-
فصل 4
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:51
1 ای حبیبان، هر روح را قبول مکنید بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه. زیرا که انبیای کَذَبَه بسیار به جهان بیرون رفتهاند. 2 به این، روح خدا را میشناسیم، هر روحی که به عیسی مسیح مجسّمشده اقرار نماید از خداست، 3 و هر روحی که عیسی مسیح مجسّمشده را انکار کند، از خدا نیست. و این است روح دجّال که شنیدهاید...
-
فصل 3
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:50
1 ملاحظه کنید چه نوع محبّت پدر به ما داده است تا فرزندان خدا خوانده شویم؛ و چنین هستیم و از این جهت دنیا ما را نمیشناسد زیرا که او را نشناخت. 2 ای حبیبان، الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهیم بود؛ لکن میدانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود زیرا او را چنانکه هست خواهیم دید. 3 و هرکس که این...
-
فصل 2
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:49
1 ای فرزندانِ من، این را به شما مینویسم تا گناه نکنید؛ و اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر، یعنی عیسی مسیح عادل. 2 و اوست کفّاره بجهت گناهان ما؛ و نه گناهان ما فقط، بلکه بجهت تمام جهان نیز. 3 و از این میدانیم که او را میشناسیم، اگر احکام او را نگاه داریم. 4 کسی که گوید او را میشناسم و احکام او را نگاه ندارد،...
-
/اول یوحنا -فصل 1/
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:48
1 آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیدهایم و به چشم خود دیده، آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد، دربارهٔٔ کلمهٔ حیات. 2 (و حیات ظاهر شد و آن را دیدهایم و شهادت میدهیم و به شما خبر میدهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و بر ما ظاهر شد.) 3 از آنچه دیده و شنیدهایم شما را اعلام مینماییم تا شما هم با ما شراکت داشته...
-
فصل 21
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:47
1 بعد از آن عیسی باز خود را در کنارهدریای طبریّه، به شاگردان ظاهر ساخت و بر اینطور نمودار گشت، 2 شمعون پطرس و تومای معروف به توأم و نَتَنائیل که از قانای جلیل بود و دو پسر زِبِدی و دو نفر دیگر از شاگردان او جمع بودند. 3 شمعون پطرس به ایشان گفت،میروم تا صید ماهی کنم. به او گفتند، مانیز با تو میآییم. پس بیرون آمده، به...
-
فصل 20
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:46
1 بامدادان در اوّل هفته، وقتی که هنوز تاریک بود، مریم مَجْدَلیّه به سر قبر آمد و دید که سنگ از قبر برداشته شده است. 2 پس دوان دوان نزد شمعون پطرُس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست میداشت آمده، به ایشان گفت، خداوند را از قبر بردهاند و نمیدانیم او را کجا گذاردهاند. 3 آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگر بیرون شده، به جانب...
-
فصل 19
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:45
1 پس پیلاطُس عیسی را گرفته، تازیانه زد. 2 و لشکریان تاجی از خار بافته بر سرش گذاردند و جامه ارغوانی بدو پوشانیدند 3 و میگفتند، سلام ای پادشاه یهود! و طپانچه بدو میزدند. 4 باز پیلاطُس بیرون آمده، به ایشان گفت، اینک، او را نزد شما بیرون آوردم تا بدانید که در او هیچ عیبی نیافتم. 5 آنگاه عیسی با تاجی از خار و لباس...
-
فصل 18
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:45
1 چون عیسی این را گفت، با شاگردانخود به آن طرف وادی قِدْرون رفت و در آنجا باغی بود که با شاگردان خود به آن در آمد. 2 و یهودا که تسلیم کننده وی بود، آن موضع را میدانست، چونکه عیسی در آنجا با شاگردان خود بارها انجمن مینمود. 3 پس یهودا لشکریان و خادمان از نزد رؤسای کَهَنَه و فریسیان برداشته، با چراغها و مشعلها و اسلحه...
-
فصل 17
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:44
1 عیسی چون این را گفت، چشمان خود را به طرف آسمان بلند کرده، گفت، ای پدر ساعت رسیده است. پسر خود را جلال بده تا پسرت نیز تو را جلال دهد. 2 همچنان که او را بر هر بشری قدرت دادهای تا هر چه بدو دادهای به آنها حیات جاودانی بخشد. 3 و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحِد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند. 4 من بر...
-
فصل 16
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:43
1 این را به شما گفتم تا لغزش نخورید 2 شما را از کنایس بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی میآید که هر که شما را بکُشد، گمان بَرَد که خدا را خدمت میکند. 3 و این کارها را با شما خواهند کرد، بجهت آنکه نه پدر را شناختهاند و نه مرا. 4 لیکن این را به شما گفتم تا وقتی که ساعت آید بهخاطر آورید که من به شما گفتم. و این را از اوّل...
-
فصل 15
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:43
1 من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است. 2 هر شاخهای در من که میوه نیاورد، آن را دور میسازد و هر چه میوه آرد آن را پاک میکند تا بیشتر میوه آورد. 3 الحال شما بهسبب کلامی که به شما گفتهام پاک هستید. 4 در من بمانید و من در شما. همچنانکه شاخه از خود نمیتواند میوه آورد اگر در تاک نماند، همچنین شما نیز اگر در من...
-
فصل 14
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:42
1 دل شما مضطرب نشود! به خدا ایمانآورید به من نیز ایمان آورید. 2 در خانهٔ پدر من منزل بسیار است والاّ به شما میگفتم. میروم تا برای شما مکانی حاضر کنم، 3 و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، بازمیآیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من میباشم شما نیز باشید. 4 و جایی که من میروم میدانید و راه را...
-
فصل 13
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:41
1 و قبل از عید فِصَح، چون عیسی دانستکه ساعت او رسیده است تا از این جهان به جانب پدر برود، خاصّان خود را که در این جهان محبّت مینمود، ایشان را تا به آخر محبّت نمود. 2 و چون شام میخوردند و ابلیس پیش از آن در دل یهودا پسر شمعون اسخریوطی نهاده بود که او را تسلیم کند، 3 عیسی با اینکه میدانست که پدرْ همهچیز را به دست او...
-
فصل 12
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:40
1 پس شش روز قبل از عید فِصَح، عیسیبه بیت عَنْیا آمد، جایی که ایلعازر مرده را از مردگان برخیزانیده بود. 2 و برای او در آنجا شام حاضر کردند و مرتا خدمت میکرد و ایلعازر یکی از مجلسیان با او بود. 3 آنگاه مریم رطلی از عطرِ سنبلِ خالصِ گرانبها گرفته، پایهای عیسی را تدهین کرد و پایهای او را از مویهای خود خشکانید، چنانکه...
-
فصل 11
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:40
1 و شخصی ایلعازر نام، بیمار بود، از اهلبیت عَنْیَا که دهِ مریم و خواهرش مرتا بود. 2 و مریم آن است که خداوند را به عطر، تدهین ساخت و پایهای او را به موی خود خشکانید که برادرش ایلعازر بیمار بود. 3 پس خواهرانش نزد او فرستاده، گفتند، ای آقا، اینک، آن که او را دوست میداری مریض است. 4 چون عیسی این را شنید گفت، این مرض تا...
-
فصل 10
دوشنبه 23 خرداد 1401 02:39
1 آمین آمین به شما میگویم هر که از در به آغل گوسفند داخل نشود، بلکه از راه دیگر بالا رود، او دزد و راهزن است. 2 و امّا آنکه از در داخل شود، شبان گوسفندان است. 3 دربان بجهت او میگشاید و گوسفندان آواز او را میشنوند و گوسفندان خود را نام بنام میخواند و ایشان را بیرون میبرد. 4 و وقتی که گوسفندان خود را بیرون بَرَد،...
-
فصل 9
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:50
1 و وقتی که میرفت، کوری مادرزاد دید. 2 و شاگردانش از او سؤال کرده، گفتند، ای استاد، گناه کِه کرد، این شخص یا والدین او که کور زاییده شد؟ 3 عیسی جواب داد که گناه نه این شخص کرد و نه پدر و مادرش، بلکه تا اعمال خدا در وی ظاهر شود. 4 مادامی که روز است، مرا باید به کارهای فرستنده خود مشغول باشم. شب میآید که در آن هیچکس...
-
فصل 8
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:44
1 امّا عیسی به کوه زیتون رفت. 2 و بامدادانباز به هیکل آمد و چون جمیع قوم نزد او آمدند نشسته، ایشان را تعلیم میداد. 3 که ناگاه کاتبان و فریسیان زنی را که در زنا گرفته شده بود، پیش او آوردند و او را در میان برپا داشته، 4 بدو گفتند، ای استاد، این زن در عین عمل زنا گرفته شد؛ 5 و موسی در تورات به ما حکم کرده است که چنین...
-
فصل 7
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:36
1 و بعد از آن عیسی در جلیل میگشت زیرا نمیخواست در یهودیّه راه رود چونکه یهودیان قصد قتل او میداشتند. 2 و عید یهود که عید خیمهها باشد نزدیک بود. 3 پس برادرانش بدو گفتند، از اینجا روانه شده، به یهودیّه برو تا شاگردانت نیز آن اعمالی را که تو میکنی ببینند، 4 زیرا هر که میخواهد آشکار شود، در پنهانی کار نمیکند. پس...
-
فصل 6
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:33
1 و بعد از آن عیسی به آن طرف دریای جلیلکه دریای طبریّه باشد، رفت. 2 و جمعی کثیر از عقب او آمدند زیرا آن معجزاتی را که به مریضان مینمود، میدیدند. 3 آنگاه عیسی به کوهی برآمده، با شاگردان خود در آنجا بنشست. 4 و فِصَح که عید یهود باشد، نزدیک بود. 5 پس عیسی چشمان خود را بالا انداخته، دید که جمعی کثیر به طرف او میآیند....
-
فصل 5
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:31
1 و بعد از آن یهود را عیدی بود و عیسی به اورشلیم آمد. 2 و در اورشلیم نزد بابالضّان حوضی است که آن را به عبرانی بیتحسدا میگویند که پنج رواق دارد. 3 و در آنجا جمعی کثیر از مریضان و کوران و لنگان و شلان خوابیده، منتظر حرکت آب میبودند. 4 زیرا که فرشتهای از جانب خداوند گاه بر آن حوض نازل میشد و آب را به حرکت میآورد؛...
-
فصل 4
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:25
1 و چون خداوند دانست که فریسیان مطّلع شدهاند که عیسی بیشتر از یحیی شاگرد پیدا کرده، تعمید میدهد، 2 با اینکه خود عیسی تعمید نمیداد بلکه شاگردانش، 3 یهودیّه را گذارده، باز به جانب جلیل رفت. 4 و لازم بود که از سامره عبور کند 5 پس به شهری از سامره که سوخار نام داشت، نزدیک به آن موضعی که یعقوب به پسر خود یوسف داده بود...
-
فصل 3-انجیل یوحنا
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:24
1 و شخصی از فریسیان نیقودیموس نام از رؤسای یهود بود. 2 او در شب نزد عیسی آمده، به وی گفت، ای استاد میدانیم که تو معلّم هستی که از جانب خدا آمدهای زیرا هیچ کس نمیتواند معجزاتی را که تو مینمایی بنماید، جز اینکه خدا با وی باشد. 3 عیسی در جواب او گفت، آمین آمین به تو میگویم اگر کسی از سرِ نو مولود نشود، ملکوت خدا را...
-
فصل 2
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:23
1 و در روز سوم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود. 2 و عیسی و شاگردانش را نیز به عروسی دعوت کردند. 3 و چون شراب تمام شد، مادر عیسی بدو گفت، شراب ندارند. 4 عیسی به وی گفت، ای زن مرا با تو چه کار است؟ ساعت من هنوز نرسیده است. 5 مادرش به نوکران گفت، هر چه به شما گوید بکنید. 6 و در آنجا شش قدح سنگی برحسب...
-
فصل 1-انجیل یوحنا
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:22
1 در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. 2 همان در ابتدا نزد خدا بود. 3 همهچیز بهواسطهٔ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. 4 در او حیات بود و حیات نور انسان بود. 5 و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت. 6 شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود؛ 7 او برای شهادت آمد...
-
فصل 16-انجیل مرقس
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:17
1 پس چون سَبَّت گذشته بود، مریممجدلیّه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند. 2 و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاببر سر قبر آمدند. 3 و با یکدیگر میگفتند، کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟ 4 چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بود. 5 و چون به قبر...
-
فصل 15
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:17
1 بامدادان، بیدرنگ رؤسای کهنه با مشایخ و کاتبان و تمام اهل شورا مشورت نمودند و عیسی را بند نهاده، بردند و به پیلاطُس تسلیم کردند. 2 پیلاطُس از او پرسید، آیا تو پادشاه یهود هستی؟ او در جواب وی گفت، تو میگویی. 3 و چون رؤسای کهنه ادّعای بسیار بر او مینمودند، 4 پیلاطُس باز از او سؤال کرده، گفت، هیچ جواب نمیدهی؟ ببین...
-
فصل 14
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:15
1 و بعد از دو روز، عید فِصَح و فطیر بود که رؤسای کهنه و کاتبان مترصّد بودند که به چه حیله او را دستگیر کرده، به قتل رسانند. 2 لیکن میگفتند، نه در عید مبادا در قوم اغتشاشی پدید آید. 3 و هنگامی که او در بیت عَنْیا در خانهٔ شمعون ابرص به غذا نشسته بود، زنی با شیشهای از عطر گرانبها از سنبل خالص آمده، شیشه را شکسته، بر سر...
-
فصل 13
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:15
1 و چون او از هیکل بیرون میرفت، یکی از شاگردانش بدو گفت، ای استاد ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتهااست! 2 عیسی در جواب وی گفت، آیا این عمارتهای عظیمه را مینگری؟ بدان که سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد، مگر آنکه به زیر افکنده شود! 3 و چون او بر کوه زیتون، مقابل هیکل نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنّا و اندریاس سِرّاً...
-
فصل 12
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:13
1 پس به مَثَلها به ایشان آغاز سخن نمود که شخصی تاکستانی غَرْس نموده، حصاری گردش کشید و چرخُشتی بساخت و برجی بنا کرده، آن را به دهقانان سپرد و سفر کرد. 2 و در موسم، نوکری نزد دهقانان فرستاد تا از میوهٔ باغ از باغبانان بگیرد. 3 امّا ایشان او را گرفته، زدند و تهیدست روانه نمودند. 4 باز نوکری دیگر نزد ایشان روانه نمود. او...