-
فصل 11
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:12
1 و چون نزدیک به اورشلیم به بیت فاجی و بیتعَنْیا بر کوه زیتون رسیدند، دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، 2 بدیشان گفت، بدین قریهای که پیش روی شما است بروید و چون وارد آن شدید، درساعت کرّه الاغی را بسته خواهید یافت که تا به حال هیچکس بر آن سوار نشده؛ آن را باز کرده، بیاورید. 3 و هرگاه کسی به شما گوید چرا چنین میکنید،...
-
فصل 10
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:12
1 و از آنجا برخاسته، از آن طرف اُردُن به نواحی یهودیه آمد. و گروهی باز نزد وی جمع شدند و او برحسب عادت خود، باز بدیشان تعلیم میداد. 2 آنگاه فریسیان پیش آمده، از روی امتحان از او سؤال نمودند که آیا مرد را طلاق دادن زن خویش جایز است. 3 در جواب ایشان گفت، موسی شما را چه فرموده است؟ 4 گفتند، موسی اجازت داد که طلاق نامه...
-
فصل 9
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:10
1 و بدیشان گفت، هرآینه به شما میگویم بعضی از ایستادگان در اینجا میباشند که تا ملکوت خدا را که به قوّت میآید نبینند، ذائقه موت را نخواهند چشید. 2 و بعد از شش روز، عیسی پطرس و یعقوب و یوحنّا را برداشته، ایشان را تنها بر فراز کوهی به خلوت برد و هیأتش در نظر ایشان متغیّر گشت. 3 و لباس او درخشان و چون برف بغایت...
-
فصل 7
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:09
1 و فریسیان و بعضی کاتبان از اورشلیمآمده، نزد او جمع شدند. 2 چون بعضی از شاگردان او را دیدند که با دستهای ناپاک یعنی ناشسته نان میخورند، ملامت نمودند، 3 زیرا که فریسیان و همهٔ یهود تمسّک به تقلید مشایخ نموده، تا دستها را بدقّت نشویند غذا نمیخورند، 4 و چون از بازارها آیند تا نشویند چیزی نمیخورند و بسیار رسوم دیگر...
-
فصل 6
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:09
1 پس از آنجا روانه شده، به وطن خویشآمد و شاگردانش از عقب او آمدند. 2 چون روز سَبَّت رسید، در کنیسه تعلیم دادن آغاز نمود و بسیاری چون شنیدند، حیران شده گفتند، از کجا بدین شخص این چیزها رسیده و این چه حکمت است که به او عطا شده است که چنین معجزات از دست او صادر میگردد؟ 3 مگر این نیست نجّار پسر مریم و برادر یعقوب و یوشا...
-
فصل 5
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:07
1 پس به آن کناره دریا تا به سرزمین جَدَریان آمدند. 2 و چون از کشتی بیرون آمد، فیالفور شخصی که روحی پلید داشت از قبور بیرون شده، بدو برخورد. 3 که در قبور ساکن میبود و هیچکس به زنجیرها هم نمیتوانست او را بند نماید، 4 زیرا که بارها او را به کُندهها و زنجیرها بسته بودند و زنجیرها را گسیخته و کندهها را شکسته بود و...
-
فصل 4
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:07
1 و باز به کناره دریا به تعلیم دادن شروع کرد و جمعی کثیر نزد او جمع شدند بطوری که به کشتی سوار شده، بر دریا قرار گرفت و تمامی آن جماعت بر ساحل دریا حاضر بودند. 2 پس ایشان را به مَثَلها چیزهای بسیار میآموخت و در تعلیم خود بدیشان گفت، 3 گوش گیرید! اینک، برزگری بجهت تخم پاشی بیرون رفت. 4 و چون تخم میپاشید، قدری بر راه...
-
فصل 3
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:05
1 و باز به کنیسه درآمده، در آنجا مرد دستخشکی بود. 2 و مراقب وی بودند که شاید او را در سَبَّت شفا دهد تا مدّعی او گردند. 3 پس بدان مرد دست خشک گفت، در میان بایست! 4 و بدیشان گفت، آیا در روز سَبَّت کدام جایز است؟ نیکویی کردن یا بدی؟ جان را نجات دادن یا هلاک کردن؟ ایشان خاموش ماندند. 5 پس چشمان خود را بر ایشان با غضب...
-
فصل 2-انجیل مرقس
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:03
1 و بعد از چندی، باز وارد کفرناحوم شده، چون شهرت یافت که در خانه است، 2 بیدرنگ جمعی ازدحام نمودند بقسمی که بیرون در نیز گنجایش نداشت و برای ایشان کلام را بیان میکرد. 3 که ناگاه بعضی نزد وی آمده مفلوجی را به دست چهار نفر برداشته، آوردند. 4 و چون بهسبب جمعیت نتوانستند نزد او برسند، طاق جایی را که او بود باز کرده و...
-
فصل 1-انجیل مرقس
یکشنبه 22 خرداد 1401 19:02
1 ابتدای انجیل عیسی مسیح پسر خدا 2 چنانکه در اشعیا نبی مکتوب است، اینک، رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش تو مهیّا سازد. 3 صدای ندا کنندهای در بیابان که راه خداوند را مهیّا سازید و طُرُق او را راست نمایید. 4 یحیی تعمیددهنده در بیابان ظاهر شد و بجهت آمرزش گناهان به تعمید توبه موعظه مینمود. 5 و تمامی...
-
فصل 24-انجیل لوقا
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:58
1 پس در روز اوّل هفته، هنگام سپیدهصبح، حنوطی را که درست کرده بودند با خود برداشته، به سر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. 2 و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند. 3 چون داخل شدند، جسد خداوند عیسی را نیافتند. 4 و واقع شد هنگامی که ایشان از اینامر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. 5 و چون...
-
فصل 23
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:57
فصل 23 1 پس تمام جماعت ایشان برخاسته، او را نزد پیلاطُس بردند. 2 و شکایت بر او آغاز نموده، گفتند، این شخص را یافتهایم که قوم را گمراه میکند و از جزیه دادن به قیصر منع مینماید و میگوید که خود مسیح و پادشاه است. 3 پس پیلاطُس از او پرسیده، گفت، آیا تو پادشاه یهود هستی؟ او در جواب وی گفت، تو میگویی. 4 آنگاه پیلاطُس...
-
فصل 22
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:56
1 و چون عید فطیر که به فِصَح معروف است نزدیک شد، 2 رؤسای کهنه و کاتبان مترصّد میبودند که چگونه او را به قتل رسانند، زیرا که از قوم ترسیدند. 3 امّا شیطان در یهودای مسمّیٰ به اسخریوطی که از جمله آن دوازده بود داخل گشت، 4 و او رفته با رؤسای کهنه و سرداران سپاه گفتگو کرد که چگونه او را به ایشان تسلیم کند. 5 ایشان شاد...
-
فصل 21
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:54
1 و نظر کرده، دولتمندانی را دید که هدایای خود را در بیتالمال میاندازند. 2 و بیوه زنی فقیر را دید که دو فلس درآنجا انداخت. 3 پس گفت، هرآینه به شما میگویم این بیوه فقیر از جمیع آنها بیشتر انداخت. 4 زیرا که همهٔ ایشان از زیادتی خود در هدایای خدا انداختند، لیکن این زن از احتیاج خود تمامی معیشت خویش را انداخت. 5 و چون...
-
فصل 20
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:51
1 روزی از آن روزها واقع شد هنگامی که او قوم را در هیکل تعلیم و بشارت میداد که رؤسای کهنه و کاتبان با مشایخ آمده، 2 به وی گفتند، به ما بگو که به چه قدرت این کارها را میکنی و کیست که این قدرت را به تو داده است؟ 3 در جواب ایشان گفت، من نیز از شما چیزی میپرسم. به من بگویید. 4 تعمید یحیی از آسمان بود یا از مردم؟ 5 ایشان...
-
فصل 19
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:49
1 پس وارد اریحا شده، از آنجا میگذشت. 2 که ناگاه شخصی زکّی نام که رئیس باجگیران و دولتمند بود، 3 خواست عیسی را ببیند که کیست و از کثرت خلق نتوانست، زیرا کوتاه قدّ بود. 4 پس پیش دویده بر درخت افراغی برآمد تا او را ببیند، چونکه او میخواست از آن راه عبور کند. 5 و چون عیسی به آن مکان رسید، بالا نگریسته، او را دید و گفت،...
-
فصل 18
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:47
1 و برای ایشان نیز مَثَلی آورد در اینکه میباید همیشه دعا کرد و کاهلی نورزید. 2 پس گفت که، در شهری داوری بود که نه ترس از خدا و نه باکی از انسان میداشت. 3 و در همان شهر بیوه زنی بود که پیش وی آمده میگفت، داد مرا از دشمنم بگیر. 4 و تا مدّتی بهوی اعتنا ننمود؛ ولکن بعد از آن با خود گفت، هر چند از خدا نمیترسم و از مردم...
-
فصل 17
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:42
1 و شاگردان خود را گفت، لابدّ است از وقوع لغزشها، لیکن وای بر آن کسی که باعث آنها شود. 2 او را بهتر میبود که سنگ آسیایی بر گردنش آویخته شود و در دریا افکندهشود از اینکه یکی از این کودکان را لغزش دهد. 3 احتراز کنید و اگر برادرت به تو خطا ورزد او را تنبیه کن و اگر توبه کند او را ببخش. 4 و هرگاه در روزی هفت کَرَّت به تو...
-
فصل 16
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:40
1 و به شاگردان خود نیز گفت، شخصی دولتمند را ناظری بود که از او نزد وی شکایت بردند که اموال او را تلف میکرد. 2 پس او را طلب نموده، وی را گفت، این چیست که دربارهٔ تو شنیدهام؟ حساب نظارت خود را باز بده زیرا ممکن نیست که بعد از این نظارت کنی. 3 ناظر با خود گفت چه کنم زیرا مولایم نظارت را از من میگیرد؟ طاقت زمین کندن...
-
فصل 15
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:39
1 و چون همهٔ باجگیران و گناهکاران بهنزدش میآمدند تا کلام او را بشنوند، 2 فریسیان و کاتبان همهمهکنان میگفتند، این شخص، گناهکاران را میپذیرد و با ایشان میخورَد. 3 پس برای ایشان این مثل را زده، گفت، 4 کیست از شما که صد گوسفند داشته باشد و یکی از آنها گم شود که آن نود و نه را در صحرا نگذارد و از عقب آن گمشده نرود تا...
-
فصل 14
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:38
1 و واقع شد که در روز سَبَّت، به خانهٔ یکی از رؤسای فریسیان برای غذا خوردن درآمد و ایشان مراقب او میبودند. 2 و اینک، شخصی مُستَسقی پیش او بود. 3 آنگاه عیسی ملتفت شده، فقها و فریسیان را خطاب کرده، گفت، آیا در روز سَبَّت شفا دادن جایز است؟ 4 ایشان ساکت ماندند. پس آن مرد را گرفته، شفا داد و رها کرد. 5 و به ایشان روی...
-
فصل 13
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:36
1 در آن وقت بعضی آمده، او را از جلیلیانی خبر دادند که پیلاطُس خون ایشان را با قربانیهای ایشان آمیخته بود. 2 عیسی در جواب ایشان گفت، آیا گمان میبرید که این جلیلیان گناهکارتر بودند از سایر سَکَنه جلیل از این رو که چنین زحمات دیدند؟ 3 نی، بلکه به شما میگویم اگر توبه نکنید، همگی شما همچنین هلاک خواهید شد. 4 یا آن هجده...
-
فصل 12-انجیل لوقا
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:32
1 و در آن میان، وقتی که هزاران از خلق جمع شدند، به نوعی که یکدیگر را پایمال میکردند، به شاگردان خود به سخن گفتن شروع کرد. اوّل آنکه از خمیرمایه فریسیان کهریاکاری است احتیاط کنید. 2 زیرا چیزی نهفته نیست که آشکار نشود و نه مستوری که معلوم نگردد. 3 بنابراین آنچه در تاریکی گفتهاید، در روشنایی شنیده خواهد شد و آنچه در...
-
فصل 11
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:30
1 وهنگامی که او در موضعی دعا میکرد،چون فارغ شد، یکی از شاگردانش به وی گفت، خداوندا، دعا کردن را به ما تعلیم نما، چنانکه یحیی شاگردان خود را بیاموخت. 2 بدیشان گفت، هرگاه دعا کنید، گویید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد. ملکوت تو بیاید. ارادهٔ تو چنانکه در آسمان است، در زمین نیز کرده شود. 3 نان کفاف ما را روز...
-
فصل 10
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:28
1 و بعد از این امور، خداوند هفتاد نفر دیگر را نیز تعیین فرموده، ایشان را جفت جفت پیش روی خود به هر شهری و موضعی که خود عزیمت آن داشت، فرستاد. 2 پس بدیشان گفت، حصاد بسیار است و عمله کم. پس از صاحب حصاد درخواست کنید تا عملههابرای حصاد خود بیرون نماید. 3 بروید، اینک، من شما را چون برهها در میان گرگان میفرستم. 4 و کیسه...
-
فصل 9
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:26
1 پس دوازده شاگرد خود را طلبیده، به ایشان قوّت و قدرت بر جمیع دیوها و شفا دادن امراض عطا فرمود. 2 و ایشان را فرستاد تا به ملکوت خدا موعظه کنند و مریضان را صحّت بخشند. 3 و بدیشان گفت، هیچ چیز بجهت راه برمدارید، نه عصا و نه توشهدان و نه نان و نه پول و نه برای یک نفر دو جامه. 4 و به هرخانهای که داخل شوید، همان جا بمانید...
-
فصل 8
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:22
1 و بعد از آن واقع شد که او در هر شهری و دهی گشته، موعظه مینمود و به ملکوت خدا بشارت میداد و آن دوازده با وی میبودند. 2 و زنان چند که از ارواح پلید و مرضها شفا یافته بودند، یعنی مریم معروف به مَجْدَلیّه که از او هفت دیو بیرون رفته بودند، 3 و یونا زوجهٔ خوزا، ناظر هیرودیس و سوسَن و بسیاری از زنان دیگر که از اموال...
-
فصل 7
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:21
1 و چون همهٔ سخنان خود را به سمع خلق به اتمام رسانید، وارد کفرناحوم شد. 2 و یوزباشی را غلامی که عزیز او بود، مریض و مشرف بر موت بود. 3 چون خبر عیسی را شنید، مشایخ یهود را نزد وی فرستاده از او خواهش کرد که آمده، غلام او را شفا بخشد. 4 ایشان نزد عیسی آمده، به الحاح نزد او التماس کرده، گفتند، مستحقّ است که این احسان را...
-
فصل 6
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:17
1 و واقع شد در سَبَّتِ دوّمِ اوّلین که او از میان کشتزارها میگذشت و شاگردانش خوشهها میچیدند و به کف مالیده میخوردند. 2 و بعضی از فریسیان بدیشان گفتند، چرا کاری میکنید که کردن آن در سَبَّت جایز نیست. 3 عیسی در جواب ایشان گفت، آیا نخواندهاید آنچه داود و رفقایش کردند در وقتی که گرسنه بودند، 4 که چگونه به خانهٔ خدا...
-
فصل 5
یکشنبه 22 خرداد 1401 18:16
1 و هنگامی که گروهی بر وی ازدحاممینمودند تا کلام خدا را بشنوند، او به کنار دریاچه جنیسارت ایستاده بود. 2 و دو زورق را در کنار دریاچه ایستاده دید که صیادان از آنها بیرون آمده، دامهای خود را شست و شو مینمودند. 3 پس به یکی از آن دو زورق که مال شمعون بود سوار شده، از او درخواست نمود که از خشکی اندکی دور ببرد. پس در زورق...