک ها

حسام الدین شفیعیان