بلاگ 19
بلاگ 19

بلاگ 19

از آدم تا خاتم

از آدم تا خاتم

بشنو تاریخت ..حکایت می کند

از غم دوران شکایت می کند

کز نخستین دم..که آدم شد..پدید

قصه های تلخ و شیرین آفرید

بود آدم در بهشت..آرام و رام

می زدی گام همچو کبک خوشخرام

می وزید باد بهاران در برش

سایه های بید مجنون..بر سرش

زیر پایش..مخمل سبز چمن

پیش دستش..دسته های یاسمن

در کنارش چشمه های خوشگوار

در جوارش رشته های جویبار

بر فرازش طوطیان و بلبلان

از میان شاخساران..نغمه خوان

 

مر ملائک را خطاب آمد که من

خلق خواهم کرد خلقی این زمن

او خلیفه ی من بود اندر زمین

بر همه مخلوق من باشد مهین

پس ملائک ..جملگی گفتند ما

حمد می گوییم ترا اندر سما

او کند سفک دماء و هم فساد

پیش گیرد..شیوه ی کفر و عناد

گفت..رازی هست..اندر این هما

راز آنرا من بدانم ..نی شما

راست کردی قالبش را در زمان

پس دمید از روح خود ..در قلب آن

گفت..ملائک را که آنک اسجدوا

جملگی تان سجده برده پیش او

جملگی شان..سجده کرده..بی امان

غیر ابلیس..کو ابا کردی از آن

گفت..من از آتشم..او از لجن

خلقت او نیستی..برتر زمن

پس ابا کردی و استکبار او

ارزش خود را ..نمودی خوار او

او..بدیدی قالب آدم عیان

او ..ندیدی قلب  را در آن میان

او..گل آدم بدیدی..نی دلش

او تنش دیدی..ندیدی منزلش

او..تراب و طین و صلصالش بدید

او..نفخت فیه من روحی ندید

او..بدیدی پایگاه سافلین

او..ندیدی جایگاه عارفین

این گل خشک ترک خورده مبین

آن ((گل)) شاداب جان او ببین

او..بدیدی صورت قابیلیان

او..ندیدی سیرت هابیلیان

او..بدیدی کبر نمرود شمن

او..ندیدی آن خلیل بت شکن

مثنوی از آدم تا خاتم از آثار استاد زنده یاد محمد جواد شفیعیان

از آدم تا خاتم

یک زمان نمرود مستکبر فخور

برسرش بنهاد تاجی از غرور


برگرفتی او همی تیر و کمان


تا زند با آن خدای آسمان


پس خدا انگیخت ابراهیم را


تا بگیرد از سرش دیهیم را


تا بکوبد جملگی بتهای او


هم فرو بنشاند آن غوغای او


گفت ابراهیم با مردم سخن


دست بردارید از این رسم کهن


این بتان مخلوق دستان شما


کی توانند بود درمان شما


با شما ای مه پرستان همچنین


فاش گویم لا احب الافلین


ماه و خورشید هر دو مخلوق خدا


هر یکی سوی خدا ما را هدی


چون که او بتهایشان را زد شکست


کینه اش اندر دل ایشان نشست


آتشی افروختند نمرودیان


آتشی از جهل و خشم و کینه شان


تا بسوزانند خلیل الله را


دوستدار و مخلص الله را


کرد آتش را بر او سرد و سلام


کرد بر نمرود حجت را تمام


دادفرمان پشه ای را که بگیر


جان این مستکبر نادان پیر


رفت ابراهیم بسوی دلستان


جانب مکه بهمراه کسان


برد هاجر را و اسماعیل را


تا چه فرماید خدا جبرییل را


پس فرود آمد در آن صحرای داغ


نی نشان از آب و باد و باغ و راغ


بود کودک تشنه و هل هل زنان


بود هاجر در پی آبی دوان


تا بیابد جرعه ی آبی در آن


تا بریزد کودکش را در دهان


ناگهان جوشید او را زیر پا


چشمه ی آب زلالی دیر پا


چشمه ی زمزم در آن صحرای داغ


بهتر از هر بوستان و باغ و راغ


محمد جواد شفیعیان

از آدم تا خاتم

کرد ابراهیم بر پا کعبه را

قلب توحید جهان و قبله را

کعبه تنها شکل اندر هندسه

شش مربع شش جهت بر تسویه

هست کعبه سمبل ذات خدا

کل اضلاعش بود یکسان ترا

هر کجا که رو بگردانید شما

راست بینید جلوه ی روی خدا

تا که فرمان آمد ابراهیم را

ذبح کن اینک تو اسماعیل را

او اجابت کرد فرمان اله

برد فرزندش بسوی قتلگاه

آمدش شیطان با مکر و ریا

رمی کرد او را سه بار با بانگ لا

پس نهاد تیغ بر گلو فرزند را

تا کند ذبح کودک دلبند را

وحی آمد ای خلیل ماهلا

تو شدی پیروز در این ابتلا

بعد از این از نسل فرزند تو ما

همچنان بیرون کشانیم انبیا

چون که ابراهیم بتها را شکست

هم بت نمرود و شیطان را شکست

هم بت نفس و نهان خویش را

بت شکن شد او زمان خویش را

 محمد جواد شفیعیان

امثال 9

حکمت، خانه خود را بنا کرده، و هفت ستونهای خویش را تراشیده است.
۲
ذبایح خود را ذبح نموده و شراب خود را ممزوج ساخته و سفره خود را نیز آراسته است.
۳
کنیزان خود را فرستاده، ندا کرده است، بر پشتهای بلندشهر.
۴
هر‌که جاهل باشد به اینجا بیاید، و هر‌که ناقص العقل است او را می‌گوید.
۵
بیایید از غذای من بخورید، و از شرابی که ممزوج ساخته‌ام بنوشید.
۶
جهالت را ترک کرده، زنده بمانید، و به طریق فهم سلوک نمایید.
۷
هر‌که استهزاکننده راتادیب نماید، برای خویشتن رسوایی را تحصیل کند، و هر‌که شریر را تنبیه نماید برای او عیب می‌باشد.
۸
استهزاکننده را تنبیه منما مبادا از تونفرت کند، اما مرد حکیم را تنبیه نما که تو رادوست خواهد داشت.
۹
مرد حکیم را پند ده که زیاده حکیم خواهد شد. مرد عادل را تعلیم ده که علمش خواهد افزود.
۱۰
ابتدای حکمت ترس خداوند است، و معرفت قدوس فطانت می‌باشد.
۱۱
زیرا که به واسطه من روزهای تو کثیر خواهدشد، و سالهای عمر از برایت زیاده خواهدگردید.
۱۲
اگر حکیم هستی، برای خویشتن حکیم هستی. و اگر استهزا نمایی به تنهایی متحمل آن خواهی بود.
۱۳
زن احمق یاوه‌گو است، جاهل است و هیچ نمی داند،
۱۴
و نزد در خانه خود می‌نشیند، درمکانهای بلند شهر بر کرسی،
۱۵
تا راه روندگان رابخواند، و آنانی را که به راههای خود براستی می‌روند.
۱۶
هر‌که جاهل باشد به اینجا برگردد، وبه ناقص العقل می‌گوید:
۱۷
«آبهای دزدیده شده شیرین است، و نان خفیه لذیذ می‌باشد.»و اونمی داند که مردگان در آنجا هستند، ودعوت‌شدگانش در عمقهای هاویه می‌باشند.
۱۸
و اونمی داند که مردگان در آنجا هستند، ودعوت‌شدگانش در عمقهای هاویه می‌باشند.

Фото Святой Пророк Царь Соломон. Фреска Софийского собора в Новгороде. 1108  год. Фрагмент. на фотохостинге FotoloadThe Untold Truth Of King Solomon

امثال 8

آیا حکمت ندا نمی کند، و فطانت آوازخود را بلند نمی نماید؟
۲
به‌سر مکان های بلند، به کناره راه، در میان طریقها می‌ایستد.
۳
به‌جانب دروازه‌ها به دهنه شهر، نزد مدخل دروازه‌ها صدا می‌زند.
۴
که شما را‌ای مردان می‌خوانم و آواز من به بنی آدم است.
۵
‌ای جاهلان زیرکی را بفهمید و‌ای احمقان عقل رادرک نمایید.
۶
بشنوید زیرا که به امور عالیه تکلم می‌نمایم و گشادن لبهایم استقامت است.
۷
دهانم به راستی تنطق می‌کند و لبهایم شرارت را مکروه می‌دارد.
۸
همه سخنان دهانم بر‌حق است و درآنها هیچ‌چیز کج یا معوج نیست.
۹
تمامی آنهانزد مرد فهیم واضح است و نزد یابندگان معرفت مستقیم است.
۱۰
تادیب مرا قبول کنید و نه نقره را، و معرفت را بیشتر از طلای خالص.
۱۱
زیرا که حکمت از لعلها بهتر است، و جمیع نفایس را به او برابر نتوان کرد.
۱۲
من حکمتم و در زیرکی سکونت دارم، و معرفت تدبیر را یافته‌ام.
۱۳
ترس خداوند، مکروه داشتن بدی است. غرور و تکبر وراه بد و دهان دروغگو را مکروه می‌دارم.
۱۴
مشورت و حکمت کامل از آن من است. من فهم هستم و قوت از آن من است.
۱۵
به من پادشاهان سلطنت می‌کنند، و داوران به عدالت فتوا می‌دهند.
۱۶
به من سروران حکمرانی می‌نمایند و شریفان و جمیع داوران جهان.
۱۷
من دوست می‌دارم آنانی را که مرا دوست می‌دارند. وهر‌که مرا به جد و جهد بطلبد مرا خواهد یافت.
۱۸
دولت و جلال با من است. توانگری جاودانی وعدالت.
۱۹
ثمره من از طلا و زر ناب بهتر است، وحاصل من از نقره خالص.
۲۰
در طریق عدالت می‌خرامم، در میان راههای انصاف،
۲۱
تا مال حقیقی را نصیب محبان خود گردانم، وخزینه های ایشان را مملو سازم.
۲۲
خداوند مرا مبداء طریق خود داشت، قبل از اعمال خویش از ازل.
۲۳
من از ازل برقرار بودم، از ابتدا پیش از بودن جهان.
۲۴
هنگامی که لجه هانبود من مولود شدم، وقتی که چشمه های پر ازآب وجود نداشت.
۲۵
قبل از آنگاه کوهها برپاشود، پیش از تلها مولود گردیدم.
۲۶
چون زمین وصحراها را هنوز نساخته بود، و نه اول غبار ربع مسکون را.
۲۷
وقتی که او آسمان را مستحکم ساخت من آنجا بودم، و هنگامی که دایره را برسطح لجه قرار داد.
۲۸
وقتی که افلاک را بالااستوار کرد، و چشمه های لجه را استوار گردانید.
۲۹
چون به دریا حد قرار داد، تا آبها از فرمان اوتجاوز نکنند، و زمانی که بنیاد زمین را نهاد.
۳۰
آنگاه نزد او معمار بودم، و روزبروز شادی می‌نمودم، و همیشه به حضور او اهتزاز می‌کردم.
۳۱
و اهتزاز من در آبادی زمین وی، و شادی من بابنی آدم می‌بود.
۳۲
پس الان‌ای پسران مرا بشنوید، وخوشابحال آنانی که طریقهای مرا نگاه دارند.
۳۳
تادیب را بشنوید و حکیم باشید، و آن را ردمنمایید.
۳۴
خوشابحال کسی‌که مرا بشنود، و هرروز نزد درهای من دیده بانی کند، و باهوهای دروازه های مرا محافظت نماید.
۳۵
زیرا هر‌که مرایابد حیات را تحصیل کند، و رضامندی خداوندرا حاصل نماید.و اما کسی‌که مرا خطا کند، به‌جان خود ضرر رساند، و هر‌که مرا دشمن دارد، موت را دوست دارد.
۳۶
و اما کسی‌که مرا خطا کند، به‌جان خود ضرر رساند،
 و هر‌که مرا دشمن دارد، موت را دوست دارد.

King Solomon by French School - ArtveeView the World: King SolomonThe Wise Hoopoe: Sunday Morning Quran Bird Study VII | SANTA MONICA BAY  AUDUBON SOCIETY BLOGСоломон – биография, фото, личная жизнь царя, кольцо, притчи - 24СМИЦарствование Соломона / Православие.Ru