بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

تفسیر-مزامیر

۵:‏۹سپس داود به دلایلی می‌پردازد که چرا لازم است خدا خادم امین خود را حمایت و دشمنان شریر او را مجازات نماید. باطن و افکار و اعمال ایشان (اشاره به دشمنان)‏ کاملاً فاسد و تخریب کننده است. گلوی ایشان مانند قبر گشاده است،‏ متعفن شده از فساد و آماده برای بلعیدن قربانی‌هایشان،‏ آن‌ها متخلفانی چرب‌زبان و کینه‌جو هستند.

۵:‏۱۰ نابودی آن‌ها اجرای عدالت است. آن‌ها باید مجازات شوند و مکافات گناهان خود را بیابند. طرح‌های شریرانه آن‌ها باید بر ضد آن‌ها به کار رود. خطاهای بی‌شمار آن‌ها باید مجازات شود. اوج گناه آنان این است که علیه خداوند فتنه کرده‌اند.

۶:‏۲‏،‏۳ سراینده مزامیر در التماس به خدا به جهت شفا،‏ اصرار دارد. او پژمرده شده بود،‏ درد استخوان‌هایش دائماً او را آزار می‌داد -‏ حتی زندگی درونی‌اش،‏ احساساتش،‏ هوش و اراده‌اش،‏ تحت تأثیر این درد قرار گرفته بودند. ولی به نظر می‌رسد که خداوند در استجابت دعای او تأمل می‌کرد. تا آن زمان که خدا با فیض خود بیمار را شفا دهد،‏ چقدر به طول می‌انجامد؟

۶:‏۴ داود از خداوند تقاضا می‌کند از آن وضعیت بی‌تفاوتی عدول کرده و زندگی او را از بیماری و مرگ خلاص کند. تنها علت اصرارش برای خلاصی از بیچارگی،‏ رحمت پایدار یهّوه است.

جسم بدون روح نمی‌تواند خدا را حمد گوید.

تا آنجا که مسئله جسم مطرح است این بحث ارزشمند است،‏ چون‌که جسم بی‌جان قدرت شکرگزاری ندارد. ولی تا آنجا که روح و جان مورد نظر است این بحث منعکس‌کننده حدود معرفتی است که مقدسین عهد عتیق از زندگی پس از مرگ داشته‌اند

۶:‏۶‏،‏۷ ما می‌توانیم ایده‌هایی از عمق درماندگی نویسندۀ مزمور از زبان خودش بگیریم. او به تلخی در اشک و آه غرق شده بود. تمامی شب بستر خود را با اشک چشم تر کرده بود. چشمان او در اثر غصه کاهیده شده بود و دید او به خاطر اعمال دشمنانش،‏ کاهیده شده بود. به نظر می‌رسید که زندگی او سرشار از مشکلات است و دیگر قادر به پایداری نیست.

۶:‏۸-‏۱۰ اما دعا همه‌چیز را عوض می‌کند. از طریق ارتباط مرموز روح‌القدس،‏ داود اطمینان می‌یابد که خدا آواز گریه او را شنیده است و دعای او مستجاب شده است. او با قدرتی که از این اطمینان به دست می‌آورد به دشمنان خود فرمان می‌دهد پراکنده شوند. او دیگر از تهدیدات آنان نمی‌هراسد،‏ چون‌که نتیجه گرفته است وقتی که خدا برای مجازات آن‌ها اقدام می‌کند به ناگهان به طریق شرم‌آوری شکست می‌خورند.


تفسیر-مزامیر

شریران در داوری نخواهند ایستاد. البته آن‌ها در پیشگاه تخت سفید داوری مقابل خدا خواهند ایستاد. ولی مفهوم عبارت فوق این است که آن‌ها در این رویارویی دفاعیه کافی نخواهند داشت. به زبان عامیانه‌تر در این داوری آن‌ها پا در هوا هستند! علاوه بر آن،‏ آن‌ها هرگز در جماعت عادلان نخواهند ایستاد

خدا بر آسمان‌ها به گستاخی احمقانه آن‌ها می‌خندد. او مشت‌های گره‌کرده و شعارهای آتشین آن‌ها را مسخره می‌کند. تکبر و تهدیدهای آنان به منزله جیرجیر موش است در مقابل شیر!

سرانجام خدا سکوت خود را می‌شکند. وقتی خدا شروع به سخن گفتن کند در چنان خشم آتشینی سخن می‌گوید که دشمنانش از وحشت به خود خواهند لرزید و از عزم تغییرناپذیر خدا آگاه خواهند شد:‏ «من پادشاه خود را نصب کرده‌ام،‏ بر کوه مقدس خود صهیون.» وقتی خدا این تصمیم را اعلام می‌دارد تحققش آن‌چنان قطعی است که گویا هم اینک اتفاق افتاده است.

۳:‏۱ نخست می‌بینیم که داود از دشمنانش می‌ترسد. تعداد رو به فزونی این دشمنان او را مرعوب کرده است. او شخصی تنها در میان جمع دشمنانی است که با زخم زبان‌ها و طعنه‌های خود قلب او را نیش می‌زنند. آن‌ها به او تلقین می‌کنند که گناهش او را از هرگونه کمک خدا،‏ محروم کرده است.

۳:‏۳ 

 لحن مزمور در آیه سوم تغییر می‌یابد. داود چشم از دشمنانش برداشته و متوجه خداوند می‌شود و در نتیجه تمامی دیدگاه‌هایش عوض می‌گردد و بلافاصله نتیجه می‌گیرد که در پناه سپر یهّوه منبع جلال و فرازندۀ سر خویش است. خداوند به عنوان سپر،‏ او را از دسیسه‌های دشمنانش کاملاً محافظت می‌کند. خدا به عنوان جلال او،‏ به او افتخار و عظمت بخشیده و در مواقع شرمندگی‌ها و رسوایی‌ها و تهمت‌ها،‏ او را حمایت کرده است. خداوند به عنوان برافرازندۀ سر او،‏ او را تسلی داده و بلند ساخته است.

۳:‏ آ            نگاه نویسنده مزمور مطمئن از حفاظت یهّوه به خواب می‌رود -‏ به شیرین‌ترین خوابی که ممکن است -‏ هدیه‌ای از خدا به کسانی که در میان شرایط حاد زندگی،‏ متوکل به او می‌باشند.

داود از دشمنانش می‌پرسد تا به کی این خصومت‌های بی‌اساس علیه او ادامه دارد،‏ سپس به آن‌ها یادآوری می‌کند که تلاش‌هایشان برای سرنگون‌کردن او بیهوده است،‏ چون‌که خودِ خدا حامی اوست:‏ «خداوند مرد صالح را برای خود انتخاب کرده است.» کسانی که متوکل به خداوند می‌باشند،‏ همانند «مردمک چشم» او می‌باشند (زکریا ۲:‏۸)‏ و نام آن‌ها در کف دستان او حک شده است (اشعیا ۴۹:‏۱۶)‏. وقتی آن‌ها خدا را صدا می‌زنند و از او کمک می‌طلبند،‏ خدا دعای آن‌ها را می‌شنود. بدین ترتیب داود مهر تأییدی بر این فرموده پولس رسول در رساله به رومیان ۸:‏۳۱ نهاده است که می‌فرماید،‏ اگر خدا با ما است،‏ چه کسی می‌تواند بر ضد ما برخیزد و موفق شود؟


/جدول تحقق پیش‌گویی‌های مزامیر/

جدول تحقق پیش‌گویی‌های مزامیر
مزمورتقدیرتحقق
۲:‏۷پسر خدامتی ۳:‏۱۷
۸:‏۲ستوده شده توسط کودکانمتی ۲۱:‏۱۵ و ۱۶
۸:‏۶مسلط بر همه‌چیزعبرانیان ۲:‏۸
۱۶:‏۱۰قیام از مردگانمتی ۲۸:‏۷
۲۲:‏۱متروک خدامتی ۲۷:‏۴۶
۲۲:‏۷ و ۸مورد تمسخر دشمنانلوقا ۲۳:‏۳۵
۲۲:‏۱۶دست و پای سوراخ شدهیوحنا ۲۰:‏۲۷
۲۲:‏۱۸قرعه افکندن بر لباسمتی ۲۷:‏۳۵ و ۳۶
۳۴:‏۲۰استخوان‌های نشکستهیوحنا ۱۹:‏۳۲،‏ ۳۳،‏ ۳۶
۳۵:‏۱۱تهمت شاهدان دروغینمرقس ۱۴:‏۵۷
۳۵:‏۱۹خصومت بی‌سببیوحنا ۱۵:‏۲۵
۴۰:‏۷ و ۸رغبت به ارادۀ خداعبرانیان ۱۰:‏۷
۴۱:‏۹تسلیم شدن توسط یک دوستلوقا ۲۲:‏۴۷
۴۵:‏۶سلطنت ابدیعبرانیان ۱:‏۸
۶۸:‏۱۸صعود به آسماناعمال ۱:‏۹-‏۱۱
۶۹:‏۹شوق خانه خدایوحنا ۲:‏۱۷
۶۹:‏۲۱نوشانیدن سرکه و زردابمتی ۲۷:‏۳۴
۱۰۹:‏۴دعا در حق دشمنانلوقا ۲۳:‏۳۴
۱۰۹:‏۸تسلیم‌کننده‌اش ساقط می‌شوداعمال ۱:‏۲۰
۱۱۰:‏۱پادشاهی او بر دشمنانشمتی ۲۲:‏۴۴
۱۱۰:‏۴کاهن برای ابدعبرانیان ۵:‏۶
۱۱۸:‏۲۲سنگ زاویه بنای خدامتی ۲۱:‏۴۲
۱۱۸:‏۲۶آمدن در نام خداوندمتی ۲۱:‏۹

آیاتی از کتاب مزامیر

42 .صالحان این را دیده شادمان میشوند، و تمامی شرارت دهان خود را خواهد بست

 20 .کلام خود را فرستاده ایشان را شفا بخشید، و ایشان را از هلاکتهای ایشان رهانید

10 .و ایشان را از دست دشمن نجات داد، و از دست خصم رهایی بخشید

 5 .تا سعادت برگزیدگان تو را ببینم، و به شادمانی قوم تو مسرور شوم و به میراث تو فخر نمایم

24 .و او قوم خود را بارور گردانید، و ایشان را از دشمنان ایشان قویتر ساخت

 9 .تمامی روز دشمانم من را سرزنش میکنند، و آنانی که برمن دیوانه شدهاند من را لعنت مینمایند

16 .من مستمندم و از طفولیت مشرف بر موت شدهام، ترسهای تو را متحمل شده متحیر گردیدهام

 6 .هر روزه سخنان من را منحرف میسازند، همة فکرهای ایشان دربارة من بر شرارت است

14 .ما را نزد همسایگان ما ناچیز گردانیدی، اهانت و سخریة نزد آنانی که گرداگرد مایند

 10 .من گنگ بودم و زبان خود را باز نکردم، زیرا که تو اینرا خواستی

13 .آنانیکه قصد جانم دارند دام میگسترند، و بد اندیشانم سخنان فتنهانگیز میگویند، و تمام روز حیله را تفکر میکنند

 6 .روح خود را بهدست تو میسپارم، ای خد.اوند خد.ای حق تو من را فدیه دادی

23 .نام تو را به برادران خود اعلام خواهم کرد، در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند

 18 .همة استخوانهای خود را میشمارم، ایشان به من چشم دوخته مینگرند

8 .هر که من را بیند به من استهزاء میکند، لبهای خود را باز میکنند و سرهای خود را میجنبانند (و میگویند)

 11 .با عنایت تو از رحم خارج شدم، از شکم مادرم، خد.ای من تو هستی

51 .که نجات عظیمی به پادشاه خود داده و به ماشیح خویش رحمت نموده است، یعنی به داوید و ذریت او تا ابد

  17 .زیرا سگان دور من را گرفتهاند، جماعت اشرار من را احاطه کرده، دستها و پایهایم من را مثل شیر میشکنند

4 .چون در وادی سایة موت نیز راه روم، از هجوم بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی، عصا و چوبدستی تو من را تسلی خواهد داد

عکاس-حسام الدین شفیعیاندسته‌بندی حسام الدین شفیعیان-عکاسی - حسام الدین شفیعیان

آیاتی از کتاب مزامیر

22 .ننگ و رسوایی را از من بگردان، زیرا که گواهیهای تو را حفظ کردهام

 31 .به گواهیهای تو پیوستم، ای خد.اوند من را خجل مساز

36 .دل من را به گواهیهای خود مایل گردان، و نه به سوی طمع

 51 .ظالمان من را بسیار استهزاء کردند، لیکن از شریعت تو رو نگردانیم

66 .خردمندی نیکو و معرفت را به من بیاموز، زیرا که به اوامرتو ایمان آوردم

 82 .چشمان من برای کلام تو تار گردیده است، و میگویم کی من را تسلی خواهی داد

88 .به حسب رحمت خود من را زنده نگاهدار، تا شهادات ندای تو را نگاه دارم

 94 .من از آن تو هستم من را نجات ده، زیرا که اوامرتو را طلبیدم

102 .از داوریهای تو رو برنگردانیم، زیرا که تو من را تعلیم دادی

 133 .قدمهای من را در کلام خودت بیارا، تا هیچ کجرفتاری برمن تسلط نیابد

153 .بر بیچارگی من نظر کن و من را خلاصی ده، زیرا که شریعت تو را فراموش نکردهام

 176 .مثل گوسفندگم شده آواره گشتم بندة خود را طلب نما، زیرا که اوامرتو را فراموش نکردم

8 .خد.اوند خروج و ورودت را نگاه خواهد داشت، از حالا و تا به ابد

  2 .چه بسیار از طفولیتم من را اذیت رسانیدند، لیکن بر من غالب نیامدند

15 .بتهای امتها طلا و نقره میباشند، عمل دستهای انسان

 8 .اگر به آسمان صعود کنم تو آنجا هستی، و اگر در گور بستر بگسترانم اینک تو آنجا هستی

20 .زیرا سخنان مکرآمیز دربارة تو میگویند، و دشمنانت نام تو را به باطل میبرند

 7 .به نالة من توجه کن زیرا که بسیار ذلیلم، من را از جفا کنندگانم برهان زیرا که از من زورآورترند

15 .خد.اوند جمیع افتادگان را تأیید میکند، و خمشدگان را بر میخیزاند

 9 .خد.اوند چشمان کوران را باز میکند، خد.اوند خمشدگان را برمیافرازد، خد.اوند عادلان را دوست میدارد

17 .گوشها دارند و نمیشنوند بلکه در دهان ایشان هیچ نَفَس نیست

 158 .خیانتکاران را دیدم و (با آنها) جدل کردم، زیرا کلام تو را نگاه نمیدارند

68 .تو نیکو هستی و نیکویی میکنی، فرایض خود را به من بیاموز

 6 .خد.اوند با من است پس نخواهم ترسید، انسان به من چه تواند کرد

22 .زیرا که من فقیر و مسکین هستم، و دل من در اندرونم مجروح است