15 .و مثل کسی گردیدهام که نمیشنود، و کسی که بر زبانش حرفی نباشد
3 .من گنگ بودم و خاموش و از (بیان) نیکویی نیز سکوت کردم، و درد من بهحرکت آمد
16 .آنانیکه بر من هه هه میگویند، به سبب خجالت خویش حیران شوند
8 .و تمامی دشمنانم با یکدیگر بر من نمامی میکنند، و دربارة من بدی میاندیشند
15 .ما را در میان امتها ضربالمثل ساختهای، (موجب) جنبانیدن سر(به عنوان تحقیر) در میان قومها(قرار دادهای)
26 .زیرا که جان ما تا به خاک خم (و پست) شده است، و شکم ما به زمین چسبیده
5 .گوش خود را به مثلی فرا میدهم، معمای خویش را (با نواختن) بربط میگشایم
4 .آسمان را از بالا میخواند، و زمین را تا قوم خود را داوری کند
11 .روز و شب بر حصارهایش گردش میکنند، و شرارت و مشقت در میانش میباشد
23 .پس مائدة ایشان پیش روی ایشان تله باد، و چون مطمئن هستند دامی باشد
30 .و اما من مسکین و دردمند هستم پس ای خد.ا نجات تو من را سرافراز سازد
8 .استهزاء میکنند و حرفهای بد میزنند، و سخنان ظلمآمیز را با صدای بلند میگویند
4 .دشمنانت در میان وعدهگاه تو غرش میکنند، و علَمهای خود را برای علامات برپا مینمایند
7 .ما را محل منازعة همسایگان ما ساختهای و دشمنان ما در میان خویش ما را استهزاء مینمایند
35 .عهد خود را نخواهم شکست، و آنچه را اعلام کردهام تغییر نخواهم داد
6 .و نه از وبایی که در تاریکی گذر میکند، و نه از طاعونی که وقت ظهر فساد میکند
7 .مرد نادان این را نمیداند، و جاهل در این تأمل نمیکند
18 .بر آنانی که عهد او را حفظ میکنند، و فرایض او را یاد میدارند تا آنها را به جا آورند
13 .بر من سخت هجوم آوردی تا بیفتم، لیکن خد.اوند من را یاری نمود





3 .ای خد.اوند بر من کرم فرما زیرا که پژمردهام، ای خد.اوند مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم لرزانند
11 .همة دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد، رو برگردانیده ناگهان خجل خواهند گردید
4 .چون دشمنانم به عقب بازگردند، آنگاه لغزیده از حضور تو هلاک خواهند شد
13 .زیرا او که انتقام گیرندة خون (بیگناهان) است ایشان را بیاد آورده، و فریاد مساکین را فراموش نکرده است
7 .دهان او از لعنت و مکرو ظلم پر است، زیر زبانش مشقت و گناه است
3 .همه به یکدیگر دروغ میگویند، به لبهای چاپلوس و دل منافق سخن میرانند
2 .خد.اوند از آسمان بر بنیآدم نظر انداخت تا ببیند، که آیا فهیم و طالب خدایی هست
7 .خد.اوند را که مرا نصیحت نمود متبارک میخوانم، شبانگاه نیز(افکار) قلبم مرا تنبیه میکنند
5 .مرگ تار و پود من را احاطه کرده، و سیلابهای شرارت مرا ترسانیدهاند
44 .من را از منازعهای قوم برهان سر امتها ساز، قومی را که نشناخته بودم من را خدمت نماید
6 .و او مثل داماد از حجلهای خود بیرون میآید، و مثل پهلوان از دویدن در مسیر شادی میکند
12 .از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است، و کسی نیست که مدد کند
10 .در خون من چه فایده است چون به حفره فرو میروم، آیا خاک تو را حمد میگوید و راستی تو را با خبر خواهد
15 .از بدی اجتناب نما و نیکویی بکن، صلح را طلب نما و در پی آن بکوش
8 .از غضب برکنار شو و خشم را ترک کن، خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد
24 .اگرچه بیفتد افکنده نخواهد شد، زیرا خد.اوند دستش را میگیرد
8 .زیرا کمر من از سوزش پر شده است، و در جسم من صحتی نیست







1 [صلات داود] ای خداوند، عدالت را بشنو و به فریاد من توجه فرما! و دعای مرا که از لب بیریا میآید، گوش بگیر!
12 مَثَل او مَثَل شیری است که در دریدن حریص باشد، و مَثَل شیر ژیان که در بیشهٔ خود در کمین است.
7 تو ای خداوند ایشان را محافظت خواهی نمود؛ از این طبقه و تا ابدالآباد محافظت خواهی فرمود.
12 زیرا او که انتقام گیرندهٔ خون است، ایشان را به یاد آورده، و فریاد مساکین را فراموش نکرده است.
2 از تکبّر شریران، فقیر سوخته میشود؛ در مشورتهایی که اندیشیدهاند، گرفتار میشوند.











5 جلال او بهسبب نجات تو عظیم شده. اکرام و حشمت را بر او نهادهای.
11 زیرا قصد بدی برای تو کردند و مکایدی را اندیشیدند که آن را نتوانستند بجا آوَرْد.
21 زیرا که راههای خداوند را نگاه داشته، و به خدای خویش عصیان نورزیدهام،
5 نقرهٔ خود را به سود نمیدهد و رشوه بر بیگناه نمیگیرد. آنکه این را به جا آوَرَد، تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد.







3 سخنان زبانش شرارت و حیله است. از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است.
16 پادشاه به زیادتیِ لشکر خلاص نخواهد شد و جبار به بسیاری قوّت رهایی نخواهد یافت.
7 فرشتهٔ خداوند گرداگرد ترسندگان او است؛ اردو زده، ایشان را میرهاند.
15 چشمان خداوند بسوی صالحان است و گوشهای وی بسوی فریاد ایشان.
10 چون پدر و مادرم مرا ترک کنند، آنگاه خداوند مرا برمیدارد.
3 بلی، هر که انتظار تو میکشد خجل نخواهد شد. آنانی که بیسبب خیانت میکنند خجل خواهند گردید.
16 بر من ملتفت شده، رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم.





