-
شب های فانوسی روزهای خورشیدی
جمعه 20 خرداد 1401 10:16
صدای فانوس شبی می امد در پس نقطه تاریک کمی نور میشد زنوری که دل شب زشب پر میشد خط بطلان دقایق زتاریخ میداشت این غزل بود یا که در مثنوی شعر گم میشد شاعری پر بگرفتو کمی شعر میشد بر در دفتر عشق زنو نو میشد این زبیتی که قلم نوبر داشت قرمزی داخل واژه کمی گم میشد کال خط برگرفت در درون قرمزی سرخ میشد سرخ زدانه زقلم دانه دانه...
-
کجای قصه خوابیدی
جمعه 20 خرداد 1401 10:16
باز کجای قصه ی خواب گرفته نور مهتاب هست شبی شعری که میبرد غمهای زمین را روی تقاطع فکر رسالت چگونه زیستن بود و در بلوار اندیشه مردی تبر میزد درختان فکر را شعری برایت گفته ام نامه رسان نیاورد کجای واژه اشکم خنده دار بود برای شعرم شمعی روشن کن حسام الدین شفیعیان
-
شهر بادبادک ها
جمعه 20 خرداد 1401 10:15
قصیده های بارانی کلبه شنزار های ساحلی دریایی میان قطعات زندگی تاب میخورد ماحصل فکرهای طوفانی چند قصه ناسروده انگار فصل سرد خواب های پسا تاریخ از شعری تنیده در قالب دفتر ذهن ما همه در دفتر زندگی رفته از کلمات شده ایم مزرعه ای در بادهای قطب های تنهایی نموداری از تکاپوی شهری تکاپوی درون خواب های طولانی شهر های تکیده بر...
-
دفتر خاک خورده
جمعه 20 خرداد 1401 10:15
چراغ مطالعه روی میز خاک خورده کاغذهای باطله از روزانه های تاب خورده تاب بلند روی تپه ی تاب انگیز آدمک های نیمکره اینور شعرو آنور شعر سوت دست هورا اشک غم های هیولایی دودمان دود گرفته از شعر میشد تاریخ روی میخک تنهایی روی فرش شعر قرمز ایست بود چند تکان محکم شعر بیداری ناسروده ترین قصیده پائیز بود جایی فراسوی سوسوی چراغ...
-
سیاره آدمک ها
جمعه 20 خرداد 1401 10:15
سوت سوت سوت ایست ممتد شعر شهر خواب از شعر شعر خواب از شهر تکان تکان شعر را بتکان بر روی واژه نقطه نقطه هست نکته مغز بادامی که تلخی شعر دارد شیرینی از کام شعر انگیز دارد تابلوی سیاه زده از گوشه عکسی عکس های خواب زده خواب زدگان زندگان شعر تاریخچه کهن عصر مدرن ابیات تازه از تراشه های نوک مدادی مداد کیبوردی مداد غیر کاغذی...
-
/شهری در دل قصه/
جمعه 20 خرداد 1401 10:14
قصه شب غزلی از صبح داشت زان پس صبح طلوعی دگری را میداشت زان زپس روز زنو از روزی روزی از روز دگر از روزی بود شهری در دل قصه دگر قصه های زین پسو غصه دگر ماه در آینه خورشید میشد خورشید فلک را دور گردان میشد زان زروزی زبعد از روزی شبو شبهای دگر آمدو رفت قصه آمدنو رفتن ما اینگونه بر چرخ فلک قصه همی گردش نو زین پسو پس...
-
کوزه از چه طرح عالی میداشت
جمعه 20 خرداد 1401 10:14
شعر را کوزه گری خواست که طرحش بزند دور دور به دستان هنرمند خودش طرح بزند خواست شعر را به دستش درون کوزه حرف بزند حرف زد درون کوزه نه برون آن طرح زد گلهای بنفشه و سنبلو آفتابگردان برونش چه زیبا مینگشت کوزه گر غم خود را به کوزه چه زیبا میزد انگار تمام ساعت همان طرح زدن خواب کوزه زطرحش برون شعر زدن دیدم که هنر طرح زدرون...
-
/خورشید هدایت/
جمعه 20 خرداد 1401 10:14
/خورشید هدایت/ ای چشمه خورشید هدایت در سپر از دوران تاریخ هدایت بر بر هدف در بر امید چو خورشید ماهو ستاره همه در عشق چو جوشید شعر از کلمات حرف چو باران شود آری این هست نهال بذر تنومند صداقت راستی در بر تعالی متعالی هر کسی که دارد بر خود جوشش چو عالی کوشیدنو جوشش همه در راه بذر حمایت حامی بر کل افلاک و کهکشانها و جلال...
-
/شمع و شمع ها/
جمعه 20 خرداد 1401 10:13
/شمع و شمع ها/ آتش در دل پروانه زدن چون شمع به روی گلو گردش ایام زدن شمع دوریست که پروانه بگردد گرد آن جمع شمعی که سوی جانانه زدن ماحصل نقطه پرگار جهانیم خوش آنکه پرگارش دور خوبی بر جهان متبلور زدن چه تبلور الماس که در دل دیگران خوبی برای دل جانانه زدن حسام الدین شفیعیان
-
/ابرهای سفیدو سیاه/
جمعه 20 خرداد 1401 10:13
/ابرهای سفیدو سیاه/ زان شکن از قفس خود زبی قفسی زخود برون برون نما از خود ز فکر تو که گیرد جهان برون برون نما شکسته از قفسی که خود کنی زآن برون با خود شکن شکن زخود زخود برون برون نما زلاک خود زحالت به سستی ات زجان خود طلب شکن طلب شکن ز خود شکن طلب بکن زخود که از خودی که میبرد تو را مدارا میکنی با جان خویشتن که او...
-
/رود و دریا/
جمعه 20 خرداد 1401 10:13
در مسیر رود بود سنگلاخ ها رود زصخره زدو شد سیلاب ها آرزویش به دریا رسیدن میرفت در مسیر دریا چه بود سنگلاخ ها رود گلالود شد از سنگ خاک گرفته مدتی ماندو بو گرفت زسنگلاخ ها سد او شدن تا به دریا نرسد سد او که اندیشه دریا شدن ها خروش او باران میگرفت زسنگ شکستو شد همره دریاها شاعر-حسام الدین شفیعیان
-
/خود از خود بشکنو خود شکن از فکر دگری/
جمعه 20 خرداد 1401 10:12
بنهو بارو ببندو نمنی زمنی از من بی من شو تو مرد دگری خود بتکانو بتکونو تکانی زفکرت بدهو تو شو ای فکر چو مرز بی نشانی از نشانی که رسد بر دل دوست چو تمنا بکنی ز خود زخود زدیگری تو دگر خود زبی خود شده ای چو درخت بی ثمری بالو بالت به پرواز دلت آینه ای از بر عشق چو به بر بندیو بندی زخود تو ثمری شبو شبها برفتو تو همی شو که...
-
من در گذر از تاریخ با ارسطو
جمعه 20 خرداد 1401 10:12
من در گذر از تاریخ با ارسطو من با ارسطو چای خوردم و از او پرسیدم حالش را و او که واژگون شده بود در فلسفه حال خویش ز خود من سقراط قصههای او بودم بدون او من چراغ سر در علامت سوال او بودم بدون خودی ز خودم من حکمت فکر او ز فکر دیگری بودم من تنها عامل یاد خود او ز بردن یاد خودش ز خود او بودم من غافل از صحبت او سنگ...
-
گلفشانی
جمعه 20 خرداد 1401 10:12
با همی شور گلفشانی گفتی چه عالی تو نشانی گفتی غزل سرایی گفتی شکر زدیو قند چکانی گفتی هم شورو نوای دل طوفانی زدی هم اشک پیاله به دل بارانی زدی تار غم بر شعر خود به قالی بافتی طرح زدیو طرح چو گل ها زقالی بافتی خط خط شعرت را موج فشانی گفتی آخر خط نقطه سر خط بعد با نشانی گفتی حسام الدین شفیعیان
-
بند قفس کلمات
جمعه 20 خرداد 1401 10:11
قفس بند کلمه شعر میشود قفس قفس بند بند شعر من حرف میشود موج تکاندن زخود صخره شکن شویم یا شهر دیوارهایش بلندو ما کوتاه شویم
-
بار سنگین کلمات
جمعه 20 خرداد 1401 10:11
مسئله بار سنگین دارد بر تفکر ما شعر بگفتن دارد انگار آدمک هایی که دلبستن شاید این قصه ژانویه ای از خود دارد بار جسم خسته روح خسته انگار شعر هم واژه کمی حرف دارد
-
ستوده باد فصلی نو
جمعه 20 خرداد 1401 10:11
شاخه های بهار درختان بهاری و گلفشانی فصل پاییزی یا زمستانی یا تابستانی که فصلی دگر دارد نغمه خود را به فصل ها بدهیم بهار هم شکرانه شکوفه ها میشود تابان خورشید و خورشید تابان در آسمان شعله سرکش در پرتو هایی درخشان ستوده باد فصلی نو در رویش
-
تاریخ ذهنی
جمعه 20 خرداد 1401 10:10
جایی در کنج تاریخ ذهنی میان تقویم تاریخ کهن و نو جایی در زمین هموار در تاریخ ذهنی سروده ای در تاب زمین قصیده ای در باب زمین غزلی در نابرده زمین مثنوی در تاخورده زمین شکوهی در بلندای زمین آری قصه های تقویم و ساعت زمین حسام الدین شفیعیان
-
سمفونی زندگی
جمعه 20 خرداد 1401 10:10
باز صبح در برای خورشید مینوازد خورشید همچون تابشی بر زمین مینوازد کوه ها بر دل خورشید جا مانده اند درختی بالای کوه در زمین میماند ریشه آن جایی در سمفونی زمین است این شعر جایی در یخبندان زمین است و نت های آن فالش و زیر و بم زمین است حسام الدین شفیعیان
-
غروب و طلوع زندگی
جمعه 20 خرداد 1401 10:10
غروب در ماحصل زمین فرو میرود زمین در طلوع رخ مینماید میان خورشید و خورشید طلوع و غروب هست کاج ها تنیده در هم تندباد زندگی موج موج رنگین کمان زندگی قابی خالی قابی درون شکستگی زندگی حسام الدین شفیعیان
-
پرچمی درون صلح باران زده
جمعه 20 خرداد 1401 10:09
صلح ماتم زده شاپرک پر زده پیانو خاک زده غمی در دل تاک دور تنیده از خاموشی زده و پرچمی میان صلح باران زده حسام الدین شفیعیان
-
نو و کهن
جمعه 20 خرداد 1401 10:09
دیرینه کهنی نو میشویم در کهن خود نو به نو میشویم درون تاب هنر بر قلم روانه میشویم شعری درون نو کهن ابیات معاصری در نو میشویم گاهی همین دو فاصله نو و کهن برای سرودن درون بارانی دریاست حسام الدین شفیعیان
-
بارانی درون و بارانی برون
جمعه 20 خرداد 1401 10:09
باران نهفته زیر پوستی جایی چشمانم خوابیده جایی بیدارست باران درون غمهایم روانست کسی نفهمید چرا پائیز غم برگ ریزانست آجرها درون زندگی ناپیدا هست و سطر سطر درون من کاغذ بارانی بی باران هست میتابد خورشید اما انگار سالهاست که درون من مهتابی به وسعت روشنایی فردا هست حسام الدین شفیعیان
-
قصه شاپری
جمعه 20 خرداد 1401 10:08
شاپری قصه دلش تنگ شده در ورای دل قصه کمی حرف شده راوی از غصه برایش پری از دیو شده آخر قصه دگر شهر آن کاغذ بود زدو سنگ بر کلاغی که دلش تنگ شده شاعر-حسام الدین شفیعیان
-
/پروانه بشو/
جمعه 20 خرداد 1401 10:08
/پروانه بشو/ نگاه میکنی عمق پیله را که پروانه شوی همره عشق چو دیوانه شوی در چنان چون چرا چنین چگونه شعر شوی از فکرو خیال خود شعری زده ای با فتح چنین چون چنان گل زده ای آخر شعر برای خط زدن نقطه سر خط ویرگول زده ای حسام الدین شفیعیان
-
کوچه های باریک زندگی
جمعه 20 خرداد 1401 10:07
میل بافتنی که میبافت سرمای زمستان را بر تن کودک قد کشیده لباس آدم برفی تابستان را فصلها یعنی گذر از آدمک هایی که میبرند دیروز را و تاریخها قد کشیدند میان سر فصلهای زندگی را چه خطوط دلتنگی بود جایی در فصل گمشدگی ها چه کوچه سردی بود میان چند شعر گمشدن ها و اینجا دفتری به پهنای تمام فصل های زندگی هست حسام الدین شفیعیان
-
قصیده ای طوفانی-چند اپیزود بهم ریخته
جمعه 20 خرداد 1401 10:07
برای قصیده ها تنهایی برای شعر من کنج اتاقی کلماتی بارانی قصه از کاشتن بذری آغاز شد منو شبو شعرو قصیده طوفانی .. مثال عصر رنسانسی یک قصیده اساسی یک شعر تانک تانک قلم تانک اسباب بازی یک عروسک خیمه شب بازی وای چه مدل برندو عطر انگار تاریخ وسواسی شعرم را تن قصیده باز نشده تنگ کنار عطر وری وری ورساچی موتسارت گوش میکنی یا...
-
فیلمبرداری
جمعه 20 خرداد 1401 10:06
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
جمعه 20 خرداد 1401 10:05
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
جمعه 20 خرداد 1401 10:04